پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - نشانويژگي‌هاي ريخت‌شناختي و عملكردي گياه برنج


3– 1– نشانويژگي‌هاي ريخت‌شناختي و عملكردي گياه برنج
3– 1– 1- تعداد پنجه بارور در بوته
نتايج تجزيه واريانس اين صفت، اثر بسيار معني‌دار ژنوتيپ و تراكم بوته را بر آن نشان ‌داد و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته داراي اختلاف معني‌دار نبود (جدول3-1). از نتايج مقايسه ميانگين ملاحظه گرديد كه تعداد پنجه در دو رقم بومي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/9 و 2/13 و نيز در هر دو لاين اصلاح شده SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/11 و 6/16 پنجه بارور در هر بوته داراي تفاوت معني‌داري بود (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نيز بر اين صفت حاكي از وجود اختلاف معني‌داري بين هر سه تراكم بوته با يكديگر بود و با افزايش تراكم، ميزان پنجه‌دهي ژنوتيپ‌ها كاهش يافت (جدول3-3). تعداد پنجه بوته در تراكم‌هاي بوته 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/15، 5/12 و 1/10 به طور معني‌داري كاهش يافت. اما تعداد پنجه بارور در واحد سطح در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/173، 6/200 و 5/251 عدد به طور معني‌داري افزايش يافت. ژنوتيپ‌هاي حسني، SA13، هاشمي، و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/9، 7/11، 2/13 و 6/16 عدد پنجه بارور در هر بوته به طور معني‌داري افزايش يافت. قابليت پنجه دهي بالا در ژنوتيپ‌هاي برنج پديده برتري محسوب نمي‌گردد و با توجه به طول خوشه، آشكار است كه افزايش عملكرد ژنوتيپ‌ها ناشي از افزايش طول خوشه مي‌باشد نه افزايش قدرت پنجه‌دهي، به طوري‌كه، كاسمن (1994) كاهش تعداد پنجه به 3 تا 4 عدد در بوته را در روش كشت مستقيم پيشنهاد كرده است. گيلاني (1382) نيز وجود اختلاف در تعداد پنجه ارقام برنج در خوزستان را گزارش كرد. در يك آزمايش با افزايش تراكم، تعداد پنجه در هر بوته كاهش يافت، نكات مبهم زيادي در رابطه با تأثير تراكم بوته روي پنجه‌زني گياه برنج وجود دارد و چون پنجه‌زني يكي از عوامل مهم مؤثر بر عملكرد است، مطالعه آن موضوع جالبي محسوب مي‌شود [اصفهاني، 1388]. پنگ و همكاران (2004) همبستگي منفي بين افزايش دماي شب و روز (حداقل دما) را با عملكرد دانه، توسعه برگ، طويل شدن ساقه، پرشدن دانه و پنجه زني را گزارش كردند. در رقم برنج زاينده رود نيز افزايش تراكم باعث افزايش در پنجه زني شد و اثر فاصله رديف و فاصله بوته هردو بر اين صفت در فواصل رديف 15 و 35 و همچنين در فواصل بوته 10 و 20 سانتي‌متر داراي تفاوت‌هاي معني‌داري بود [رجب زاده، 1377].
3– 1– 2- باروري پنجه
نتايج تجزيه واريانس باروري پنجه نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود (جدول3-1). مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ نشان داد كه اين صفت بين ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح شده داراي اختلاف معني‌دار بود و دو رقم بومي حسني و هاشمي بايكديگر و نيز دو لاين SA13 و 416 با يكديگر از نظر آماري فاقد اختلاف معني‌دار بودند، اما ارقام بومي با لاين‌هاي اصلاح شده داراي تفاوت معني‌داري بودند (جدول3-2). ارقام بومي داراي باروري پنجه بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بودند. مقدار اين صفت در ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/78، 7/82، 3/97 و 4/98 به طور معني‌داري افزايش يافت. بنابراين، باروري پنجه‌ها تحت تأثير ژنوتيپ قرارداشت و تراكم در سطوح مورد نظر در اين آزمايش بر آن داراي اثر يكسان بود. نتايج ساير آزمايش‌ها نشان داد كه با افزايش تراكم بوته، تعداد پنجه‌ها در بوته به طور معني‌داري كاهش يافت و آرايش كاشت بر آن تأثيري نداشت [كشاورزي، 1378] و با كاهش تراكم بوته، تعداد پنجه‌هاي بارور در بوته افزايش يافت [Baloch, et al., 2002]. در يك آزمايش اثر افزايش تعداد پنجه‌هاي بارور در بوته بررسي شد و معلوم گرديد كه كاهش تعداد پنجه‌هاي غيربارور تأثير مثبتي در عملكرد ندارد [Ao et al., 2010] كه اين موضوع با نتايج گزارش شده توسط مرادپور و همكاران (2011) مطابقت دارد. اسدي (1390) گزارش كرد كه، تعداد پنجه بارور در بوته در ژنوتيپ‌هاي مختلف برنج دشت، خزر، كادوس، نعمت، ندا، فجر، شفق و ساحل داراي اختلاف بسيار معني‌داري بودند [كشاورزي، 1378].
3– 1– 3- ارتفاع بوته
نتايج حاصل از تجزيه واريانس نشان داد كه، اثر ژنوتيپ بر ارتفاع بوته داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر اين صفت فاقد اثر معني‌دار بودند (جدول3-1). رحيم‌ سروش و همكاران (1383) اثر ژنوتيپ را بر ارتفاع بوته معني‌دار گزارش كردند. از طرف ديگر، نتايج مقايسه ميانگين ارتفاع بوته در دو رقم بومي حسني و هاشمي با يكديگر و بين ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح شده وجود تفاوت معني‌داري را نشان داد. بين دو لاين اصلاح‌شده تفاوت معني‌داري وجود نداشت. با اين حال لاين 416 با 9/112 سانتي‌متر داراي كم‌ترين و رقم هاشمي با 7/129 سانتي‌متر بيش‌ترين ارتفاع بوته را به خود اختصاص دادند. در اين آزمايش در مقايسه ارتفاع بوته حسني با 3/116 و SA13 با 1/117 سانتي‌متر تفاوت معني‌داري وجود نداشت و حتي حسني كوتاه‌تر نيز بود (جدول3-2). ميانگين اين صفت در آزمايش 119 سانتي‌متر و بازه تغييرات آن 98 تا 6/139 سانتي‌متر بود. ارتفاع بوته تحت تأثير كود نيتروژن قرار مي‌گيرد و افزايش آن عمدتاً در ارتباط با رقابت براي نور و فضا مي‌باشد و بيش‌تر تحت تأثير تراكم گياه و چگونگي رقابت براي رسيدن به نور و سايه‌اندازي بر بوته‌هاي ديگر قرار مي‌گيرد (اسدي، 1390). ارتفاع بوته يكي از صفاتي است كه به شدت تحت تأثير ژنوتيپ مي‌باشد (نصيري، 1384). مبصر (2009) گزارش كرد كه، اثر رقم و اثر متقابل رقم در تراكم‌كاشت بر ارتفاع بوته داراي اختلاف بسيار معني‌داري مي‌باشد، اما اثر تراكم بر آن معني‌دار نبوده است. نحوي (1384) بي اثر بودن تراكم را در ارتفاع بوته گزارش كرد. در تأييد اين آزمايش، رحيم سروش و همكاران (1383) همبستگي منفي بين ارتفاع بوته و عملكرد را گزارش كردند. رجب زاده (1377) در آزمايش اثر تراكم بر ارتفاع بوته برنج زاينده رود، گزارش كرد كه ميانگين ارتفاع بوته اين رقم به طور معني‌داري تحت تأثير فاصله رديف قرار مي‌گيرد و بيش‌ترين ارتفاع در فاصله رديف‌هاي كم‌تر مشاهده شد، اما فاصله بوته‌ها بر اين صفت اثر معني‌داري نداشت و تنها فواصل 15 و 35 سانتي‌متر بر آن اختلاف معني‌داري داشتند. اين صفت در مرحله رسيدگي اختلاف معني‌داري را در اثر تراكم بوته نشان نداد. وي فواصل رديف‌ها را 16، 25 و 35 سانتي‌متر براي عامل تراكم در نظر گرفته بود كه در آن اختلاف ارتفاع بوته در مراحل گل‌دهي و گرده افشاني تحت اثر تراكم واضح‌تر گرديد. بنابراين، اثر تراكم بر اين صفت در مرحله ياد شده در فواصل زياد ملموس‌تر مي‌گردد. الحيسيوي (1992) عدم وجود همبستگي ژنوتيپي معني‌داري بين عملكرد و ارتفاع بوته را گزارش كرد.
3– 1– 4- طول خوشه
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه طول خوشه تحت تأثير ژنوتيپ‌هاي مختلف قرارگرفته و از نظر آماري تفاوت‌ بسيار معني‌داري داشت (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه دو رقم بومي با يكديگر اختلاف معني‌داري داشتند، اما دو لاين اصلاح شده باهم فاقد تفاوت آماري بودند. لاين SA13 با حسني داراي اختلاف و مشابه با هاشمي بود و لاين 416 به هيچكدام از ارقام بومي شباهتي نداشت (جدول3-2). طول خوشه ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/26، 6/30، 5/31 و 7/33 سانتي‌متر به طور معني‌داري افزايش يافتند. همان‌طور كه در عملكرد دانه ملاحظه خواهد گرديد، با افزايش طول خوشه، عملكرد دانه نيز افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 6/30 سانتي‌متر بود و بازه تغييرات آن 1/20 تا 0/36 بود. يكي از معيارهاي پيشنهادي انتخاب برنج‌هاي جديد توسط ورگارا (1991) داشتن طول خوشه بلندتر، پنجه‌هاي كم‌تر و ساقه‌هاي ضخيم‌تر بود. تيموريان (1388) گزارش داد كه طول خوشه در ارقام برنج داراي تفاوت معني‌داري مي‌باشد. مطابق گزارش نيك نژاد (1386) بين طول خوشه و عملكرد دانه همبستگي شديد معني‌دار مثبتي برقرار است. طول خوشه بيش‌تر به تنهايي به معني عملكرد بيش‌تر نيست [هنر نژاد، 1381] و تعداد دانه در خوشه اهميت بيش‌تري دارد.   
3– 1– 5- عملكرد دانه
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر عملكرد دانه داراي اختلاف بسيار معني‌داري بودند، اما اثر متقابل آن‌‌ها معني‌دار نبود (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ‌ها بر اين صفت نشان از عدم وجود اختلاف معني‌داري بين دو رقم بومي با يكديگر و نيز بين دو لاين اصلاح‌شده بايكديگر بود. درحالي‌كه، بين ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح‌شده از اين نظر تفاوت معني‌داري وجود داشت و ارقام بومي داراي عملكرد پائين‌تري از لاين‌هاي اصلاح شده بودند (جدول3-2). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/3919، 2/4246، 7/5601 و 0/6133 كيلوگرم در هكتار افزايش يافتند. مقايسه ميانگين اثر تراكم بر عملكرد دانه حاكي از وجود اختلاف آماري معني‌داري بين تراكم‌هاي كاشت بود به ‌طوري‌كه با افزايش تراكم عملكرد دانه افزايش يافت (جدول3-3). تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 0/4303، 6/5007 و 4/5714 كيلوگرم در هكتار به طور معني‌داري افزايش يافتند. بنابراين، تراكم مهم‌ترين عامل قابل تنظيم براي توليد عملكرد بيش‌تر در گياه برنج مي‌باشد كه همواره بر آن اثر مي‌گذارد. در اين آزمايش ميانگين عملكرد دانه 4975 كيلوگرم در هكتار بود و بازه تغييرات آن 2548 تا 7688 كيلوگرم در هكتار گزارش مي‌گردد. در طي يك آزمايش گزارش شد كه عملكرد دانه با تعداد خوشه در واحد سطح برنج همبستگي مثبت و معني‌داري وجود داشت و تراكم بوته و ژنوتيپ نيز بر اين صفت داراي اثر معني‌داري بوده است [رجبي شهرستاني، 1389]. تراكم‌هاي كاشت پائين‌تر به دليل ايجاد فضاي بيش‌تر بين بوته‌ها باعث دريافت تابش بيش‌تر در گياه شده و بهتر رشد مي‌كند [Baloch, et al., 2002]، اما با كاهش تراكم بوته، تعداد خوشه در واحد سطح و تعداد دانه كاهش يافته و افزايش غير معني‌دار وزن دانه به دليل داشتن همبستگي بسيار ضعيف و منفي با عملكرد دانه (045/0- r =)، قادر به عمل جبراني عملكرد نبوده و گياه با كاهش‌عملكرد در واحد سطح و افزايش آن در تك بوته مواجه خواهد گرديد. رجب زاده (1377) نشان داد كه با كاهش تراكم از طريق افزايش فاصله رديف، بين فاصله رديف‌هاي 15 و 35 سانتي‌متر و نيز بين 15 و 25 سانتي‌متر، عملكرد بوته به طور معني‌داري افزايش يافته و ميزان محصول در واحد سطح كاهش مي‌يابد. اما اثر فاصله بوته 10 ، 15 و 20 سانتي‌متر، اگرچه بر عملكرد دانه بوته معني‌داري مي‌باشد، بر عملكرد دانه در واحد سطح معني‌دار نيست. بزرگي (2011) گزارش كرد كه عملكرد دانه تا تراكم 25 بوته در متر مربع افزايش و سپس در تراكم‌هاي بالاتر كاهش داشت [Bozorgi et al., 2001].  
3– 1– 6– تعداد خوشه در واحد سطح
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه، اثر ژنوتيپ تأثير بسيار معني‌داري بر تعداد خوشه در واحد سطح داشت و اثر تراكم بوته بر آن نيز داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود. (جدول 3-2). نتايج مقايسه ميانگين بين دو رقم بومي حسني و هاشمي با يكديگر و همچنين بين دو لاين اصلاح‌شده بايكديگر تفاوت معني‌داري نشان داد. به طوري كه SA13 داراي تعداد خوشه در واحد سطح كم‌تر از هاشمي و 416 بود. و نيز 416 با همه ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت معتي‌داري بود. بيش‌ترين تعداد خوشه در واحد سطح مربوط به لاين 416 با 1/267 خوشه و كم‌ترين آن مربوط به رقم حسني 6/157 خوشه محاسبه گرديد (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته بر اين صفت تفاوت‌هاي معني‌داري را بين هر سه تراكم نشان داد، به طوري كه با افزايش تراكم، تعداد خوشه در واحد سطح افزايش يافت. حداكثر تعداد خوشه در واحد سطح در تراكم 25 و حداقل آن در تراكم 11/11 بوته در متر مربع به دست آمد. ژنوتيپ‌هاي 416، هاشمي، SA13 و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/267، 9/218، 9/189 و 6/157 خوشه در متر مربع داشتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/208 خوشه در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 2/82 تا 0/360 خوشه در متر مربع به‌دست آمد. گزارش رجب زاده (1377) نشان از وجود تفاوت‌هاي معني‌دار تعداد خوشه در واحد سطح از نظر فاصله رديف و فاصله بوته داشت.

