پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - نشانويژگيهاي ريختشناختي و عملكردي گياه برنج
3– 1– نشانويژگيهاي ريختشناختي و عملكردي گياه برنج
3– 1– 1- تعداد پنجه بارور در بوته
نتايج تجزيه واريانس اين صفت، اثر بسيار معنيدار ژنوتيپ و تراكم بوته را بر آن نشان داد و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته داراي اختلاف معنيدار نبود (جدول3-1). از نتايج مقايسه ميانگين ملاحظه گرديد كه تعداد پنجه در دو رقم بومي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگينهاي 5/9 و 2/13 و نيز در هر دو لاين اصلاح شده SA13 و 416 به ترتيب با ميانگينهاي 7/11 و 6/16 پنجه بارور در هر بوته داراي تفاوت معنيداري بود (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نيز بر اين صفت حاكي از وجود اختلاف معنيداري بين هر سه تراكم بوته با يكديگر بود و با افزايش تراكم، ميزان پنجهدهي ژنوتيپها كاهش يافت (جدول3-3). تعداد پنجه بوته در تراكمهاي بوته 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگينهاي 6/15، 5/12 و 1/10 به طور معنيداري كاهش يافت. اما تعداد پنجه بارور در واحد سطح در تراكمهاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگينهاي 2/173، 6/200 و 5/251 عدد به طور معنيداري افزايش يافت. ژنوتيپهاي حسني، SA13، هاشمي، و 416 به ترتيب با ميانگينهاي 5/9، 7/11، 2/13 و 6/16 عدد پنجه بارور در هر بوته به طور معنيداري افزايش يافت. قابليت پنجه دهي بالا در ژنوتيپهاي برنج پديده برتري محسوب نميگردد و با توجه به طول خوشه، آشكار است كه افزايش عملكرد ژنوتيپها ناشي از افزايش طول خوشه ميباشد نه افزايش قدرت پنجهدهي، به طوريكه، كاسمن (1994) كاهش تعداد پنجه به 3 تا 4 عدد در بوته را در روش كشت مستقيم پيشنهاد كرده است. گيلاني (1382) نيز وجود اختلاف در تعداد پنجه ارقام برنج در خوزستان را گزارش كرد. در يك آزمايش با افزايش تراكم، تعداد پنجه در هر بوته كاهش يافت، نكات مبهم زيادي در رابطه با تأثير تراكم بوته روي پنجهزني گياه برنج وجود دارد و چون پنجهزني يكي از عوامل مهم مؤثر بر عملكرد است، مطالعه آن موضوع جالبي محسوب ميشود [اصفهاني، 1388]. پنگ و همكاران (2004) همبستگي منفي بين افزايش دماي شب و روز (حداقل دما) را با عملكرد دانه، توسعه برگ، طويل شدن ساقه، پرشدن دانه و پنجه زني را گزارش كردند. در رقم برنج زاينده رود نيز افزايش تراكم باعث افزايش در پنجه زني شد و اثر فاصله رديف و فاصله بوته هردو بر اين صفت در فواصل رديف 15 و 35 و همچنين در فواصل بوته 10 و 20 سانتيمتر داراي تفاوتهاي معنيداري بود [رجب زاده، 1377].