3– 1– 7– تعداد دانه پر درخوشه
 نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه همه ژنوتيپ‌هاي مورد آزمايش بر صفت تعداد دانه پر در خوشه داراي تفاوت بسيار معني‌داري بودند. به دليل عدم معني‌دار شدن تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم در اين سطح احتمال، به نظر ‌رسيد كه عامل ژنوتيپ مؤثر‌ترين نقش را در اين صفت برعهده داشت (جدول3- 1). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ‌هاي برنج نشان داد كه از طرفي بين ارقام بومي با يكديگر و همچنين بين لاين‌هاي اصلاح شده با يكديگر اختلاف معني‌داري وجود نداشت، اما بين ارقام بومي و اصلاح شده اختلاف محسوسي وجود داشت (جدول3-2). ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با  2/90، 3/89، 62 و 1/60 دانه در خوشه به طور معني‌داري كاهش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/75 دانه در خوشه و بازه تغييرات آن 1/46 تا 96 دانه در خوشه مشاهده ‌شد. نصيري (1383) اثر ژنوتيپ بر اين صفت را در سطح احتمال پنج درصد با اختلاف معني‌دار گزارش كرد. براي دستيابي به عملكرد 15 تن در هكتار بايستي اندازه مخزن را زياد كرد. لاين IR72 40000 دانه پر در متر مربع و وزن دانه 25 ميلي‌گرم عملكردي برابر 10 تن در هكتار و با 60000 دانه پر در متر مربع عملكرد دانه‌اي معادل 15 تن در هكتار را توليد كرد [Casman, 1994].
3– 1– 8– وزن دانه
وزن دانه در تجزيه واريانس از نظر اثر ژنوتيپ اختلاف بسيار معني‌داري را نشان داد. اما اثر تراكم و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3-1). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر وزن دانه، تفاوت معني‌داري را بين ارقام حسني و هاشمي با يكديگر نشان داد و از طرف ديگر بين SA13 و 416 اختلافي وجود نداشت. اگرچه لاين SA13 تفاوت معني‌داري را با حسني نشان داد، اما با هاشمي و لاين 416 تفاوت معني‌داري نداشت(جدول3-2). با توجه به پايين بودن ضريب تغييرات، تنوع وزن دانه خيلي كم مي‌‌باشد. ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، 416 و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 8/24، 3/26، 2/27 و 7/29 ميلي‌گرم به طور معني‌داري افزايش نشان دادند. ميانگين وزن دانه در اين آزمايش 0/27 ميلي‌گرم و بازه تغييرات آن 0/22 تا 6/32 ميلي‌گرم بود. كاسمن (1994) در بررسي عملكرد دانه برنج گزارش داد كه وزن دانه و تعداد دانه در واحد سطح نقش تعيين كننده‌اي در احياي عملكرد بر عهده دارند و تلاش دانشمندان متكي بر افزايش اين دو پارامتر است. بنابراين، صفاتي مانند طول خوشه و تعداد دانه پر در خوشه كه در انتخاب گياه در نسل‌هاي درحال تفكيك صفات در روش‌هاي پديگري مورد توجه قرار مي‌گيرند، بايستي در جهت افزايش تعداد دانه در واحد سطح باشند. رجبي شهرستاني (1389) اثر ژنوتيپ بر وزن دانه را در سطح احتمال پنج درصد و اثر تراكم و نيز اثر متقابل كود نيتروژني در ژنوتيپ بر آن را بسيار معني‌دار گزارش كرد. در يك گزارش ديگري، اثر ژنوتيپ بر وزن دانه براي رقم هاشمي بسيار معني‌دار گزارش گرديد [اسدي لشكناري، 1390]. اگرچه وزن دانه از جمله صفات وابسته به ژنوتيپ مي‌باشد، اما ممكن است تحت شرايط دمايي در طي دوره رسيدگي نيز تغيير كند. دماي زياد مي‌تواند باعث كوتاه نمودن دوره پرشدن دانه و كاهش وزن دانه شود. تعداد و اندازه سلول‌هاي آندوسپرم و ميزان انتقال مواد فتوسنتزي در دوره پرشدن دانه از عواملي هستند كه مي‌توانند بر وزن دانه تأثير داشته باشند [سروش، 1389]. وي وجود همبستگي منفي وزن دانه را با تعداد دانه پر در خوشه گزارش كرد. وزن دانه داراي يك ويژگي پايداري مي‌باشد، زيرا در يك مكان در تاريخ‌هاي مختلف از ضريب تغييرات پائيني برخوردار است [Yoshida, 1972]. بنابراين، براي رسيدن به عملكرد 15 تن در هكتار بايستي تعداد دانه با وزن 25 ميلي‌گرم را به  60000 عدد در متر مربع رساند.
3– 1– 9- عملكرد زيستي
با توجه به نتايج تجزيه واريانس صفات، عامل ژنوتيپ تأثير بسيار معني‌داري بر عملكرد زيستي داشت و اثر تراكم بوته بر آن نيز در اين سطح داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود، اما اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر عملكرد زيستي معني دار نبود و به اين مفهوم است كه هر يك از عوامل به طور مستقل باعث افزايش عملكرد زيستي شدند (جدول3-1). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر عملكرد زيستي نشان داد كه ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح شده در سطح پنج درصد تفاوت معني‌دار وجود داشتند و بين دو رقم بومي حسني و هاشمي تفاوتي وجود نداشت. از سوي ديگر بين دو لاين SA13 و 416 تفاوت معني‌داري وجود نداشت (جدول3-2). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بر اين صفت حاكي از وجود تفاوت معني‌داري در سطح پنج درصد در همه تراكم‌هاي‌كاشت بود (جدول3-3). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/7800، 6/9068، 5/12056 و 3/12815 كيلوگرم در هكتار به طور معني‌داري افزايش يافتند، به طوري كه لاين‌هاي اصلاح شده عملكرد زيستي بيش‌تر از ارقام بومي توليدكردند. ميانگين اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 2/8821، 7/10380 و 0/12104 كيلوگرم در هكتار به طور معني‌داري افزايش يافتند. درنتيجه مشخص شد كه با افزايش تراكم بوته، عملكرد زيستي نيز ازدياد حاصل مي‌نمايد. ميانگين عملكرد زيستي در اين آزمايش 10435 كيلوگرم در هكتار و بازه تغييرات آن از 4835 تا 15982 به دست آمد. عملكرد كل ماده خشك، نتيجه كارآيي يك جامعه گياهي از نظر استفاده از تابش خورشيد در طول فصل زراعي است. بايستي به ميزان كافي برگ در جامعه گياهي وجود داشته باشد تا بيش‌ترين مقدار نور خورشيد جذب گردد (سرمدنيا، 1372). به طور كلي، تراكم بوته تا جايي اثر افزايشي بر اين صفت دارد كه، گياه با كمبود دريافت منابع نهاده‌اي مواجه نگردد [امام، 1373]. تراكم بوته نوعي تنش مركب را ايجاد مي‌كند و  رقابت بر سر رطوبت و مواد غذايي را افزايش مي‌دهد و با ايجاد سايه‌اندازي، قسمت پائين پوشش گياهي را تقريبا غير فعال مي‌سازد [Cassman, 1994]. در آزمايشي اثر تراكم‌هاي 16، 25 و 44 بوته در متر مربع بر رقم هاشمي معلوم شد كه اثر تراكم بوته و تعداد گياهچه در هر كپه بر عملكرد زيستي بسيار معني‌دار و اثر متقابل آن‌ها معني‌دار بود و اين صفت با افزايش تراكم بوته ابتدا افزايش يافت و سپس رو به كاهش گذاشت، به طوري كه در تراكم 25 بوته در متر مربع بيش‌ترين مقدار را داشت. وي بين تراكم‌ 25 و هريك از تراكم‌هاي 16 و 44/44 بوته در متر مربع، اختلاف آماري معني‌داري را در سطح احتمال پنج درصد را گزارش كرد [Bozorgi,2001]. 

جدول3-1- تجزيه واريانس اثر تراكم بوته بر صفات ريخت‌شناختي و عملكردي چهار ژنوتيپ‌ برنج

منابع
تغييرات

درجه
آزادي
تعداد پنجه
در بوته
باروري پنجه
ارتفاع
 بوته
طول
خوشه

عملكرد
دانه

تعداد
خوشه
در متر مربع
تعداد
دانه پر
در خوشه
وزن
دانه
عملكرد‌
زيستي

تكرار
3
5/8
8/12
7/83
0/8
2/17965
6/3332
3/171
8/12
9/100317
ژنوتيپ
3
**3/105
**9/50
**4/648
**4/107
**8/135181
**8/25922
**1/3314
**9/50
**5/684022
تراكم بوته
2
**8/122
ns6/3
ns4/146
ns8/2
**5/91492
**3/25208
ns2/31
ns6/3
**9/411444
ژنوتيپ×تراكم
6
ns0/6
ns7/6
ns3/12
ns1/3
ns8/3343
ns1/511
ns6/78
ns7/6
ns4/5303
خطاي آزمايش
33
5/3
1/4
4/51
3/5
5/5227
4/860
1/52
12/4
89/15984
ضريب تغييرات (درصد)
66/14
52/7
03/6
51/7
53/14
08/14
57/9
52/7
12/12
                                    به ترتیب ns غیرمعنی دار و *، ** در سطوح احتمال پنج و يك درصد معنی‌دار هستند.

جدول 3– 2- مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر صفات ريخت‌شناختي و عملكرد چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته
       صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
تعداد پنجه در بوته
c5/9
b2/13
b7/11
a6/16
باروري پنجه (درصد)
a3/97
a4/98
b7/82
b9/78
ارتفاع بوته (cm)
b3/116
a7/129
b1/117
b9/112
طول خوشه (cm)
c6/26
b6/30
ab5/31
a7/33
عملكرد دانه (kg.ha-1)
b1/3119
b3/4246
a4/5602
a3/6133
تعداد خوشه در متر مربع
c6/157
b9/218
bc9/189
a1/267
تعداد دانه پر در خوشه
a3/89
a2/90
b9/60
b0/62
وزن دانه (mg)
a7/29
c7/24
bc3/26
b2/27
عملكرد زيستي (kg.ha-1)
b1/7801
b8/9068
a7/12057
a5/12815
در هر رديف‌ ميانگين‌هاي با حروف يكسان بر اساس آزمون توكي در سطح احتمال پنج درصد اختلاف معني‌داري ندارند.
جدول 3– 3- مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته برصفات ريخت‌شناختي و عملكردي چهار ژنوتيپ برنج 
صفات گياهي
11/11
(بوته در متر مربع)
16
(بوته در متر مربع)
25
(بوته در متر مربع)
تعداد پنجه در بوته
a6/15
b5/12
c1/10
عملكرد دانه (kg.ha-1)
c0/4203
b6/5007
a4/5714
تعداد خوشه در متر مربع
c2/173
b6/200
a4/251
عملكرد زيستي (kg.ha-1)
c2/8821
b7/10380
a0/12104
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان بر اساس آزمون توكي در سطح احتمال پنج درصد داراي اختلاف معني‌دار هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - نشانويژگي‌هاي كيفيت تبديل و پخت د