3– 1– 2- باروري پنجه
نتايج تجزيه واريانس باروري پنجه نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي اختلاف بسيار معنيداري بود (جدول3-1). مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ نشان داد كه اين صفت بين ارقام بومي و لاينهاي اصلاح شده داراي اختلاف معنيدار بود و دو رقم بومي حسني و هاشمي بايكديگر و نيز دو لاين SA13 و 416 با يكديگر از نظر آماري فاقد اختلاف معنيدار بودند، اما ارقام بومي با لاينهاي اصلاح شده داراي تفاوت معنيداري بودند (جدول3-2). ارقام بومي داراي باروري پنجه بيشتر از لاينهاي اصلاح شده بودند. مقدار اين صفت در ژنوتيپهاي 416، SA13، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگينهاي 9/78، 7/82، 3/97 و 4/98 به طور معنيداري افزايش يافت. بنابراين، باروري پنجهها تحت تأثير ژنوتيپ قرارداشت و تراكم در سطوح مورد نظر در اين آزمايش بر آن داراي اثر يكسان بود. نتايج ساير آزمايشها نشان داد كه با افزايش تراكم بوته، تعداد پنجهها در بوته به طور معنيداري كاهش يافت و آرايش كاشت بر آن تأثيري نداشت [كشاورزي، 1378] و با كاهش تراكم بوته، تعداد پنجههاي بارور در بوته افزايش يافت [Baloch, et al., 2002]. در يك آزمايش اثر افزايش تعداد پنجههاي بارور در بوته بررسي شد و معلوم گرديد كه كاهش تعداد پنجههاي غيربارور تأثير مثبتي در عملكرد ندارد [Ao et al., 2010] كه اين موضوع با نتايج گزارش شده توسط مرادپور و همكاران (2011) مطابقت دارد. اسدي (1390) گزارش كرد كه، تعداد پنجه بارور در بوته در ژنوتيپهاي مختلف برنج دشت، خزر، كادوس، نعمت، ندا، فجر، شفق و ساحل داراي اختلاف بسيار معنيداري بودند [كشاورزي، 1378].
3– 1– 3- ارتفاع بوته
نتايج حاصل از تجزيه واريانس نشان داد كه، اثر ژنوتيپ بر ارتفاع بوته داراي تفاوت بسيار معنيداري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر اين صفت فاقد اثر معنيدار بودند (جدول3-1). رحيم سروش و همكاران (1383) اثر ژنوتيپ را بر ارتفاع بوته معنيدار گزارش كردند. از طرف ديگر، نتايج مقايسه ميانگين ارتفاع بوته در دو رقم بومي حسني و هاشمي با يكديگر و بين ارقام بومي و لاينهاي اصلاح شده وجود تفاوت معنيداري را نشان داد. بين دو لاين اصلاحشده تفاوت معنيداري وجود نداشت. با اين حال لاين 416 با 9/112 سانتيمتر داراي كمترين و رقم هاشمي با 7/129 سانتيمتر بيشترين ارتفاع بوته را به خود اختصاص دادند. در اين آزمايش در مقايسه ارتفاع بوته حسني با 3/116 و SA13 با 1/117 سانتيمتر تفاوت معنيداري وجود نداشت و حتي حسني كوتاهتر نيز بود (جدول3-2). ميانگين اين صفت در آزمايش 119 سانتيمتر و بازه تغييرات آن 98 تا 6/139 سانتيمتر بود. ارتفاع بوته تحت تأثير كود نيتروژن قرار ميگيرد و افزايش آن عمدتاً در ارتباط با رقابت براي نور و فضا ميباشد و بيشتر تحت تأثير تراكم گياه و چگونگي رقابت براي رسيدن به نور و سايهاندازي بر بوتههاي ديگر قرار ميگيرد (اسدي، 1390). ارتفاع بوته يكي از صفاتي است كه به شدت تحت تأثير ژنوتيپ ميباشد (نصيري، 1384). مبصر (2009) گزارش كرد كه، اثر رقم و اثر متقابل رقم در تراكمكاشت بر ارتفاع بوته داراي اختلاف بسيار معنيداري ميباشد، اما اثر تراكم بر آن معنيدار نبوده است. نحوي (1384) بي اثر بودن تراكم را در ارتفاع بوته گزارش كرد. در تأييد اين آزمايش، رحيم سروش و همكاران (1383) همبستگي منفي بين ارتفاع بوته و عملكرد را گزارش كردند. رجب زاده (1377) در آزمايش اثر تراكم بر ارتفاع بوته برنج زاينده رود، گزارش كرد كه ميانگين ارتفاع بوته اين رقم به طور معنيداري تحت تأثير فاصله رديف قرار ميگيرد و بيشترين ارتفاع در فاصله رديفهاي كمتر مشاهده شد، اما فاصله بوتهها بر اين صفت اثر معنيداري نداشت و تنها فواصل 15 و 35 سانتيمتر بر آن اختلاف معنيداري داشتند. اين صفت در مرحله رسيدگي اختلاف معنيداري را در اثر تراكم بوته نشان نداد. وي فواصل رديفها را 16، 25 و 35 سانتيمتر براي عامل تراكم در نظر گرفته بود كه در آن اختلاف ارتفاع بوته در مراحل گلدهي و گرده افشاني تحت اثر تراكم واضحتر گرديد. بنابراين، اثر تراكم بر اين صفت در مرحله ياد شده در فواصل زياد ملموستر ميگردد. الحيسيوي (1992) عدم وجود همبستگي ژنوتيپي معنيداري بين عملكرد و ارتفاع بوته را گزارش كرد.
3– 1– 4- طول خوشه
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه طول خوشه تحت تأثير ژنوتيپهاي مختلف قرارگرفته و از نظر آماري تفاوت بسيار معنيداري داشت (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه دو رقم بومي با يكديگر اختلاف معنيداري داشتند، اما دو لاين اصلاح شده باهم فاقد تفاوت آماري بودند. لاين SA13 با حسني داراي اختلاف و مشابه با هاشمي بود و لاين 416 به هيچكدام از ارقام بومي شباهتي نداشت (جدول3-2). طول خوشه ژنوتيپهاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگينهاي 6/26، 6/30، 5/31 و 7/33 سانتيمتر به طور معنيداري افزايش يافتند. همانطور كه در عملكرد دانه ملاحظه خواهد گرديد، با افزايش طول خوشه، عملكرد دانه نيز افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 6/30 سانتيمتر بود و بازه تغييرات آن 1/20 تا 0/36 بود. يكي از معيارهاي پيشنهادي انتخاب برنجهاي جديد توسط ورگارا (1991) داشتن طول خوشه بلندتر، پنجههاي كمتر و ساقههاي ضخيمتر بود. تيموريان (1388) گزارش داد كه طول خوشه در ارقام برنج داراي تفاوت معنيداري ميباشد. مطابق گزارش نيك نژاد (1386) بين طول خوشه و عملكرد دانه همبستگي شديد معنيدار مثبتي برقرار است. طول خوشه بيشتر به تنهايي به معني عملكرد بيشتر نيست [هنر نژاد، 1381] و تعداد دانه در خوشه اهميت بيشتري دارد.
3– 1– 5- عملكرد دانه
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر عملكرد دانه داراي اختلاف بسيار معنيداري بودند، اما اثر متقابل آنها معنيدار نبود (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپها بر اين صفت نشان از عدم وجود اختلاف معنيداري بين دو رقم بومي با يكديگر و نيز بين دو لاين اصلاحشده بايكديگر بود. درحاليكه، بين ارقام بومي و لاينهاي اصلاحشده از اين نظر تفاوت معنيداري وجود داشت و ارقام بومي داراي عملكرد پائينتري از لاينهاي اصلاح شده بودند (جدول3-2). ژنوتيپهاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگينهاي 2/3919، 2/4246، 7/5601 و 0/6133 كيلوگرم در هكتار افزايش يافتند. مقايسه ميانگين اثر تراكم بر عملكرد دانه حاكي از وجود اختلاف آماري معنيداري بين تراكمهاي كاشت بود به طوريكه با افزايش تراكم عملكرد دانه افزايش يافت (جدول3-3). تراكمهاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگينهاي 0/4303، 6/5007 و 4/5714 كيلوگرم در هكتار به طور معنيداري افزايش يافتند. بنابراين، تراكم مهمترين عامل قابل تنظيم براي توليد عملكرد بيشتر در گياه برنج ميباشد كه همواره بر آن اثر ميگذارد. در اين آزمايش ميانگين عملكرد دانه 4975 كيلوگرم در هكتار بود و بازه تغييرات آن 2548 تا 7688 كيلوگرم در هكتار گزارش ميگردد. در طي