3– 2-  نشانويژگي‌هاي كيفيت تبديل و پخت دانه برنج
3 – 2 – 1 – حجم ويژه ظاهري شلتوك برنج
نتايج تجزيه واريانس حجم ويژه ظاهري نشان داد كه اثر عامل ژنوتيپ بر اين صفت بسيار معني‌دار بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در تراكم بر آن معني‌دار نبودند (جدول3-4). نتايج مقايسه ميانگين اثر عامل ژنوتيپ معلوم كرد كه حجم ويژه ظاهري در لاين SA13 با ارقام بومي فاقد اختلاف معني‌دار و با 416 داراي تفاوت آماري معني‌داري بود (جدول3- 5). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي حسني، 416، SA13 و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/1، 0/2، 1/2 و 1/2 سانتي متر مكعب برگرم، به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين حجم ويژه ظاهري در اين آزمايش 1/2 سانتي متر مكعب برگرم و بازه تغييرات آن 8/1 تا 4/2 سانتي متر مكعب بر گرم مشاهده شد. 
3– 2– 2– جرم ويژه ظاهري شلتوك
جرم ويژه ظاهري يكي از ويژگي‌هاي محصول گياه برنج مي‌باشد. اگرچه تراكم و اثر متقابل آن بر اين صفت معني‌دار نشدند‌، اما بر اساس تجزيه واريانس اين صفت، اثر ژنوتيپ بر آن داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود (جدول3- 4). نتايج مقايسه ميانگين نيز نشان داد كه رقم حسني با جرم ويژه ظاهري 54/0 گرم بر سانتي متر مكعب بالاترين مقدار را داشته و با بقيه ژنوتيپ‌ها تفاوت‌ معني‌داري داشت. دو رقم بومي حسني و هاشمي با يكديگر و دو لاين اصلاح شده نيز با يكديگر داراي تفاوت آماري معني‌داري بودند (جدول3- 5). جرم ويژه ظاهري ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، 416 و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 47/0، 48/0، 50/0 و 54/0 گرم بر سانتي‌متر مكعب به طور معني داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 50/0 گرم بر سانتي متر مكعب و بازه تغييرات آن 42/0 تا 57/0 گرم در سانتي متر مكعب گزارش مي‌گردد. جوليانو (1985) جرم ويژه ظاهري شلتوك را براي برنج‌هاي دانه بلند 59/0 گرم بر سانتي متر مكعب و در شلتوك برنج دانه متوسط 60/0 و در برنج قهوه‌اي 67/0 گزارش كرد. جوكي و خزائي (2012) جرم ويژه ظاهري شلتوك برنج صدري را بين 54/0 تا 59/0 گرم بر سانتي متر مكعب و جرم ويژه واقعي را بين 11/1 تا 22/1 گرم بر سانتي متر مكعب گزارش كردند. اگرچه اين صفت در يك آزمايش نتايج قابل قبولي را با ضريب تنوع پائين نشان مي‌دهد، اما در آزمايش‌هاي مختلف و در نواحي يا سال‌هاي گوناگون به استفاده از دستگاه‌هاي خرمنكوب قديمي تا مدرن و مكانيزه بستگي زيادي دارد. 
3– 2– 3– راندمان تبديل شلتوك
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه راندمان تبديل شلتوك تحت اثر معني‌دار ژنوتيپ قرار گرفت و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ معني‌دار نبودند (جدول3- 4). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه رقم هاشمي با كسب بالاترين راندمان تبديل تنها با لاين 416 با ميانگين 6/66 درصد كه پايين‌ترين راندمان را دارد، اختلاف معني‌داري در سطح پنج درصد داشته و با حسني و SA13 تفاوت معني‌داري نداشت (جدول3-5). راندمان تبديل ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/66، 7/67، 3/68 و 6/68 درصد به طور معني‌داري افزايش نشان دادند. ميانگين راندمان تبديل برنج در آزمايش 8/67 درصد و بازه تغييرات آن 1/59 تا 8/71 درصد بود. در يك آزمايشي، راندمان تبديل شلتوك ارقام فجر و ندا را به ترتيب 67 و 1/69 درصد گزارش كرده‌ اند [نصيري، 1383]. يك آزمايش ديگري، اثر رقم بر اين صفت با اختلاف بسيار معني‌داري گزارش گرديد كه در آن ميانگين راندمان تبديل هاشمي 74 درصد و خزر 7/70 در صد بود [اسدي، 1390]. نصيري (1388) راندمان تبديل شلتوك را براي لاين‌هاي اميدبخش برنج داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري گزارش كرد. راندمان تبديل شلتوك در پوزا باسماتي (Pusa Basmati-1) كه يكي از والدين SA13 مي‌باشد،70درصد بوده است و در بازه تغييرات اين آزمايش قرار گرفت [Rani and Krishnaiah, 2001]. عوامل محيطي و مكانيزاسيون به ويژه سرعت جداكننده دانه از خوشه مانع از يك برآورد دقيقي از اين صفت مي‌گردد كه مهم‌ترين آن‌ها دماي دوره رسيدگي، خشك‌كن و كارايي غلطك‌هاي پوستكن را مي‌توان نام برد.   
3– 2– 4– راندمان تبديل برنج سالم
اثر ژنوتيپ بر كارايي تبديل برنج سفيد سالم نيز براساس نتايج تجزيه واريانس تفاوت معني‌داري داشت و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ معني‌دار نبودند (جدول3-4). نتايج مقايسه ميانگين بين ژنوتيپ‌ها، اختلاف معني‌داري را بين لاين‌هاي اصلاح‌شده SA13 و 416 نشان داد به طوري كه لاين 416 با 9/56 درصد بيش‌ترين و SA13 با 2/51 درصد كم‌ترين ميزان برنج سالم را در حين تبديل برنج قهوه‌اي توليد ‌نمودند. كارايي تبديل برنج سالم در SA13 اختلاف معني‌داري با ارقام بومي حسني و هاشمي نداشت. حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين 5/53 و 3/54 درصد، هردو با قرار گرفتن در يك گروه با لاين‌هاي SA13 و 416 كه پايين‌ترين و بالاترين درصد برنج سالم را توليد ‌كردند، فاقد اختلاف معني‌دار بودند. درضمن بين ارقام بومي اختلافي ملاحظه نگرديد (جدول3- 5). ميانگين كارايي تبديل برنج سالم در اين آزمايش 54 درصد و دامنه تغييرات آن 7/43 تا 3/62 درصد بود. نصيري (1383) راندمان تبديل برنج سالم ارقام فجر و ندا را به ترتيب 6/55 و 4/59 درصد گزارش كرد. مقدار اين صفت در پوزا باسماتي- يك 55 درصد گزارش شد، كه در بازه تغييرات اين آزمايش مي‌گنجد [Rani and Krishnaiah, 2001].
3– 2– 5– درصد برنج شكسته
تجزيه واريانس اثر تراكم بر درصد برنج خرد شده ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح‌شده برنج نشان داد كه اين صفت در اثر ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ معني‌دار نبودند (جدول3–4). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر درصد برنج شكسته شده، نشان داد كه لاين 416 با دارا بودن كم‌ترين درصد برنج خرد شده (ميانگين 7/9 درصد) در فرايند تبديل تفاوت آماري معني‌داري با لاين SA13 و ارقام حسني و هاشمي داشت. لاين SA13 با توليد برنج شكسته زياد در گروه ارقام بومي قرار گرفت (جدول3-5). ميانگين اين صفت در آزمايش 8/13 درصد و بازه تغييرات آن 3/6 تا 4/23 درصد به دست آمد. درصد برنج شكسته ژنوتيپ‌هاي 416، هاشمي، حسني و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/9، 3/14، 7/14 و 6/16 درصد به طور معني‌داري افزايش داشت. اسدي لشكناري (1390) درصد برنج شكسته ارقام برنج را با اختلاف بسيار معني‌دار گزارش كرد و درصد برنج شكسته در ارقام هاشمي و خزر را به ترتيب 5/19 و 7/22 درصد محاسبه نمود كه به حد بالاي دامنه تغييرات آزمايش نزديك بودند و در داخل اين بازه قرار دارد. در بين محققان و توليد كنندگان و شالي‌كوبي‌ها، حساسيت زيادي نسبت به اين صفت وجود دارد و لاين درحال معرفي SA13 داراي درصد برنج شكسته بالايي بود. لاين SA13 با ميانگين برنج شكسته 6/16 درصد با دامنه تغييرات 8/8 تا 4/23 بيش‌ترين شكستگي دانه را بين ژنوتيپ‌ها داشت.  
3– 2– 6- محتواي آميلوز برنج
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه درصد آميلوز برنج در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت‌هاي بسيار معني‌داري بود، اما اثر تراكم بوته در آن معني‌دار نبود و اثر متقابل تراكم بوته در ژنوتيپ بر آن نيز معني‌دار نشد ( جدول3- 4). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر محتواي آميلوز حاكي از وجود تفاوت معني‌داري در اين صفت بين همه ژنوتيپ‌هاي مورد آزمايش بود. به طوري كه رقم حسني با 2/20  و لاين 416 با 4/26 درصد به ترتيب پايين‌ترين و بالاترين مقدار آن را داشتند (جدول3- 5). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/20، 2/22، 9/24 و 4/26 درصد به طور معني‌داري افزايش داشتند. ميانگين آميلوز برنج‌هاي اين آزمايش 5/23 درصد بود و دامنه تغييرات آن 1/19 تا 6/27 درصد گزارش مي‌‌گردد. آميلوز به عنوان يك تركيب خطي و فاقد زنجيرهاي انشعابي بخشي از نشاسته برنج و يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي تعيين كننده كيفيت پخت و خوراكي اين محصول مي‌باشد. در زراعت برنج از مقدار آميلوز براي انتخاب رقم زراعي مناسب استفاده مي‌شود. استفاده از اين صفت در انتخاب يك گياه برنج زراعي اهميت بسيار زيادي دارد، زيرا تفاوت ژنوتيپي آن بسيار زياد است. دريك آزمايش اثر رقم بر اين صفت بسيار معني‌دار گزارش گرديد، به طوري كه محتواي آميلوز در رقم هاشمي 6/19 و در خزر 5/21 درصد بود [اسدي لشكناري، 1390]. نصيري (1388) مقدار اين صفت را در ارقام مختلف بسيار معني‌دار اعلام كرد. وي مقدار آميلوز برنج‌هاي ندا، لاين‌هاي 8312، 8308 و 8315 را به ترتيب 6/25، 0/19، 7/20 و 9/19 گزارش كرد. همه اين مقادير در دامنه تغييرات آزمايش قرار دارند. شارما و همكاران (2009) گزارش كردند، اثر تراكم بوته بر ميزان آميلوز در دو سال متوالي و يا حتّي در دو فصل زراعي فاقد اختلاف معني‌داري بود، اما كود نيتروژن بر آن تأثير معني‌داري داشت [Sharma et al., 2009] و با افزايش مقداركود نيتروژن، ميزان آميلوز دانه برنج كاهش يافت [مشايخي و همكاران، 1387]. در سطوح عامل تراكم بوته اين آزمايش ميزان آميلوز معني‌دار نبود، شايد دليل آن كمبود سطوح عامل تراكم بوته باشد و در تراكم‌هاي پائين‌تر يا بالاتر (44 بوته در متر مربع) ممكن است تفاوت‌هايي در ميزان آميلوز دانه مشاهده شود.
 3– 2– 7- همبندي ژل(Gel consistency)
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اين خاصيت تفاوت آماري بسيار معني‌داري در ميان ژنوتيپ‌هاي برنج داشت و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن تأثير معني‌داري نداشتند (جدول3- 4). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت تفاوت معني‌دار آن را بين ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح شده نشان داد. دو رقم بومي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/42 و 3/40 درصد، اگرچه بيش‌ترين مقدار را داشتند، اما تفاوت معني‌داري با هم نداشتند. دو لاين اصلاح‌شده SA13 و 416 نيز با داشتن كم‌ترين مقدار (به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/32 و 5/33 درصد) تفاوت‌هاي معني‌داري با يكديگر نداشتند (جدول3-5). ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين 5/33، 9/32، 3/40 و 7/42 درصد به طور معني‌داري افزايش داشتند. همبندي ژل يكي از خواص مهم شيمي فيزيكي نشاسته برنج مي‌باشد كه با نرمي پس از پخت آن به ‌ويژه پس از سردشدن ارتباط دارد.  در يك آزمايشي كه در آن لاين‌هاي برنج هيبريد-2 و 416 انجام شد، نتايج اين آزمايش را تأييد كرد و اثر فاصله كاشت بر همبندي ژل معني‌دار نبود و اثر متقابل تراكم بوته در ژنوتيپ نيز بر همبندي ژل معني‌دار نشد. اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم در ژنوتيپ‌هاي هيبريد- 2 و 416 در فاصله كاشت 30×15 سانتي‌متر به ترتيب داراي بيش‌ترين (3/29 ميلي‌متر) و كم‌ترين (3/25 ميلي‌متر) مقدار همبندي ژل بود [رجبي شهرستاني، 1389]. مقدار مورد قبول اين صفت 40 تا 60 براي كيفيت خوب مورد پذيرش قرار گرفته است [Juliano, 1984]. تعداد زيادي از ارقام بومي خوش كيفيت ايراني در اين بازه قرار دارند. يكي از دلايل كيفيت نا مناسب لاين‌هاي خارجي پائين بودن اين خصوصيت است.
 3– 2– 8- درجه اثر محلول پتاس بر دانه برنج
براي اندازه‌گيري اين خاصيت به طور غير مستقيم از تأثير محلول پتاس با غلظت 7/1 درصد روي دانه‌هاي برنج استفاده مي‌شود. نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اين ويژگي در ارقام و لاين‌هاي برنج داراي تفاوت‌هاي بسيار معني‌‌داري بود كه تحت تأثير تراكم بوته در سطوح انتخابي مورد نظر و اثر متقابل آن با ژنوتيپ قرار نگرفت (جدول3- 4). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نيز نشان داد، اين صفت بين دو رقم بومي حسني و هاشمي تفاوت معني‌داري در سطح پنج درصد داشت و دو لاين SA13 و 416 تفاوتي باهم نداشتند. ازاين گذشته، بين ارقام بومي و لاين‌هاي اصلاح‌شده تفاوت معني‌داري وجود داشت (جدول3- 5). درجه تأثير محلول پتاس بر ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 3/4، 5، 7 و 7 درجه اثر پتاس به طور معني‌داري افزايش داشتند يا به عبارت ديگر درجه اثر محلول پتاس بر دانه برنج به طور معني‌داري كاهش يافت. ميانگين درجه تأثير محلول پتاس در آزمايش 8/5 درجه بود و بازه تغييرات آن در دانه‌هاي برنج سفيد 9/3 تا 7 درجه گزارش مي‌گردد. رجبي شهرستاني (1389) از نتايج مقايسه ميانگين اثر متقابل تراكم بوته در لاين برنج هيبريد، اختلاف معني‌داري را در تراكم‌هاي 16 و 2/22 بوته در متر مربع از نظر درجه تأثير محلول پتاس به ترتيب با 9/6 و 8/6  درجه اثر پتاس گزارش كرد، كه بقيه لاين‌ها در اين تراكم‌ها معني‌دار نبودند. درجه تأثير پتاس، به طور معكوس به دمايي مربوط است كه ذرات نشاسته دانه برنج سفيد در محيط آبي شروع به متورم شدن غير قابل برگشت مي‌كنند. اين خاصيت با اين كه اندازه‌گيري ساده، سريع و آسان است و دقت آن كم مي‌باشد، در كيفيت پخت تأثير خيلي زيادي دارد. درجه تأثير محلول پتاس يكي از خصوصيات ژنوتيپ‌هاي برنج است و مقدار مطلوب آن 4 تا 5 درجه مي‌باشد.

جدول 3-4- تجزيه واريانس صفات كيفيت تبديل و پخت برنج در  چهار ژنوتيپ‌ و تيمارهاي تراكم بوته
منابع
تغييرات
درجه
آزادي

حجم ويژه

جرم ويژه
راندمان تبديل كل
راندمان برنج سالم
درصد برنج شكسته
محتواي آميلوز

همبندي ژل
درجه تأثير پتاس
تكرار
3
003/0
001/0
91/25
51/43
68/11
39/2
07/62
09/0
ژنوتيپ
3
**195/0
** 012/0
*25/9
*04/66
**27/102
**86/90
**14/290
**54/22
تراكم بوته
2
ns 003/0
ns 001/0
ns 97/1
ns 73/10
ns 80/6
ns 77/0
ns 22/0
ns 04/0
ژنوتيپ×تراكم
6
ns 012/0
ns 001/0
ns 701/3
ns 83/18
ns 36/23
ns 95/0
ns 83/15
ns 04/0
خطاي آزمايش
33
 007/0
 001/0
002/3
82/18
51/13
67/0
84/29
04/0
ضريب تغييرات (درصد)
97/3
87/3
56/2
04/8
59/26
50/3
63/14
53/3
ns غیرمعنی دار و *، ** به ترتیب معنی داردر سطوح احتمال پنج و يك درصد
جدول3-5- مقايسه ميانگين صفات كيفيت تبديل و پخت چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمار‌هاي تيمارهاي تراكم بوته
صفات
حسني
هاشمي
SA13
416
حجم ويژه (cm3g-1)
a85/1
a14/2
a09/2
b00/2
جرم ويژه (gcm-3)
a54/0
c47/0
c48/0
b50/0
راندمان تبديل كل برنج (درصد)
ab3/68
a6/68
ab7/67
b6/66
راندمان تبديل برنج سالم (درصد)
ab5/53
ab3/54
b2/51
a9/56
برنج شكسته (درصد)
a7/14
a3/14
a6/16
b7/9
محتواي آميلوز (درصد)
d2/20
c2/22
b9/24
a4/26
همبندي ژل (mm)
a7/42
a3/40
b9/32
b5/33
درجه تأثير محلول پتاس (رتبه)
b0/5
c3/4
a0/7
a0/7
در هر رديف‌ ميانگين‌هاي با حروف يكسان بر اساس آزمون توكي در سطح احتمال پنج درصد داراي اختلاف معني‌داري هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - نشانويژگي‌هاي ويسكوزيتي آرد برنج


3– 3– نشانويژگي‌هاي ويسكوزيتي آرد برنج
       خواص ويسكوزيتي آرد برنج به صلابت دانه‌هاي نشاسته‌، تورم پذيري و قابليت جذب آب آميلوز بستگي دارد [Morris, 1999]. ژنوتيپ‌هاي برنج از نظر ويسكوزيتي تفاوت‌هاي بسياري باهم دارند و تقريباً همه آن‌ها در تعدادي از لاين‌هاي برنج IR به غير از IR5 و IR52 داراي اختلاف معني‌داري هستند [Bhattacharya, 1999]. بررسي تغييرات پختن دانه‌هاي برنج در طول مدت پخت آن با بررسي ويسكوزيتي مخلوط آرد و آب در دماهاي مختلف با اندازه‌گيري نيروي بازدارندگي حركت دوراني جسم دوّار تعبيه شده در داخل مخلوط امكان‌پذير است. براي اين فرايند، پنج نوع ويسكوزيتي مورد اندازه‌گيري قرار گرفت. تغييرات انرژي پيوندهاي كربني در روند شكستن پلي‌مرهاي نشاسته با ايجاد تغييراتي در اين شش صفت پيچيدگي‌هايي را در تجزيه نشاسته و تشخيص ميزان اثر آن بر كيفيت به وجود مي‌آورد. ويسكوزيتي به غلظت، جرم مولكولي و نوع پيوندهاي ماكرو پلي‌مرهاي نشاسته بستگي‌دارد و به همين دليل با اين روش مي‌توان ماهيت آن پي‌برد و معضل كيفيت برنج را حل كرد.
3– 3– 1– ويسكوزيتي حداكثر(Peak viscosity)
       نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر صفت ويسكوزيتي حداكثر بسيار معني‌دار بود و تراكم و اثر متقابل آن در ژنوتيپ برآن معني‌دار نبودند (جدول3– 6). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه بين دو رقم حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 8/287 و 2/263 واحد تفاوت نداشت، اما بين دو لاين SA13 و 416 به ترتيب با 3/188 و 7/149 واحد ويسكوزيتي، تفاوت معني‌دار بود. بين ارقام بومي با بيش‌ترين واحد ويسكوزيتي (RVU) و لاين‌هاي اصلاح شده با كم‌ترين مقدار آن نيز تفاوت معني‌دار بود. بنابراين، براساس نتايج اين آزمايش، ارقام محلي خوش كيفيت داراي ويسكوزيتي حداكثر بيش‌تري نسبت به لاين‌هاي اصلاح‌شده بودند (جدول3– 7). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 با ميانگين‌هاي 8/287، 274، 7/249 و 3/188 واحد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين ويسكوزيتي حداكثر در آزمايش 9/249 واحد بود و بازه تغييرات آن 3/162 تا 3/302 واحد گزارش مي‌گردد. اله قلي‌پور (1389) در بررسي شش رقم برنج محلي خوش كيفيت و شش لاين اصلاح شده با حجم30 نمونه، دامنه تغييرات ويسكوزيتي حداكثر را براي ارقام محلي برنج خوش كيفيت 6/297– 1/258 واحد و مقدار آن را در رقم هاشمي 6/267 گزارش كرد. ويسكوزيتي حداكثر ارقام محلي بر حسب واحد RVU  بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح‌شده بود و با افزايش مقدار اين صفت كيفيت پخت برنج بهتر گرديد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ويسكوزيتي حداكثر داراي رابطه منفي معني‌داري با ميزان آميلوز (54/0- = r) و اثر محلول پتاس (61/0- = r) بود. با افزايش مقدار اين صفت ميزان آميلوز برنج به شدت كاهش و درجه حرارت ژلاتيني آن افزايش يافت يا اثر محلول پتاس كاهش يافت و كيفيت مطلوب‌تر گرديد. از سوي ديگر افزايش ويسكوزيتي حداكثر باعث افزايش ويسكوزيتي تفكيك گرديد كه از نتايج قابل توجه‌ آزمايش حاضر است. بين ويسكوزيتي حداكثر و همبندي ژل (54/0= r)) همبستگي مثبت معني‌داري بر قرار بود و با افزايش ويسكوزيتي حداكثر مقدار همبندي ژل (GC) افزايش يافت و كيفيت پخت را بهبود بخشيد (جدول3- 8). در آزمايشي ميانگين ويسكوزيتي حداكثر در لاين‌هاي بين‌المللي برنج (IR) 153 واحد و بازه تغييرات آن 95 تا 232 واحد گزارش گرديد كه به IR52 و برنج‌هاي رسمي تعلق داشت و حاكي از تأييد اهميت ويسكوزيتي حداكثر در كيفيت مناسب برنج بود. ويسكوزيتي حداكثر تحت تأثير ميزان آميلوز، تشكيل كمپلكس آميلوز- ليپيد، تورم پذيري دانه‌هاي نشاسته و رقابت بين ميزان آميلوز و دانه‌هاي آزاد آن در محلول آب قرار مي‌گيرد [Bhattacharyia, 1999].      
3– 3– 2– ويسكوزيتي حداقل (Trough viscosity)
    نتايج تجزيه واريانس ويسكوزيتي حداقل نشان داد كه اين ويژگي برنج تحت تأثير بسيار معني‌دار ژنوتيپ‌هاي برنج بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3– 6). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ‌ نشان داد كه ارقام محلي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/199 و 3/198 واحد ويسكوزيتي تفاوت معني‌داري با يكديگر نداشتند. لاين‌هاي SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/165 و 4/239 واحد ويسكوزيتي با يكديگر و با ارقام بومي، داراي تفاوت معني‌داري بودند (جدول3–7). ميانگين ويسكوزيتي حداقل در آزمايش 1/202 واحد و بازه تغييرات آن 9/143 تا 5/256 واحد گزارش مي‌گردد. اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13 حسني، هاشمي و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/165، 4/199، 2/204 و 4/239 واحد ويسكوزيتي افزايش يافتند. اله قلي‌پور 1389) بازه تغييرات ويسكوزيتي حداقل را براي ارقام بومي 249– 7/170 واحد ويسكوزيتي و ميانگين آن را براي هاشمي و SA13 در دو آزمايش جداگانه‌اي به ترتيب 87/173 و 5/210 واحدگزارش كرد [اله قلي پور، 1389]. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه با افزايش ويسكوزيتي حداقل، ويسكوزيتي نهائي افزايش يافت. اين صفت با كيفيت آميلوز، همبندي ژل و درجه اثر محلول پتاس داراي همبستگي نبود (جدول3- 8). به طور كلي ويسكوزيتي برنج در دوره پخته‌شدن آن پس از رسيدن به حداكثر مقدار خود به طور كاهشي تغيير مي‌كند و به حداقل خود مي‌رسد.    
3– 3– 3– ويسكوزيتي نهائي (Final viscosity)
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر ژنوتيپ‌ بر اين صفت داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم‌هاي بوته و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3– 6). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه ويسكوزيتي نهايي بين دو رقم بومي حسني و هاشمي داراي تفاوت معني‌داري در سطح پنج درصد بود. دو لاينSA13  و 416 با يكديگر داراي تفاوت معني‌دار بودند، اما 416 با حسني اختلاف معني‌داري نداشت (جدول 3 – 9). ميانگين اين صفت در آزمايش 7/340 بود و بازه تغيرات آن 6/225 تا 0/437 واحد ويسكوزيتي گزارش مي‌گردد. نتيجه اين كه ارقام بومي داراي ويسكوزيتي نهايي بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بودند. اله قلي پور (1389) دامنه تغييرات ويسكوزيتي نهايي را براي ارقام بومي 2/278- 6/333 واحد ويسكوزيتي و براي هاشمي و SA13 در دو آزمايش جداگانه‌اي به ترتيب 4/311 و 8/289 گزارش كرد [اله قلي پور، 1389]. ويسكوزيتي مخلوط ژلاتيني‌شده آرد برنج با آب را كه پس از سرد شدن آن  به پيروي از كاهش دما افزايش مي‌يابد كه به ويسكوزيتي نهايي موسوم است. ويسكوزيتي نهايي همواره در سطح بالاتر از ويسكوزيتي‌ حداكثر بود.
 3– 3– 4– ويسكوزيتي تفكيك (Breakdown viscosity)
       نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ‌هاي مختلف بر اين صفت داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم‌ بوته و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3-6). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه اين صفت در بين ارقام بومي و اصلاح شده داراي تفاوت‌ معني‌داري بود و دو رقم بومي حسني و هاشمي و نيز دولاين SA13  و 416 بايكديگر تفاوت معني‌داري داشتند. حسني و 416 به ترتيب با  4/88 و 3/10 داراي بيش‌ترين و كم‌ترين مقدار ويسكوزيتي تفكيك بودند. لاين SA13 داراي ويسكوزيتي تفكيك كم‌تر از ارقام بومي‌ و بيش‌تر از لاين‌ 416 بود (جدول3- 7). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/88، 9/69، 2/31 و 3/10 واحد ويسكوزيتي به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/47 واحد و بازه تغييرات آن 9/5 تا 8/98 واحد ويسكوزيتي گزارش مي‌گردد. در يك آزمايشي براي ارقام محلي دامنه تغييرات ويسكوزيتي تفكيك 28/105 – 06/78 واحد ويسكوزيتي و براي هاشمي و SA13 در دو آزمايش مجزايي به ترتيب 7/93و 5/54 واحد گزارش شد [اله قلي پور، 1389]. ويسكوزيتي تفكيك عبارت است از اختلاف ويسكوزيتي حداكثر و حداقل، كه يك پارامتر مهم در خواص شيمي فيزيكي آرد برنج در حال پخت محسوب مي‌شود. با توجه به بالا بودن مقدار ويسكوزيتي تفكيك و حداكثر در ارقام بومي نسبت به لاين‌هاي اصلاح شده به نظر رسيد كه هرچه ويسكوزيتي حداكثر بيش‌تر و حداقل كم‌تر باشد، كيفيت برنج مطلوب‌تر خواهد كرديد.
3– 3– 5– ويسكوزيتي برگشت‌پذيري (Setback viscosity)
       نتايج تجزيه واريانس ويسكوزيتي برگشت‌پذيري وجود اختلاف بسيار معني‌داري را براي اين صفت در اثر ژنوتيپ‌ها نشان داد و اثر تراكم‌ بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3– 6). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه اثر ژنوتيپ‌ بر اين صفت نه ‌تنها بين ارقام بومي و اصلاح شده داراي اختلاف معني‌داري بود، بلكه ارقام بومي حسني و هاشمي نيز با يكديگر تفاوت معني‌داري داشتند، ولي دو لاين اصلاح شده SA13 و 416 با همديگر تفاوتي نداشتند (جدول3- 7). ژنوتيپ‌هاي حسني، 416، SA13 و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/56، 3/83، 3/95 و 5/134 واحد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت 6/138 واحد و بازه تغييرات آن 7/24 تا 25/169 واحد گزارش مي‌گردد. در آزمايشي دامنه ويسكوزيتي برگشت‌پذيري ارقام بومي 84/138– 2/106 واحد و مقدار آن را در هاشمي 55/137 واحد و درSA13  حدود 8/147 واحد گزارش گرديد [اله قلي پور، 1389]. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي نشان داد كه ويسكوزيتي برگشت‌پذيري در ميان پارامترهاي ويسكوزيتي فقط با ويسكوزيتي نهايي (55/0= r) داراي رابطه مثبت معني‌داري بود. به نظر مي‌رسد كه اين نوع ويسكوزيتي در كيفيت برنج اهميت زيادي نداشته باشد، زيرا نتايج آن نتوانست تفاوت بين ارقام خوش‌كيفيت بومي و اصلاح شده را متمايز سازد.
3– 3– 6– زمان ويسكوزيتي حداكثر (Time from onset of pasting to Peak viscosity)
       نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر اين صفت بسيار معني‌دار بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3- 6). نتايج مقايسه ميانگين‌ اثر ژنوتيپ نشان داد كه زمان ويسكوزيتي در ارقام بومي و لاين SA13 پايين‌تر از لاين 416 بود و اين لاين با ميانگين 47/6 دقيقه بيش‌ترين مقدار را داشت (جدول3- 7). ميانگين اين صفت در آزمايش  26/6 دقيقه و دامنه تغييرات آن 7– 6 دقيقه گزارش مي‌گردد. در آزمايش ارقام برنج محلي، دامنه تغييرات زمان حداكثر را 12/6– 81/5 دقيقه گزارش كردند. در ضمن زمان ويسكوزيتي را براي هاشمي و SA13 به ترتيب 88/5 و 15/6 گزارش نمودند[اله قلي‌پور، 1389]. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي نشان داد كه رابطه مثبت و معني‌داري با درجه اثر محلول پتاس بود. در آزمايشي همبستگي بين زمان ويسكوزيتي حداكثر با درجه اثر محلول پتاس مثبت و معني‌دار گزارش گرديد [Bhattacharya, 1999].

جدول 3- 6- تجزيه واريانس خواص ويسكوزيتي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته
منابع تغييرات
درجه آزادي
ويسكوزيتي حداكثر
ويسكوزيتي حداقل
ويسكوزيتي نهايي
ويسكوزيتي تفكيك
ويسكوزيتي برگشت پذيري
زمان ويسكوزيتي
تكرار
3
74/8760
27/167
04/1461
95/40
42/683
014/0
ژنوتيپ
3
**43/2335
**12/10960
**1/25333
**4/15216
**52/12657
**24/0
تراكم
2
ns53/11
ns16/104
ns20/665
ns98/28
ns79/75
ns02/0
ژنوتيپ× تراكم
6
ns01/135
ns27/174
ns30/606
ns57/41
ns67/417
ns03/0
خطاي آزمايش
33
16/170
10/310
81/1099
12/75
64/438
03/0
ضريب تغييرات (درصد)
21/5
71/8
73/9
59/27
67/22
65/2
 nsغیرمعنی دار، * و ** به ترتیب در سطح احتمال پنج و يك درصد معني‌دار هستند.
جدول 3- 7- مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر خواص ويسكوزيتي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته
صفات گياهي
ژنوتيپ
حسني
هاشمي
SA13
416
ويسكوزيتي حداكثر (RVU)
a8/287
a2/263
c3/188
b7/249
ويسكوزيتي حداقل (RVU)
b4/199
b3/198
c5/165
a4/239
ويسكوزيتي نهايي (RVU)
b1/344
a7/398
c5/258
b4/335
ويسكوزيتي تفكيك (RVU)
a4/88
b9/64
c5/31
d3/10
ويسكوزيتي برگشت پذيري (RVU)
c4/56
a5/134
b2/95
b3/83
زمان حد اكثر ويسكوزيتي (min)
b20/6
b16/6
b19/6
a47/6
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.