يك آزمايش گزارش شد كه عملكرد دانه با تعداد خوشه در واحد سطح برنج همبستگي مثبت و معنيداري وجود داشت و تراكم بوته و ژنوتيپ نيز بر اين صفت داراي اثر معنيداري بوده است [رجبي شهرستاني، 1389]. تراكمهاي كاشت پائينتر به دليل ايجاد فضاي بيشتر بين بوتهها باعث دريافت تابش بيشتر در گياه شده و بهتر رشد ميكند [Baloch, et al., 2002]، اما با كاهش تراكم بوته، تعداد خوشه در واحد سطح و تعداد دانه كاهش يافته و افزايش غير معنيدار وزن دانه به دليل داشتن همبستگي بسيار ضعيف و منفي با عملكرد دانه (045/0- r =)، قادر به عمل جبراني عملكرد نبوده و گياه با كاهشعملكرد در واحد سطح و افزايش آن در تك بوته مواجه خواهد گرديد. رجب زاده (1377) نشان داد كه با كاهش تراكم از طريق افزايش فاصله رديف، بين فاصله رديفهاي 15 و 35 سانتيمتر و نيز بين 15 و 25 سانتيمتر، عملكرد بوته به طور معنيداري افزايش يافته و ميزان محصول در واحد سطح كاهش مييابد. اما اثر فاصله بوته 10 ، 15 و 20 سانتيمتر، اگرچه بر عملكرد دانه بوته معنيداري ميباشد، بر عملكرد دانه در واحد سطح معنيدار نيست. بزرگي (2011) گزارش كرد كه عملكرد دانه تا تراكم 25 بوته در متر مربع افزايش و سپس در تراكمهاي بالاتر كاهش داشت [Bozorgi et al., 2001].
3– 1– 6– تعداد خوشه در واحد سطح
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه، اثر ژنوتيپ تأثير بسيار معنيداري بر تعداد خوشه در واحد سطح داشت و اثر تراكم بوته بر آن نيز داراي تفاوت بسيار معنيداري بود. (جدول 3-2). نتايج مقايسه ميانگين بين دو رقم بومي حسني و هاشمي با يكديگر و همچنين بين دو لاين اصلاحشده بايكديگر تفاوت معنيداري نشان داد. به طوري كه SA13 داراي تعداد خوشه در واحد سطح كمتر از هاشمي و 416 بود. و نيز 416 با همه ژنوتيپها داراي تفاوت معتيداري بود. بيشترين تعداد خوشه در واحد سطح مربوط به لاين 416 با 1/267 خوشه و كمترين آن مربوط به رقم حسني 6/157 خوشه محاسبه گرديد (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته بر اين صفت تفاوتهاي معنيداري را بين هر سه تراكم نشان داد، به طوري كه با افزايش تراكم، تعداد خوشه در واحد سطح افزايش يافت. حداكثر تعداد خوشه در واحد سطح در تراكم 25 و حداقل آن در تراكم 11/11 بوته در متر مربع به دست آمد. ژنوتيپهاي 416، هاشمي، SA13 و حسني به ترتيب با ميانگينهاي 1/267، 9/218، 9/189 و 6/157 خوشه در متر مربع داشتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/208 خوشه در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 2/82 تا 0/360 خوشه در متر مربع بهدست آمد. گزارش رجب زاده (1377) نشان از وجود تفاوتهاي معنيدار تعداد خوشه در واحد سطح از نظر فاصله رديف و فاصله بوته داشت.