جدول 3-8- تجزيه ضرايب همبستگي خواص كيفيت پخت و ويسكوزيتي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته
صفات گياهي
مقدار آميلوز
همبندي ژل
اثر محلول پتاس
ويسكوزيتي حداكثر
ويسكوزيتي حداقل
ويسكوزيتي نهايي
ويسكوزيتي تفكيك
ويسكوزيتي برگشت
زمان ويسكوزيتي
مقدار آميلوز
1








همبندي ژل
**54/0-
1







اثر محلول پتاس
**78/0
**57/0-
1






ويسكوزيتي حداكثر
**54/0-
**54/0
**61/0-
1





ويسكوزيتي حداقل
ns 22/0
ns 04/0
ns 06/0
**55/0
1




ويسكوزيتي نهايي
*32/0-
**42/0
**65/0-
**75/0
**46/0
1



ويسكوزيتي تفكيك
**88/0-
**62/0
**79/0-
**68/0
ns 15/0-
**47/0
1


ويسكوزيتي برگشت پذيري
ns 17/0
ns 06/0-
ns 23/0-
ns 13/0-
ns 02/0-
**55/0
ns 13/0-
1

زمان ويسكوزيتي حداكثر
*37/0
*36/0-
**40/0
ns 27/0-
ns 27/0
**38/0-
**64/0-
ns 23/0-
1
* و ** به ترتيب اختلاف معني‌دار در سطح پنج و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال ماده خشك كل بوته

3 4 نشانويژگي‌هاي انتقال ماده خشك در گياه برنج

تشكيل عملكرد دانه برنج براساس انتقال ماده خشك از اندام‌هاي رويشي به دانه، در دوره پرشدن آن صورت مي‌گيرد. مواد فتوسنتزي كه در دانه اندوخته مي‌شوند از سه منبع اصلي كسب مي‌گردند: 1) انتقال مجدد مواد فتوسنتزي ذخيره ‌شده دراجزاي مختلف گياه در مرحله رشد رويشي قبل از گرده ‌افشاني، كه در اين آزمايش در بخش‌هاي مختلف گياه مورد بررسي قرار گرفته ‌است و دو بخش آن شامل، كل گياه و پنجه‌هاي فرعي گياه مي‌باشند، ساقه اصلي و اجزاي آن مطالعه شدند. 2) انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه، مستقيما از اندام‌هاي رويشي به مخزن رقابت‌كننده، كه پيچيدگي‌هاي انتقال مجدد را ندارد، و 3) انتقال مواد فتوسنتزي اندام‌هاي زايشي مانند خوشه، پوسته و ريشك كه در اين آزمايش مورد بررسي قرار نگرفته‌اند. بنابراين، صفات مرتبط با انتقال مواد فتوسنتز جاري برخلاف انتقال مجدد مواد فتوسنتزي ذخيره‌اي، به علت تنوع كم‌تر، از ضريب تنوع پايين‌تري برخوردار بودند. در هريك از  بخش‌ها، شش متغير مورد بررسي قرار گرفته‌اند، كه عبارتند از: ميزان انتقال مجدد ماده خشك، كارايي و سهم آن، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري، كارايي و سهم آن. اين متغيرهاي ششگانه "متغيرهاي انتقال ماده خشك" ناميده شده اند.

3 4 1- انتقال ماده خشك كل بوته

3 4 1 1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته

نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت آماري معني دار بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول39). از طرف ديگر، نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت گوياي وجود اختلاف معني‌داري بين رقم بومي حسني و لاين 416 بود كه اولي با ميانگين 5/109 گرم بر متر مربع پائين‌ترين و دومي با 2/237 گرم بر متر مربع بالاترين ميز ان انتقال مجدد را بخود اختصاص دادند. هاشمي و SA13 به ترتيب با 8/181 و 4/167 گرم بر متر مربع تفاوت معني‌داري با يكديگر نداشتند (جدول310). نتايج تجزيه ضرايب همبستگي حاكي از وجود رابطه ضعيف و مثبت معني‌دار ميزان انتقال مجدد ماده خشك با عملكرد دانه (34/0= r) و داراي رابطه ضعيف و منفي معني‌داري با ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري (42/0= - r) بود. با توجه به اين‌كه مجموع اين دو صفت در تشكيل عملكرد دخالت دارند، در هر شرايط خاصي با افزايش يكي، ديگري به طور معكوسي تغيير خواهد كرد (جدول3-11). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي حسني، SA13، هاشمي و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/109، 4/167، 84/181 و 2/237 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 174 گرم در متر مربع و دامنه تغييرات آن در كليه ژنوتيپ‌ها و تراكم‌ها 5/10 تا 8/407 گرم در متر مربع گزارش گرديد. گزارش اكبري (1388) در آزمايشي كه در هر كپه سه تا چهار گياهچه (نشاء) با فاصله كاشت 25×20 انجام شد نيز حاكي از وجود همبستگي بالاي معني‌دار مثبت ميزان انتقال مجدد با عملكرد دانه بود. وي ميزان انتقال مجدد كل رقم فجر و ندا را به ترتيب با ميانگين ‌هاي 1/185 و 9/246 گرم در متر مربع معني‌دار محاسبه نمود. بنابراين به نظر مي‌رسد كه با استفاده از روش زراعي با افزايش ميزان انتقال مجدد كل بوته، عملكرد افزايش خواهد يافت. لك و همكاران (2011) اثر تراكم بوته، ژنوتيپ و برهمكنش آن‌ها بر ميزان انتقال مجدد كل را در برنج معني‌دار گزارش كرد كه، بالاترين مقدار آن در رقم برنج عنبر‌بو قرمز در تراكم 25 بوته در متر مربع به ميزان 6421/0 گرم در بوته محاسبه گرديد. كاظمي پشت مساري و همكاران ( 1389) گزارش كردند كه انتقال مجدد ماده خشك از اندام‌هاي هوايي با عملكرد دانه همبستگي مثبتي دارد. لك و همكاران (2011) نه ‌تنها ميزان انتقال مجدد كل بلكه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري آن را نيز با تفاوت آماري معني‌داري اعلام نمودند. كاظمي پشت مساري و پيردشتي (1389) اثر ژنوتيپ بر ميزان انتقال مجدد كل اندام هوايي را بسيار معني‌دار گزارش كردند كه در آن لاين اصلاح شده برنج هيبريد بهار يك، مقدار انتقال مجدد بيش تر از رقم محلي طارم داشت و مقدار اين متغير داراي همبستگي متوسط و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه بود. آن‌ها در آزمايش از كود نيتروژن و روش چند گياهچه در هر كپه استفاده كرده بودند كه باعث تغيير در ميزان انتقال مجدد ماده خشك گرديد.        .  

3-4-1-2- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته

        با توجه به نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته در دوره پرشدن دانه در ژنوتيپ‌هاي برنج داراي اختلاف معني‌داري بود و اين صفت در تراكم‌هاي مختلف نيز داراي اختلاف معني‌داري بود. اما در اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته تفاوت آماري معني‌داري ملاحظه نگرديد (جدول3- 9). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد، رقم حسني با ميانگين 4/282 گرم در متر مربع، فاقد تفاوت آماري معني‌داري با SA13، 416 و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/379، 377 و 9/242 گرم در متر مربع بود. با اين‌كه دو رقم بومي هيچ‌گونه تفاوتي با يكديگر نداشتند، اما رقم هاشمي از نظر اين صفت داراي اختلاف معني‌داري با دو لاين اصلاح شده بود. دولاين اصلاح‌شده از نظر ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري با هم تفاوتي نداشتند. مقايسه ميانگين اثر تراكم‌ بوته نشان داد كه دو تراكم بوته پايين و بالا با يكديگر تفاوت معني‌داري داشتند (جدول3- 10). ميزان اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/252، 9/328 و 4/378 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. يعني با افزايش تراكم، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري نيز افزايش يافت. ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با 9/242، 4/282، 0/375 و 5/379 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. به طوري كه، ارقام بومي ايراني داراي ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بودند. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/319 گرم در متر مربع محاسبه شد و بازه تغييرات آن 89 تا 565 گزارش مي‌گردد. با اين‌كه، مطابق تجزيه ضرايب همبستگي متغرها، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته با عملكرد دانه (70/0 = r)، كارايي انتقال مجدد ماده خشك كل بوته (71/0= r)، كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته (65/0= r) و سهم آن (75/0 = r) داراي همبستگي بالا و مثبت معني‌داري بود، اما با سهم انتقال مجدد ماده خشك كل بوته داراي رابطه منفي معني‌داري بوده و با ميزان انتقال مجدد كل بوته داراي همبستگي منفي معني‌داري بود (جدول3- 11). لك (2011) گزارش كرد، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در تراكم‌ها و ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت بسيار معني‌داري مي‌باشد و با افزايش تراكم بر مقدار آن افزوده مي‌شود. بنابراين يكي از دلايل افزايش عملكرد برنج در تراكم‌هاي بالا، افزايش ميزان انتقال مجدد و فتوسنتز جاري مي‌باشد. 

جدول 3- 9- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك كل بوته چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه آزادي

ميزان انتقال مجدد ماده خشك

ميزان انتقال فتوسنتز جاري

تكرار

3

07/7548

3/33493

ژنوتيپ

3

*75/33017

*36/55669

تراكم بوته

2

ns23/1036

*55/64400

ژنوتيپ× تراكم

6

ns35/2197

ns99/4530

خطاي آزمايش

33

95/9714

42/12783

ضريب تغييرات (درصد)

66/56

34/25

ns : غیرمعنی دار، * و **: به ترتیب معنی دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد

جدول 3- 10- مقايسه ميانگين ميزان انتقال مجدد ماده خشك و فتوسنتز جاري كل بوته چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته

اثر ساده ژنوتيپ

حسني

هاشمي

SA13

416

ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل گياه برنج (gm-2)

a53/109

ab82/181

ab35/167

a19/237

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل گياه (gm-2)

ab41/282

b88/242

a47/379

a96/374

اثر ساده تراكم بوته (plant/m2)

11/11

16

25

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل گياه (gm-2)

b49/252

ab87/328

a43/378

در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند

جدول 3-11- تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك كل بوته چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي  تراكم بوته

صفات گياهي

عملكرد

 دانه

ميزان

 انتقال مجدد كل

كارايي

انتقال مجدد كل

سهم

 انتقال مجدد كل

ميزان انتقال فتوسنتز جاري كل

كارايي انتقال فتوسنتز جاري كل

سهم انتقال فتوسنتز جاري كل

عملكرد دانه

1

ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل

*34/0

1

كارايي انتقال مجدد ماده خشك‌كل

ns 05/0-

**88/0

1

سهم انتقال مجدد ماده خشك كل

ns 08/0-

**90/0

**96/0

1

ميزان انتقال فتوسنتز جاري كل

**70/0

**42/0-

**71/0

**75/0-

1

كارايي انتقال فتوسنتز جاري كل

ns 003/0

**86/0-

**87/0-

**94/0-

**65/0

1

سهم انتقال فتوسنتز جاري كل

ns 08/0

**90/0-

**97/0-

**00/1-

**75/0

**98/0

1

* و ** به ترتيب اختلاف معني‌دار در سطح احتمال پنج و يك درصد هستند و ns در سطح احتمال غير معني‌دار است.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي

3 4 2- انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي

3 4 2-1- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي

نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ژنوتيپ‌هاي برنج داراي اختلاف آماري بسيار معني‌دار بود و اثر تراكم بوته بر آن نيز معني‌دار بود. اما اثر متقابل تراكم بوته در ژنوتيپ داراي اختلاف معني‌داري نگرديد (جدول3-12). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ حاكي از وجود اختلاف معني‌داري بين هاشمي با لاين‌هاي SA13 و 416 بود. اما دو رقم حسني و هاشمي و نيز دو لاين SA13 و 416 نيز با يكديگر اختلاف معني‌داري نداشتند. نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نيز نشان داد كه تراكم 11/11 با 25 بوته در متر مربع داراي تفاوت معني‌داري در سطح پنج درصد با يكديگر بودند و هيچ‌كدام از آن‌ها با تراكم 16 بوته تفاوت معني‌داري در اين سطح نداشتند (جدول3-13). اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/258، 5/337 و 2/392 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 6/330 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 07/23 تا 4/614 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. در اين آزمايش ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 452، 5/396، 7/273 و 2/200 به طور معني‌داري كاهش يافتند. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح‌ شده بود. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري رابطه بالا و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه (76/0= r) داشت. اما اين صفت با ساير صفات انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي داراي همبستگي معني‌دار معكوسي بوده‌است، اما همبستگي بالا و مثبت معني‌داري با كارايي و سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري داشت (جدول3-14). ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برعكس ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي در عملكر دانه تأثير زيادي داشت.

3- 4- 2- 2- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي

كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي در دوره پرشدن دانه، مطابق نتايج تجزيه واريانس در اثر ژنوتيپ‌هاي برنج معني‌دار گرديد. اثر تراكم بوته و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3-12). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه ارقام بومي با يكديگر داراي تفاوت آماري معني‌دار بودند، درحالي‌كه، لاين‌هاي اصلاح شده با يكديگر و با ارقام بومي تفاوت معني‌داري نداشتند. ارقام بومي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 0/72 و 4/39 درصد بيش‌ترين و كم‌ترين درصد كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري را به خود اختصاص دادند. اما لاين‌هاي اصلاح شده SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/55 و 8/55 درصد بيش‌تر از رقم بومي هاشمي و كم‌تر از حسني بودند (جدول3-13). ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، 416 و حسني به ترتيب با 4/39، 7/55، 8/55 و 0/72 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين كارايي فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي در اين آزمايش 7/55 درصد ماده خشك مرحله رشد رويشي بود و دامنه تغييرات آن 1/3 تا 6/144 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي از يك طرف رابطه مثبت معني‌داري را بين كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي و ميزان، كارايي و سهم انتقال مجدد ماده خشك نشان داد و از سوي ديگر وجود رابطه مثبت معني‌دار آن با ميزان و سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ‌را اثبات نمود. اين درحالي است كه، كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري با ميزان عملكرد دانه (04/0 = r) همبستگي مثبت غيرمعني‌داري داشت (جدول3-14).

جدول 3-12- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه آزادي

ميزان انتقال فتوسنتز جاري

كارايي انتقال فتوسنتز جاري

تكرار

3

22/22889

84/921

ژنوتيپ

3

**32/157333

*30/2120

تراكم بوته

2

**08/76862

ns91/343

ژنوتيپ× تراكم

6

ns87/7820

ns58/130

خطاي آزمايش

33

93/12597

82/769

ضريب تغييرات (درصد)

95/33

79/49

ns  غیرمعنی دار، * و** به ترتیب معنی دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

جدول 3-13- مقايسه ميانگين انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

حسني

هاشمي

SA13

416

ميزان انتقال فوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (gm-2)

bc67/273

c21/200

ab54/396

a02/452

كارايي انتقال فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (درصد)

a98/71

b42/39

ab72/55

ab81/55

اثر ساده تراكم بوته (plant/m2)

11/11

16

25

ميزان انتقال فوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (gm-2)

b12/258

ab47/337

a24/392

ميانگين‌هاي با حروف يكسان در هر رديف در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند

جدول3-14- تجزيه ضرايب همبستگي انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

عملكرد دانه پنجه فرعي

ميزان انتقال مجدد

كارايي انتقال مجدد

سهم

 انتقال

 مجدد

ميزان

 انتقال فتوسنتز جاري

كارايي انتقال فتوسنتز جاري

سهم انتقال فتوسنتز جاري

عملكرد دانه پنجه فرعي

1

ميزان انتقال مجدد

ns06/0

1

كارايي انتقال مجدد

ns 06/0-

**91/0

1

سهم انتقال مجدد

ns 15/0-

**94/0

**95/0

1

ميزان فتوسنتز جاري

**76/0

**61/0-

**65/0-

**73/0-

1

كارايي فتوسنتز جاري

ns 04/0

**89/0-

**92/0-

**94/0-

**61/0

1

سهم فتوسنتز جاري

ns 15/0

**94/0-

**95/0-

**00/1-

**74/0

**94/0

1

ns و ** : به ترتيب غير معني‌دار و بسيار معني دار هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري پن

3 4 2- انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي

3 4 2-1- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي

نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ژنوتيپ‌هاي برنج داراي اختلاف آماري بسيار معني‌دار بود و اثر تراكم بوته بر آن نيز معني‌دار بود. اما اثر متقابل تراكم بوته در ژنوتيپ داراي اختلاف معني‌داري نگرديد (جدول3-12). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ حاكي از وجود اختلاف معني‌داري بين هاشمي با لاين‌هاي SA13 و 416 بود. اما دو رقم حسني و هاشمي و نيز دو لاين SA13 و 416 نيز با يكديگر اختلاف معني‌داري نداشتند. نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نيز نشان داد كه تراكم 11/11 با 25 بوته در متر مربع داراي تفاوت معني‌داري در سطح پنج درصد با يكديگر بودند و هيچ‌كدام از آن‌ها با تراكم 16 بوته تفاوت معني‌داري در اين سطح نداشتند (جدول3-13). اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/258، 5/337 و 2/392 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 6/330 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 07/23 تا 4/614 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. در اين آزمايش ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 452، 5/396، 7/273 و 2/200 به طور معني‌داري كاهش يافتند. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح‌ شده بود. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري رابطه بالا و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه (76/0= r) داشت. اما اين صفت با ساير صفات انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي داراي همبستگي معني‌دار معكوسي بوده‌است، اما همبستگي بالا و مثبت معني‌داري با كارايي و سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري داشت (جدول3-14). ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برعكس ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي در عملكر دانه تأثير زيادي داشت.

3- 4- 2- 2- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي

كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي در دوره پرشدن دانه، مطابق نتايج تجزيه واريانس در اثر ژنوتيپ‌هاي برنج معني‌دار گرديد. اثر تراكم بوته و اثر متقابل تراكم در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3-12). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه ارقام بومي با يكديگر داراي تفاوت آماري معني‌دار بودند، درحالي‌كه، لاين‌هاي اصلاح شده با يكديگر و با ارقام بومي تفاوت معني‌داري نداشتند. ارقام بومي حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 0/72 و 4/39 درصد بيش‌ترين و كم‌ترين درصد كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري را به خود اختصاص دادند. اما لاين‌هاي اصلاح شده SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/55 و 8/55 درصد بيش‌تر از رقم بومي هاشمي و كم‌تر از حسني بودند (جدول3-13). ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، 416 و حسني به ترتيب با 4/39، 7/55، 8/55 و 0/72 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين كارايي فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي در اين آزمايش 7/55 درصد ماده خشك مرحله رشد رويشي بود و دامنه تغييرات آن 1/3 تا 6/144 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي از يك طرف رابطه مثبت معني‌داري را بين كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي و ميزان، كارايي و سهم انتقال مجدد ماده خشك نشان داد و از سوي ديگر وجود رابطه مثبت معني‌دار آن با ميزان و سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ‌را اثبات نمود. اين درحالي است كه، كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري با ميزان عملكرد دانه (04/0 = r) همبستگي مثبت غيرمعني‌داري داشت (جدول3-14).

جدول 3-12- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه آزادي

ميزان انتقال فتوسنتز جاري

كارايي انتقال فتوسنتز جاري

تكرار

3

22/22889

84/921

ژنوتيپ

3

**32/157333

*30/2120

تراكم بوته

2

**08/76862

ns91/343

ژنوتيپ× تراكم

6

ns87/7820

ns58/130

خطاي آزمايش

33

93/12597

82/769

ضريب تغييرات (درصد)

95/33

79/49

ns  غیرمعنی دار، * و** به ترتیب معنی دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

جدول 3-13- مقايسه ميانگين انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

حسني

هاشمي

SA13

416

ميزان انتقال فوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (gm-2)

bc67/273

c21/200

ab54/396

a02/452

كارايي انتقال فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (درصد)

a98/71

b42/39

ab72/55

ab81/55

اثر ساده تراكم بوته (plant/m2)

11/11

16

25

ميزان انتقال فوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي (gm-2)

b12/258

ab47/337

a24/392

ميانگين‌هاي با حروف يكسان در هر رديف در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند

جدول3-14- تجزيه ضرايب همبستگي انتقال ماده خشك پنجه‌هاي فرعي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

عملكرد دانه پنجه فرعي

ميزان انتقال مجدد

كارايي انتقال مجدد

سهم

 انتقال

 مجدد

ميزان

 انتقال فتوسنتز جاري

كارايي انتقال فتوسنتز جاري

سهم انتقال فتوسنتز جاري

عملكرد دانه پنجه فرعي

1

ميزان انتقال مجدد

ns06/0

1

كارايي انتقال مجدد

ns 06/0-

**91/0

1

سهم انتقال مجدد

ns 15/0-

**94/0

**95/0

1

ميزان فتوسنتز جاري

**76/0

**61/0-

**65/0-

**73/0-

1

كارايي فتوسنتز جاري

ns 04/0

**89/0-

**92/0-

**94/0-

**61/0

1

سهم فتوسنتز جاري

ns 15/0

**94/0-

**95/0-

**00/1-

**74/0

**94/0

1

ns و ** : به ترتيب غير معني‌دار و بسيار معني دار هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - ميزان انتقال مجدد ماده خشك ساقه ا


3-4-3- انتقال ماده خشك ساقه اصلي
3-4-3-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي
ساقه اصلي مسن‌ترين و ضخيم‌ترين ساقه بوته برنج است كه شامل برگ‌ها، غلاف، ميانگره‌ها، گره‌ها و گل يا خوشه است. نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي نشان داد كه اين صفت در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود. از سوي ديگر، تراكم‌ بوته‌هاي در نظر گرفته شده در اين آزمايش تأثير معني‌داري بر آن داشت. اثر متقابل ژنوتيپ‌ در تراكم‌ بوته نيز داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. به اين ترتيب به نظر ‌مي‌رسد كه اين دو عامل لازم و ملزوم يكديگرند و اثر يكديگر را در تغيير ميزان انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي تشديد مي‌كنند. اين وضعيت در كل بوته و يا پنجه‌هاي فرعي وجود نداشت (جدول3-15). وجود اثر متقابل قدرت و توانمندي گياه را در تشكيل عملكرد زياد مي‌كند و نشان مي‌دهد كه هرگاه عواملي منجر به تضعيف ژنوتيپ و متعاقب آن كاهش عملكرد دانه شوند، افزايش تراكم ابزار مناسبي در مقابله با آن‌ها مي‌تواند باشد و اين قدرت در ساقه اصلي به‌دست آمد. با استناد به نتايج مقايسه ميانگين اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم ملاحظه ‌گرديد كه ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13 و 416 با افزايش تراكم افزايش يافته و در رقم حسني نيز با وجود غيرمعني‌دار بودن اختلاف اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 83/20، 74/23 و 45/31 گرم در متر مربع چنين افزايشي به طور غير معني‌دار قابل بررسي گرديد و در افزايش عملكرد دانه تبلور يافت. دراين آزمايش، بيش‌ترين ميزان انتقال مجدد در لاين SA13 با تراكم 25 و كم‌ترين آن بازهم در همين ژنوتيپ در تراكم 11/11 مشاهده گرديدكه حاكي از تراكم پذيري بالاي آن نسبت به ژنوتيپ‌هاي ديگر بود. همه ژنوتيپ‌ها در تراكم 25 بوته بيش‌ترين ميزان انتقال مجدد ماده خشك به دانه را در دوره پرشدن دانه داشتند (جدول3- 17). ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 71/42، 26/22، 24/17 و 62/10 گرم در متر مربع به طور معني‌داري كاهش يافت. لاين SA13 بيش‌ترين و رقم حسني كم‌ترين ميزان انتقال مجدد ماده خشك را داشتند كه حاكي از اثر افزايش تراكم بر ساقه اصلي SA13 بود و توانست مواد ذخيره‌اي آن را به دانه انتقال دهد. ساقه اصلي تحت تأثير فشار رقابتي برون بوته‌اي و درون بوته‌اي به يك شاخه قوي تغيير يافته است. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/30 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن  4/9 تا 2/66 گرم در متر مربع گزارش مي‌شود. ميزان انتقال مجدد لاين‌هاي اصلاح شده SA13 و 416 بيش‌تر از ارقام بومي حسني و هاشمي بود. ميزان انتقال مجدد ساقه اصلي در آزمايش نشان داد كه، ميانگين اين صفت در ارقام بومي، اصلاح شده و خارجي كلكسيون ايران به ترتيب 2/22، 4/22 و 0/17 گرم در متر مربع بود، كه حاكي از موفقيت در تطبيق‌سازي با ارقام بومي است (گزارش انتشار نيافته نگارنده). نتايج تجزيه ضرايب همبستگي صفات، نشان كه اين صفت با عملكرد دانه (76/0= r) داراي رابطه مثبت معني‌داري بود. اما با كارايي و سهم انتقال مجدد ساقه اصلي همبستگي بالا و مثبت معني‌دار و با ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري رابطه ضعيف و با كارايي و سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري داراي همبستگي متوسط و منفي معني‌داري بود (جدول3-18).
3-4-3-2- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري تحت تأثير معني‌دار ژنوتيپ و تراكم بوته قرار داشت و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن داراي اختلاف معني‌دار نبود. ژنوتيپ اثر معني‌دار و تراكم بوته اثر بسيار معني‌داري بر آن داشت (جدول 3-15). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه بين رقم حسني و لاين 416 به ترتيب با بيش‌ترين و كم‌ترين ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري تفاوت معني‌داري درسطح احتمال پنج درصد وجود داشت، اما هيچ‌كدام از آن‌ها با هاشمي و SA13 اختلاف معني‌داري نداشتند (جدول3-16). ميزان اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 57/17، 73/29 و 20/36 گرم در متر مربع به طور معني‌داري رو به افزايش گذاشت. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي حسني، SA13، هاشمي و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 34، 3/28، 1/26 و 23 گرم در متر مربع به طور معني‌دار روندي كاهشي داشتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 8/27 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 7/2 تا 8/57 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي با عملكرد دانه (69/0=r) داراي يك رابطه معني‌دار مستقيم بود (جدول3-18).
3-4-3-3- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي
كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري تفاوت معني‌دار ژنوتيپي را در نتايج تجزيه واريانس نشان‌داد. عدم وجود اختلاف معني‌دار اين صفت در اثر عامل تراكم بوته و همچنين اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته نشان داد كه اثر تراكم بر صفت مزبور نقش چيره‌اي داشت و توانست اثر متقابل را غير‌ معني‌دار كند (جدول3-15). نتايج  مقايسه ميانگين نشان داد كه كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي رقم حسني و لاين 416 به ترتيب با بيش‌ترين و كم‌ترين ميانگين‌ 1/40 و 4/37 درصد از نظر آماري داراي تفاوت معني‌داري ‌بودند. در اين آزمايش دو رقم بومي بايكديگر و دو لاين اصلاح شده نيز با يكديگر اختلاف معني‌داري داشتند. كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي ژنوتيپ‌هاي حسني، 416، SA13 و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/40، 4/27، 3/28 و 7/28 به طور معني‌داري افزايش يافتند (جدول3-16). ميانگين اين صفت در آزمايش 1/31 درصد و بازه تغييرات آن 5/4 تا 2/60 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها حاكي از وجود رابطه بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌دار كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي با عملكرد دانه (05/0 = r) بود (جدول3- 18).
جدول 3-15- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم بوته
منابع تغييرات
درجه آزادي
ميزان انتقال مجدد ماده خشك
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري
كارايي انتقال فتوسنتز جاري
تكرار
3
91/26
51/47
49/40
ژنوتيپ
3
**85/379
*95/258
*33/431
تراكم بوته
2
**60/2394
**64/1432
ns05/235
ژنوتيپ× تراكم
6
**35/212
ns16/157
ns98/256
خطاي آزمايش
33
62/50
95/71
61/117
ضريب تغييرات (درصد)
01/23
47/30
84/34
ns  غیرمعنی دار، * و** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

جدول 3- 16- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي (g m-2)
a0/34
ab1/26
ab3/28
b0/23
كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي (درصد)
a1/40
ab7/28
ab3/28
b4/27
اثر ساده تراكم بوته
11/11
16
25
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ساقه اصلي (g m-2)
b6/17
a7/29
a2/36
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند
جدول3-17- مقايسه ميانگين اثر متقابل ميزان انتقال مجدد ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج‌ در تيمارهاي تراكم بوته