3– 1– 7– تعداد دانه پر درخوشه
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه همه ژنوتيپهاي مورد آزمايش بر صفت تعداد دانه پر در خوشه داراي تفاوت بسيار معنيداري بودند. به دليل عدم معنيدار شدن تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم در اين سطح احتمال، به نظر رسيد كه عامل ژنوتيپ مؤثرترين نقش را در اين صفت برعهده داشت (جدول3- 1). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپهاي برنج نشان داد كه از طرفي بين ارقام بومي با يكديگر و همچنين بين لاينهاي اصلاح شده با يكديگر اختلاف معنيداري وجود نداشت، اما بين ارقام بومي و اصلاح شده اختلاف محسوسي وجود داشت (جدول3-2). ميانگين اين صفت در ژنوتيپهاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با 2/90، 3/89، 62 و 1/60 دانه در خوشه به طور معنيداري كاهش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/75 دانه در خوشه و بازه تغييرات آن 1/46 تا 96 دانه در خوشه مشاهده شد. نصيري (1383) اثر ژنوتيپ بر اين صفت را در سطح احتمال پنج درصد با اختلاف معنيدار گزارش كرد. براي دستيابي به عملكرد 15 تن در هكتار بايستي اندازه مخزن را زياد كرد. لاين IR72 40000 دانه پر در متر مربع و وزن دانه 25 ميليگرم عملكردي برابر 10 تن در هكتار و با 60000 دانه پر در متر مربع عملكرد دانهاي معادل 15 تن در هكتار را توليد كرد [Casman, 1994].
3– 1– 8– وزن دانه
وزن دانه در تجزيه واريانس از نظر اثر ژنوتيپ اختلاف بسيار معنيداري را نشان داد. اما اثر تراكم و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر آن معنيدار نبودند (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر وزن دانه، تفاوت معنيداري را بين ارقام حسني و هاشمي با يكديگر نشان داد و از طرف ديگر بين SA13 و 416 اختلافي وجود نداشت. اگرچه لاين SA13 تفاوت معنيداري را با حسني نشان داد، اما با هاشمي و لاين 416 تفاوت معنيداري نداشت(جدول3-2). با توجه به پايين بودن ضريب تغييرات، تنوع وزن دانه خيلي كم ميباشد. ژنوتيپهاي هاشمي، SA13، 416 و حسني به ترتيب با ميانگينهاي 8/24، 3/26، 2/27 و 7/29 ميليگرم به طور معنيداري افزايش نشان دادند. ميانگين وزن دانه در اين آزمايش 0/27 ميليگرم و بازه تغييرات آن 0/22 تا 6/32 ميليگرم بود. كاسمن (1994) در بررسي عملكرد دانه برنج گزارش داد كه وزن دانه و تعداد دانه در واحد سطح نقش تعيين كنندهاي در احياي عملكرد بر عهده دارند و تلاش دانشمندان متكي بر افزايش اين دو پارامتر است. بنابراين، صفاتي مانند طول خوشه و تعداد دانه پر در خوشه كه در انتخاب گياه در نسلهاي درحال تفكيك صفات در روشهاي پديگري مورد توجه قرار ميگيرند، بايستي در جهت افزايش تعداد دانه در واحد سطح باشند. رجبي شهرستاني (1389) اثر ژنوتيپ بر وزن دانه را در سطح احتمال پنج درصد و اثر تراكم و نيز اثر متقابل كود نيتروژني در ژنوتيپ بر آن را بسيار معنيدار گزارش كرد. در يك گزارش ديگري، اثر ژنوتيپ بر وزن دانه براي رقم هاشمي بسيار معنيدار گزارش گرديد [اسدي لشكناري، 1390]. اگرچه وزن دانه از جمله صفات وابسته به ژنوتيپ ميباشد، اما ممكن است تحت شرايط دمايي در طي دوره رسيدگي نيز تغيير كند. دماي زياد ميتواند باعث كوتاه نمودن دوره پرشدن دانه و كاهش وزن دانه شود. تعداد و اندازه سلولهاي آندوسپرم و ميزان انتقال مواد فتوسنتزي در دوره پرشدن دانه از عواملي هستند كه ميتوانند بر وزن دانه تأثير داشته باشند [سروش، 1389]. وي وجود همبستگي منفي وزن دانه را با تعداد دانه پر در خوشه گزارش كرد. وزن دانه داراي يك ويژگي پايداري ميباشد، زيرا در يك مكان در تاريخهاي مختلف از ضريب تغييرات پائيني برخوردار است [Yoshida, 1972]. بنابراين، براي رسيدن به عملكرد 15 تن در هكتار بايستي تعداد دانه با وزن 25 ميليگرم را به 60000 عدد در متر مربع رساند.