ارقام برنج
تراكم بوته
(plant m-2)
ميزان انتقال مجدد  (gm-2)

لاين‌هاي برنج
تراكم بوته
(plant m-2)
ميزان انتقال مجدد (gm-2)

حسني
11/11
de8/20

SA13

11/11
e4/18
16
de7/23
16
bc7/35
25
cd5/31
25
a6/61

هاشمي
11/11
de2/23

416
11/11
de7/22
16
de3/22
16
d4/25
25
bc4/40
25
b3/45
ميانگين‌هاي با حروف يكسان در هر ستون در سطح احتمال پنج درصد درآزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.
جدول3-18- تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي
عملكرد دانه
ميزان انتقال مجدد
كارايي انتقال مجدد
سهم انتقال مجدد
ميزان فتوسنتز جاري
كارايي فتوسنتز جاري
سهم فتوسنتز جاري
عملكرد دانه پنجه اصلي
1






ميزان انتقال مجدد
**76/0
1





كارايي انتقال مجدد
ns01/0-
**54/0
1




سهم انتقال مجدد
ns 03/0-
**59/0
**94/0
1



ميزان فتوسنتز جاري
**69/0
ns 05/0
**63/0-
**71/0-
1


كارايي فتوسنتز جاري
ns 05/0
**58/0-
**87/0-
**97/0-
**72/0
1

سهم فتوسنتز جاري
ns 03/0
**59/0-
**94/0-
**00/1-
**71/0
**97/0
1
ns و ** به ترتيب غير معني‌دار و معني‌دار در سطح احتمال يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه


3-4-4- انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي
3-4-4-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اثر ژنوتيپ بر انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي را با تفاوت معني‌دار نشان داد. اثر تراكم بوته نيز بر آن داراي اختلاف بسيار معني‌دار بود، اما اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر اين صفت معني‌دار نشد (جدول3-19). نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ براين صفت نشان داد كه SA13 و 416 به ترتيب با بيش‌ترين و كم‌ترين مقدار، اختلاف معني‌داري داشتند و هيچ‌كدام از اين دو لاين با ارقام بومي داراي اختلاف معني‌داري نبودند. در واقع ارقام حسني و هاشمي در يك گروه آماري قرار گرفتند. نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده تراكم بوته، تفاوت آماري معني‌داري بين تراكم 25 بوته در متر مربع و ساير تراكم‌ها را نشان داد و تراكم‌هاي 11/11 و 16 بوته هيچ‌ گونه اختلافي با همديگر نداشتند. دراين آزمايش تراكم 25 بوته در متر مربع با ميانگين 07/6 گرم در متر مربع بيش‌ترين مقدار اين صفت را داشت (جدول3-20). ميزان اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 16، 11/11 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/2، 4/3 و 1/6 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي در ژنوتيپ‌هاي 416، حسني، هاشمي و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/3، 9/3، 1/4 و 1/5 گرم در متر مربع به طور معني‌داري رو به افزايش گذاشت. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ميزان انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي بوته برنج همبستگي مثبت معني‌داري با ميزان عملكرد دانه (45/0= r) داشت و با افزايش ميزان انتقال مجدد اين بخش ساقه اصلي، عملكرد در واحد سطح افزايش يافت (جدول3-21).     
3-4-4-2-كارايي انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي
بر اساس نتايج تجزيه واريانس، اثر تراكم بوته بركارايي انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي داراي اختلاف معني‌دار بود. اثر ژنوتيپ‌هاي مختلف و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن فاقد تفاوت معني‌دار بودند، اما اثر تراكم بوته نقش چيره‌اي نداشت و نتوانست اثر متقابل را معني‌دار سازد (جدول3-19). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بر اين صفت تفاوت معني‌داري را بين تراكم‌هاي 11/11 و 16 بوته در متر مربع نشان داد كه با 25 بوته در متر مربع فاقد اختلاف معني‌دار بود. تراكم 16 و 11/11 به ترتيب با ميانگين‌هاي8/15 و 8/26 پايين‌ترين و بالاترين درصد ماده خشك قابل انتقال را به خود اختصاص دادند (جدول3-20). ميانگين اين صفت در آزمايش 2/22 درصد محاسبه گرديد و بازه تغييرات آن 21/0- تا 8/47 درصد گزارش مي‌گردد. ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/25، 4/24، 1/20 و 3/18 درصد به طور غير معني‌داري كاهش يافتند و كارايي آن در ارقام بومي بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بود. محاسبه ضرايب همبستگي متغيرها، رابطه بسيار ضعيف و منفي غير معني‌دار بين اين صفت و عملكرد دانه (22/0- = r) را نشان داد (جدول3-21).
3-4-4-3- سهم انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي
اثر تراكم بوته بر سهم انتقال مجدد ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي، مطابق نتايج تجزيه واريانس داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود و اثر ژنوتيپ و اثر متقابل آن در تراكم بوته بر آن معني‌دار نبود. به دليل عدم وجود غالبيت اثر تراكم بوته و مستقل بودن اثر آن بر اين صفت، اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر سهم انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي معني‌دار نبود (جدول3- 19). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته بر اين صفت نشان داد كه بالاترين و پايين‌ترين مقدار آن به ترتيب در تراكم‌هاي 11/11 و 16 بوته در متر مربع با ميانگين‌هاي 4/42 و 9/20 درصد داراي تفاوت آماري معني‌داري بود و اثر هيچ‌كدام از اين تراكم‌ها با تراكم 25 بوته در متر مربع اختلاف آماري معني‌داري در اين سطح نداشتند (جدول3-20). ميانگين اين صفت در آزمايش 5/32 درصد و بازه تغييرات آن 25/0- تا 0/81 درصد گزارش مي‌گردد. دراين آزمايش ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/41، 4/36، 7/28 و 6/23 درصد به طور غير معني‌داري كاهش يافتند، بنابراين مقادير اين صفت در ارقام بومي بالاتر از لاين‌هاي اصلاح شده بود. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها وجود رابطه بسيار پائين و منفي معني‌دار بين سهم انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي و عملكرد دانه (30/0- = r) را نشان داد (جدول3- 21).
3-4-4-4- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي گياه برنج نشان‌داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر آن داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود. دراين آزمايش به دليل مستقل بودن اثر ژنوتيپ و تراكم بوته، اثر متقابل آن‌ها در اين سطح احتمال معني‌دار نگرديد (جدول3-19). با توجه به نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ بر اين صفت، ارقام بومي با يكديگر و لاين‌هاي اصلاح شده با يكديگر تفاوت معني‌داري نداشتند و لاين SA13 با ارقام بومي تفاوت معني‌داري را نشان داد. لاين 416 مشابه حسني بود، اما با هاشمي تفاوت معني‌داري داشت. ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 8/11، 8/10، 1/8 و 4/6 گرم در متر مربع به طور معني‌داري كاهش يافتند. ميزان اين صفت در لاين‌هاي اصلاح شده بيش‌تر از ارقام بومي به دست آمد. SA13 داراي اختلاف معني‌داري با هر دو رقم حسني و هاشمي بود و تفاوتي با لاين 416 نداشت. همچنين نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده تراكم بوته نشان داد كه بين تراكم‌هاي كاشت 11/11 و 16 بوته در متر مربع و نيز بين تراكم 11/11 و 25 اختلاف آماري معني‌داري وجود داشت، در صورتي‌كه تراكم‌هاي 16 و 25 بوته تفاوتي با يكديگر نداشتند (جدول3-20). ميانگين اين صفت در آزمايش 3/9 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 2/1 تا 8/17 گرم در متر مربع گزارش مي‌شود. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها وجود رابطه بالا و مثبت معني‌دار اين صفت با عملكرد دانه (87/0 = r) را نشان‌داد (جدول3- 21).
3-4-4-5-كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر آن داراي اختلاف به ترتيب معني‌دار و بسيار معني‌دار بودند و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر اين صفت داراي تفاوت معني‌داري نگرديد (جدول3- 19). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت حاكي از وجود تفاوت معني‌داري بين لاين 416 و رقم هاشمي بود كه با هيچ‌كدام از ژنوتيپ‌هاي ديگر تفاوت نداشتند. لاين SA13 با هيچ‌كدام از ژنوتيپ‌ها اختلاف معني‌داري نداشت. نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته، حاكي‌ از وجود اختلاف معني‌دار بين تراكم 16 بوته در متر مربع با ميانگين 98/65 درصد با تراكم‌هاي كاشت 11/11 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/43 و 9/48 درصد بود (جدول 3-20). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، حسني و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/40، 6/52، 9/52 و 7/64 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. از سوي ديگر، اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 25 و 16 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/43، 9/48 و 0/66 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت و تراكم مياني بيش‌ترين كارايي را نشان داد. ميانگين اين صفت در آزمايش 7/52 درصد و بازه تغييرات آن 0/11 تا 4/94 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه كارايي انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي داراي رابطه پائين و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (25/0 = r) بود (جدول3-21).
3-4-4-6- سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي مطابق نتايج تجزيه واريانس، تحت تأثير معني‌دار ژنوتيپ  قرار نگرفت، اما اثر تراكم بوته برآن از نظر آماري داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود. چون اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر اين صفت مستقل بود، اثر متقابل بر آن داراي تفاوت معني‌داري نگرديد (جدول3-19). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بر اين صفت وجود اختلاف معني‌داري بين تراكم‌هاي 16 و 11/11 بوته در متر مربع را نشان داد و هيچ‌كدام از اين تراكم‌ها با تراكم 25 بوته در اين سطح احتمال تفاوت معني‌داري نداشتند (جدول3-20). اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به طور معني‌داري ابتدا افزايش و سپس كاهش يافت، به طوري كه، تراكم بوته مياني با 16 بوته حداكثر سهم را به دست آورد. ميانگين سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري اين بخش ساقه اصلي در آزمايش 5/67 درصد بود و بازه تغييرات آن بين 1/19 تا 3/100 درصد گزارش مي‌شود. سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي در ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، حسني و هاشمي در آزمايش به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/76، 3/71، 6/63 و 8/58  درصد به طور غير معني‌داري كاهش يافت و در ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بود. در تجزيه آماري ضرايب همبستگي متغيرها، سهم فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي با عملكرد دانه (30/0 = r) داراي رابطه پائين و مثبت معني‌داري بود (جدول3-21).
جدول3-19- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي ژنوتيپ‌هاي برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته

منابع
 تغييرات

درجه آزادي
ميزان
 انتقال مجدد ماده خشك
كارايي
 انتقال مجدد ماده خشك
سهم
 انتقال مجدد ماده خشك
ميزان
  فتوسنتز جاري
كارايي
  فتوسنتز جاري
سهم
 فتوسنتز
 جاري
تكرار
3
73/6
45/132
427
21/4
88/560
427
ژنوتيپ
3
*77/7
ns03/155
ns54/735
**48/73
*92/1160
ns54/735
تراكم بوته
2
**79/51
*79/516
**28/1875
**19/198
**24/2262
**65/1875
ژنوتيپ× تراكم
6
ns74/6
ns75/110
ns52/419
ns92/2
ns67/318
ns52/419
خطاي آزمايش
33
93/2
97/112
24/322
79/7
84/375
24/322
ضريب تغييرات (درصد)
49/42
94/47
29/55
05/30
80/36
58/26
ns  غیرمعنی دار، *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد.



جدول 3-20- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي (gm-2)
ab9/3
ab1/4
a1/5
b1/3
ميزان انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي (gm-2)
bc1/8
c4/6
a8/11
ab8/10
كارايي انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي (درصد)
ab9/52
b6/40
ab6/52
a7/64
اثر ساده تراكم بوته
11/11
16
25
ميزان انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي (gm-2)
b4/3
b7/2
a1/6
كارايي انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي (درصد)
a8/26
b8/15
ab8/23
سهم انتقال مجدد برگ‌هاي ساقه اصلي (درصد)
a4/42
b9/20
ab2/34
ميزان انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي (gm-2)
b3/5
a6/10
a0/12
كارايي انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي (درصد)
b1/43
a0/66
b9/48
سهم انتقال فتوسنتز جاري برگ‌هاي ساقه اصلي (درصد)
b7/57
a1/79
ab9/65
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد درآزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.
جدول3-21- تجزيه ضرايب همبستگي انتقال ماده خشك برگ‌هاي ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي
عملكرد دانه
ميزان انتقال مجدد
كارايي انتقال مجدد
سهم انتقال مجدد
ميزان انتقال فتوسنتز جاري
كارايي انتقال فتوسنتز جاري
سهم انتقال فتوسنتز جاري
عملكرد دانه
1






ميزان انتقال مجدد
**45/0
1





كارايي انتقال مجدد
ns22/0-
**73/0
1




سهم انتقال مجدد
ns 30/0-
**69/0
**98/0
1



ميزان فتوسنتز جاري
**87/0
ns 07/0-
**65/0-
**71/0-
1


كارايي فتوسنتز جاري
ns 25/0
**71/0-
**94/0-
**91/0-
**68/0
1

سهم فتوسنتز جاري
*30/0
**69/0-
**98/0-
**00/1-
**71/0
**96/0
1
ns و * و** به ترتيب غير معني‌دار و معني‌دار در سطح احتمال پنج درصد و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال ماده خشك برگ پرچم ساقه اصل

3-4-5- انتقال ماده خشك برگ پرچم ساقه اصلي

3-4-5-1- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي

نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي نشان داد كه اين صفت داراي تفاوت آماري معني‌دار ژنوتيپي و تراكم بوته بود. اما اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر آن داراي تفاوت معني‌داري نبود (جدول3-22). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ‌ها نشان داد كه بين لاين 416 با بيش‌ترين و هاشمي با كم‌ترين ميزان انتقال مواد فتوستزجاري برگ پرچم ساقه اصلي و همچنين بين هاشمي و SA13 اختلاف معني‌دار وجود داشت و اگرچه SA13 از اين نظر با حسني فاقد اختلاف آماري معني‌دار بود، اما با هاشمي تفاوت داشت. در اين مقايسه ارقام بومي داراي ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بودند. ميانگين ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، SA13 و 416 به ترتيب 2، 2/2، 2/3 و 3/3 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. از سوي ديگر نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نشان داد كه اين صفت در همه تراكم‌هاي كاشت داراي اختلاف معني‌داري بود. تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با 6/1، 5/2 و 4 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند (جدول3-23). ميانگين اين صفت در آزمايش 7/2 گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 11/0 تا 9/6 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم رابطه بالا و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه (96/0 = r) داشت به طوري كه با افزايش ميزان اين صفت، عملكرد دانه افزايش يافت (جدول3-24).