3– 1– 9- عملكرد زيستي
با توجه به نتايج تجزيه واريانس صفات، عامل ژنوتيپ تأثير بسيار معنيداري بر عملكرد زيستي داشت و اثر تراكم بوته بر آن نيز در اين سطح داراي اختلاف بسيار معنيداري بود، اما اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر عملكرد زيستي معني دار نبود و به اين مفهوم است كه هر يك از عوامل به طور مستقل باعث افزايش عملكرد زيستي شدند (جدول3-1). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر عملكرد زيستي نشان داد كه ارقام بومي و لاينهاي اصلاح شده در سطح پنج درصد تفاوت معنيدار وجود داشتند و بين دو رقم بومي حسني و هاشمي تفاوتي وجود نداشت. از سوي ديگر بين دو لاين SA13 و 416 تفاوت معنيداري وجود نداشت (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بر اين صفت حاكي از وجود تفاوت معنيداري در سطح پنج درصد در همه تراكمهايكاشت بود (جدول3-3). ژنوتيپهاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگينهاي 9/7800، 6/9068، 5/12056 و 3/12815 كيلوگرم در هكتار به طور معنيداري افزايش يافتند، به طوري كه لاينهاي اصلاح شده عملكرد زيستي بيشتر از ارقام بومي توليدكردند. ميانگين اين صفت در تراكمهاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 2/8821، 7/10380 و 0/12104 كيلوگرم در هكتار به طور معنيداري افزايش يافتند. درنتيجه مشخص شد كه با افزايش تراكم بوته، عملكرد زيستي نيز ازدياد حاصل مينمايد. ميانگين عملكرد زيستي در اين آزمايش 10435 كيلوگرم در هكتار و بازه تغييرات آن از 4835 تا 15982 به دست آمد. عملكرد كل ماده خشك، نتيجه كارآيي يك جامعه گياهي از نظر استفاده از تابش خورشيد در طول فصل زراعي است. بايستي به ميزان كافي برگ در جامعه گياهي وجود داشته باشد تا بيشترين مقدار نور خورشيد جذب گردد (سرمدنيا، 1372). به طور كلي، تراكم بوته تا جايي اثر افزايشي بر اين صفت دارد كه، گياه با كمبود دريافت منابع نهادهاي مواجه نگردد [امام، 1373]. تراكم بوته نوعي تنش مركب را ايجاد ميكند و رقابت بر سر رطوبت و مواد غذايي را افزايش ميدهد و با ايجاد سايهاندازي، قسمت پائين پوشش گياهي را تقريبا غير فعال ميسازد [Cassman, 1994]. در آزمايشي اثر تراكمهاي 16، 25 و 44 بوته در متر مربع بر رقم هاشمي معلوم شد كه اثر تراكم بوته و تعداد گياهچه در هر كپه بر عملكرد زيستي بسيار معنيدار و اثر متقابل آنها معنيدار بود و اين صفت با افزايش تراكم بوته ابتدا افزايش يافت و سپس رو به كاهش گذاشت، به طوري كه در تراكم 25 بوته در متر مربع بيشترين مقدار را داشت. وي بين تراكم 25 و هريك از تراكمهاي 16 و 44/44 بوته در متر مربع، اختلاف آماري معنيداري را در سطح احتمال پنج درصد را گزارش كرد [Bozorgi,2001].
جدول3-1- تجزيه واريانس اثر تراكم بوته بر صفات ريختشناختي و عملكردي چهار ژنوتيپ برنج
منابع
تغييرات
درجه
آزادي
تعداد پنجه
در بوته
باروري پنجه
ارتفاع
بوته
طول
خوشه
عملكرد
دانه
تعداد
خوشه
در متر مربع
تعداد
دانه پر
در خوشه
وزن
دانه
عملكرد
زيستي
تكرار
3
5/8
8/12
7/83
0/8
2/17965
6/3332
3/171
8/12
9/100317
ژنوتيپ
3
**3/105
**9/50
**4/648
**4/107
**8/135181
**8/25922
**1/3314
**9/50
**5/684022
تراكم بوته
2
**8/122
ns6/3
ns4/146
ns8/2
**5/91492
**3/25208
ns2/31
ns6/3
**9/411444
ژنوتيپ×تراكم
6
ns0/6
ns7/6
ns3/12
ns1/3
ns8/3343
ns1/511
ns6/78
ns7/6
ns4/5303
خطاي آزمايش
33
5/3
1/4
4/51
3/5
5/5227
4/860
1/52
12/4
89/15984
ضريب تغييرات (درصد)
66/14
52/7
03/6
51/7
53/14
08/14
57/9
52/7
12/12
به ترتیب ns غیرمعنی دار و *، ** در سطوح احتمال پنج و يك درصد معنیدار هستند.
جدول 3– 2- مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر صفات ريختشناختي و عملكرد چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
تعداد پنجه در بوته
c5/9
b2/13
b7/11
a6/16
باروري پنجه (درصد)
a3/97
a4/98
b7/82
b9/78
ارتفاع بوته (cm)
b3/116
a7/129
b1/117
b9/112
طول خوشه (cm)
c6/26
b6/30
ab5/31
a7/33
عملكرد دانه (kg.ha-1)
b1/3119
b3/4246
a4/5602
a3/6133
تعداد خوشه در متر مربع
c6/157
b9/218
bc9/189
a1/267
تعداد دانه پر در خوشه
a3/89
a2/90
b9/60
b0/62
وزن دانه (mg)
a7/29
c7/24
bc3/26
b2/27
عملكرد زيستي (kg.ha-1)
b1/7801
b8/9068
a7/12057
a5/12815
در هر رديف ميانگينهاي با حروف يكسان بر اساس آزمون توكي در سطح احتمال پنج درصد اختلاف معنيداري ندارند.
جدول 3– 3- مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته برصفات ريختشناختي و عملكردي چهار ژنوتيپ برنج
صفات گياهي
11/11
(بوته در متر مربع)
16
(بوته در متر مربع)
25
(بوته در متر مربع)
تعداد پنجه در بوته
a6/15
b5/12
c1/10
عملكرد دانه (kg.ha-1)
c0/4203
b6/5007
a4/5714
تعداد خوشه در متر مربع
c2/173
b6/200
a4/251
عملكرد زيستي (kg.ha-1)
c2/8821
b7/10380
a0/12104
در هر رديف ميانگينهاي با حروف يكسان بر اساس آزمون توكي در سطح احتمال پنج درصد داراي اختلاف معنيدار هستند.
هدف این وبلاگ انتشار تجربیات علمی خارج از سطح دانشجویی و دانشگاهی است، بنابراین فقط به انتشار مقالات محققین و کشاورزان و تکنسین های دارای تجربه علمی بالا، اقدام خواهد شد. در مورد کشاورزان به سطح سواد و مدارک تحصیلی آن ها توجه ندارد، بلکه تجربه ای که به دست آورده اند را می توانند برای انتشار ارسال فرمایند. فرزندان کشاورزان می توانند تجارب پدرانشان را درصورت مهم بودن ارسال نمایند. نوشته بایستی حتما در برنامه word تایپ شود و از طریق آدرسrashtrice@gmail.com ارسال گردد. توجه : در بررسی دقت زیادی خواهد شد تا جنبه کاربردی داشته باشد.