جدول3-22- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك برگ پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه آزادي

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري

تكرار

3

49/2

ژنوتيپ

3

**17/5

تراكم بوته

2

**02/23

ژنوتيپ× تراكم

6

ns58/0

خطاي آزمايش

33

86/0

ضريب تغييرات (درصد)

58/34

ns  غیرمعنی دار،  *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج درصد و يك درصد هستند.

جدول 3-23- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك برگ پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

حسني

هاشمي

SA13

416

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي (gm-2)

bc2/2

c0/2

ab2/3

a3/3

اثر ساده تراكم بوته

11/11

16

25

ميزان انتقال مجدد مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي (gm-2)

c6/1

b5/2

a0/4

در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.

جدول3-24- تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك برگ پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم

صفات گياهي

عملكرد دانه

ميزان

 انتقال

 مجدد

 برگ پرچم

كارايي

 انتقال

 مجدد

برگ پرچم

سهم

 انتقال مجدد

 برگ پرچم

ميزان فتوسنتز جاري

 برگ پرچم

كارايي فتوسنتز جاري

 برگ پرچم

سهم فتوسنتز جاري

 برگ پرچم

عملكرد دانه

1

ميزان انتقال مجدد برگ پرچم

ns 04/0

1

كارايي انتقال مجدد برگ پرچم

*34/0-

**88/0

1

سهم انتقال مجدد برگ پرچم

*35/0-

**84/0

**98/0

1

ميزان فتوسنتز جاري برگ پرچم

**96/0

26/0-

**59/0-

**59/0-

1

كارايي فتوسنتز جاري برگ پرچم

*44/0

**81/0-

**93/0-

**94/0-

**66/0

1

سهم  فتوسنتز جاري برگ پرچم

*35/0

**84/0-

**98/0-

**00/1-

**59/0

**94/0

1

ns  غیرمعنی دار،  *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري -  انتقال ماده خشك برگ زيرين پرچم س


3-4-6- انتقال ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
3-4-6-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مجدد ماده خشك اين بخش ساقه اصلي حاكي از وجود اختلاف بسيار معني‌دار ژنوتيپي آن بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت فاقد تفاوت آماري معني‌داري بودند (جدول3-25). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه ميزان انتقال مجدد برگ زيرين پرچم بين ارقام بومي با يكديگر و همچنين لاين‌هاي اصلاح شده با يكديگر تفاوت معني‌داري وجود نداشت. رقم هاشمي با هيچكدام از ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌دار نداشت، اما هر دو لاين اصلاح شده با حسني داراي تفاوت معني‌دار بود. ارقام بومي بالاترين ميزان انتقال مجدد ماده خشك و لاين‌هاي اصلاح شده كم‌ترين آن را داشتند (جدول3-26). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 11/0، 24/0، 53/0 و 92/0 گرم در متر مربع به طور معني‌داري رو به افزايش گذاشتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 45/0 گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 93/0- تا 69/2 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. از نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها معلوم گرديد كه ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي داراي رابطه بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (21/0- = r) بود (جدول3-27). در دوره پرشدن دانه برگ پرچم و برگ زيرين آن فعال فتوسنتزي بودند و باعث كاهش انتقال مجدد ماده خشك شدند. 
3-4-6-2- كارايي انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي اختلاف بسيار معني‌دار بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن اختلاف معني‌داري نداشتند (جدول3-25). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ‌ها بر اين صفت نشان داد كه دو رقم بومي با يكديگر و همچنين دو لاين اصلاح شده با يكديگر داراي تفاوت آماري معني‌داري نبودند. SA13 با كم‌ترين كارايي انتقال مجدد اين بخش گياه داراي اختلاف معني‌داري با حسني بود و تفاوت معني‌داري با هاشمي نداشت (جدول3- 26). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 38/0، 7/6، 7/12 و 4/21 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 3/10 درصد بود و بازه تغييرات آن 9/38- تا 8/52 درصد گزارش مي‌گردد. كارايي انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي داراي همبستگي ضعيف و منفي معني‌داري با عملكرد دانه (32/0- = r)  بود (جدول3- 27).     
3-4-6-3- سهم انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس سهم انتقال مجدد برگ زيرين برگ پرچم نشان از وجود اختلاف بسيار معني‌دار ژنوتيپي بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت فاقد تفاوت آماري معني‌داري بودند (جدول3-25). نتايج مقايسه ميانگين اثر ساده ژنوتيپ بر سهم انتقال مجدد نشان داد كه SA13 با حسني داراي تفاوت معني‌داري بود. لاين 416 نيز داراي تفاوت معني‌داري با حسني بود. دو رقم بومي بايكدگر و نيز دو لاين اصلاح شده يايكديگر اختلاف معني‌داري نداشتند (جدول3-26). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 8/3، 4/7، 1/19 و 7/29 درصد افزايش يافتند. ميانگين سهم انتقال مجدد اين بخش ساقه اصلي در آزمايش 0/15 درصد بود و بازه تغييرات آن 4/36- تا 1/99  درصد گزارش مي‌گردد. سهم انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم همبستگي پائين و منفي با عملكرد دانه (35/0- = r) برقرار نمود (جدول3-27).     
3-4-6-4- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي نشان داد كه اين صفت داراي تفاوت آماري معني‌داري در اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بود و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر آن معني‌دار نبود (جدول3-25). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ‌ها  نشان داد كه بين SA13 با بيش‌ترين و حسني با كم‌ترين ميزان انتقال مواد فتوستزجاري اين بخش گياه و همچنين بين SA13 و هاشمي اختلاف معني‌داري در سطح پنج درصد وجود داشت. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بود. اين صفت در ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 3/2، 7/2، 5/3 و 1/4 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند. از سوي ديگر، نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نشان داد كه اثر تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/1، 1/3 و 4/4 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت (جدول3- 26). ميانگين اين صفت در آزمايش 1/3 گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 02/0 تا 09/8 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي رابطه بسيار بالا و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه (91/0 = r) داشت، به طوري كه با افزايش ميزان اين صفت، عملكرد دانه به شدت افزايش يافت (جدول3- 27).             
3-4-6-5- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس صفات نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي تفاوت آماري معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ  بر آن از نظر آماري اختلاف معني‌داري نداشتند (جدول3- 25). با توجه به نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر كارايي انتقال مواد فتوسنتزي جاري اين بخش گياه، هردو لاين SA13 و 416 با رقم حسني داراي تفاوت آماري معني داري بودند، اما با هاشمي فاقد اختلاف گرديدند. دو رقم بومي با يكديگر و نيز دو لاين اصلاح شده با همديگر تفاوتي نداشتند (جدول3- 26). ژنوتيپ‌ها به ترتيب از حسني، هاشمي، 416 و SA13 با ميانگين‌هاي 59، 6/65، 4/88 و 6/90 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند و در ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بودند. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/75 درصد بود و بازه تغييرات آن 46/0 تا 7/145 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد، كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي رابطه پائين و مثبت بسيار معني‌داري با عملكرد دانه (4/0 = r) داشت (جدول3-27).
3-4-6-6- سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اين صفت در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3-25). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري اين بخش ساقه اصلي در ارقام بومي كم‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بود و حسني تفاوت معني‌داري با لاين‌هاي اصلاح شده داشت. هاشمي، SA13 و 416 اختلاف معني‌داري با يكديگر نداشتند (جدول3-26). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 به ترتيپ با ميانگين‌هاي 3/70، 9/80، 6/92 و 2/96 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش0/85 درصد بود و بازه تغييرات آن 86/0 تا 40/136 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي با عملكرد دانه (35/0 = r) داراي رابطه‌ پائين و مثبت معني‌داري بود (جدول3-27). 



جدول3-25- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع
تغييرات

درجه آزادي
ميزان
انتقال مجدد ماده خشك
كارايي
انتقال مجدد ماده خشك
سهم
انتقال مجدد ماده خشك
ميزان فتوسنتز جاري
كارايي
فتوسنتز
جاري
سهم
فتوسنتز جاري
تكرار
3
37/0
19/144
71/338
49/1
97/935
71/338
ژنوتيپ
3
**56/1
**58/959
**71/1664
**78/7
*37/3053
**71/1664
تراكم بوته
2
ns31/0
ns94/289
ns43/903
**66/24
ns53/1218
ns43/903
ژنوتيپ × تراكم
6
ns31/0
ns91/253
ns65/394
ns31/0
ns76/554
ns65/394
خطاي آزمايش
33
35/0
55/180
81/334
78/0
98/706
81/334
ضريب تغييرات (درصد)
57/131
49/130
75/121
22/28
04/35
53/21
ns  غیرمعنی دار، *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

جدول3-26- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي (gm-2)
a92/0
ab53/0
b24/0
b11/0
كارايي انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي (درصد)
a4/21
ab7/12
b38/0
ab7/6
سهم انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي (درصد)
a7/29
ab2/19
b8/3
b4/7
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرجم ساقه اصلي (gm-2)
c3/2
bc7/2
a1/4
ab5/3
كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي (درصد)
b0/59
ab6/65
a6/90
a4/88
سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم ساقه اصلي (درصد)
b3/70
ab9/80
a2/96
a6/92
اثر ساده تراكم بوته
11/11
16
25
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ زيرين پرجم ساقه اصلي (gm-2)
c9/1
b1/3
a4/4
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.








جدول3-27- تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك برگ زيرين پرچم ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته




صفات گياهي



عملكرد دانه
ميزان انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
كارايي
انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
سهم
انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
ميزان فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
كارايي فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
سهم
فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
عملكرد دانه
1






ميزان انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
ns21/0-
1





كارايي انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
*32/0-
**93/0
1




سهم انتقال مجدد برگ زيرين پرچم
*35/0-
**94/0
**97/0
1



ميزان فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
**91/0
**61/0-
**67/0-
**69/0-
1


كارايي فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
**40/0
**91/0-
**95/0-
**94/0-
**72/0
1

سهم فتوسنتز جاري برگ زيرين پرچم
*35/0
**94/0-
**97/0-
**00/1-
**69/0
**94/0
1
ns  غیرمعنی دار، *و** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال ماده خشك ميانگره‌ اول (Ped

3-4-7- انتقال ماده خشك ميانگره‌ اول (Peduncle) بدون غلاف ساقه اصلي

3-4-7-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ اول بدون غلاف ساقه اصلي

نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر تراكم بوته بر اين صفت در سطح پنج درصد معني‌دار بود و اثر ژنوتيپ و اثر متقابل آن در تراكم بوته بر آن تفاوت معني‌داري نداشتند (جدول3- 28). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه ميزان انتقال مجدد ماده خشك اين ميانگره در همه تراكم‌ها داراي اختلاف معني‌دار بود (جدول3- 29). ژنوتيپ‌هاي هاشمي، SA13، حسني و 416 به تر تيب با ميانگين‌هاي 91/0-، 68/0-، 47/0- و 07/0- گرم در متر مربع به طور غير معني‌داري افزايش يافتند. اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب داراي ميانگين‌هاي 38/0-، 35/0- و 86/0- بود. ميانگين اين صفت در آزمايش 53/0- گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 22/2- تا 25/1 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. ميزان انتقال مجدد ميانگره‌ اول ساقه اصلي داراي همبستگي متوسط و منفي معني‌داري با عملكرد دانه (43/0- = r) بود (جدول3-30).     

3-4-7-2- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ اول بدون غلاف ساقه اصلي

نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري اين بخش گياه در ژنوتيپ‌ها و تراكم‌هاي مختلف داراي تفاوت‌‌هاي به ترتيب معني‌دار و بسيار معني‌دار بودند و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن فاقد اختلاف معني‌داري بود (جدول3-28). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت حاكي از وجود تفاوت معني‌داري بين حسني و 416 بود كه اين دو ژنوتيپ اختلاف معني‌داري با ساير ژنوتيپ‌ها نداشتند. دو رقم بومي با يكديگر و دو لاين اصلاح شده نيز با يكديگر اختلاف معني‌داري نداشتند. از سوي ديگر، مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته بر اين صفت آشكار ساخت كه تراكم 25 بوته در متر مربع با بيش‌ترين ميانگين اختلاف معني‌داري با ساير تراكم‌ها داشت (جدول3-29). ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 به ترتيب با ميانگين‌هاي 0/3، 0/4 و 2/6 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. با افزايش تراكم بوته، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در ميانگره اول افزايش يافت. اين صفت در ژنوتيپ‌هاي 416، SA13، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/3، 5/4، 8/4 و 9/4 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/4 گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 0/1 تا 8/8 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ اول ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار شديد و مثبت معني‌داري با عملكرد دانه (91/0 = r) گرديد و با افزايش آن عملكرد دانه  افزايش يافت (جدول3-30).     

جدول3-28-تجزيه واريانس انتقال ماده ميانگره اول بدون غلاف ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه آزادي

ميزان انتقال مجدد ماد خشك

ميزان انتقال مواد فتوسنت جاري

تكرار

3

35/0

88/0

رقم

3

ns54/1

*33/5

تراكم بوته

2

*31/1

**07/43

رقم× تراكم

6

ns54/0

ns64/1

خطاي آزمايش

33

74/0

64/1

ضريب تغييرات (درصد)

92/161-

18/29

ns  غیرمعنی دار، * و** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

جدول3-29-مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك ميانگره اول بدون غلاف ساقه اصلي چهار ژنوتيپ در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

حسني

هاشمي

SA13

416

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره اول ساقه اصلي (gm-2)

a9/4

ab8/4

ab5/4

b4/3

اثر ساده تراكم بوته

11/11

16

25

ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره اول ساقه اصلي (gm-2)

a38/0-

b35/0-

c86/0-

ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره اول ساقه اصلي (gm-2)

b0/3

b0/4

a2/6

در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي داراي اختلاف معني‌داري نيستند.

جدول3-30- ضرايب همبستگي انتقال ماده خشك ميانگره اول بدون غلاف  ساقه اصلي چهار ژنوتيپ در تيمارهاي تراكم بوته

صفات گياهي

عملكرد دانه

ميزان انتقال مجدد ميانگره اول

كارايي انتقال مجدد ميانگره اول

سهم

انتقال مجدد ميانگره اول

ميزان فتوسنتز جاري

ميانگره اول

كارايي فتوسنتز جاري ميانگره اول

سهم فتوسنتز جاري ميانگره اول

عملكرد دانه

1

ميزان انتقال مجدد ميانگره اول بدون غلاف

**43/0-

1

كارايي انتقال مجدد ميانگره اول بدون غلاف

ns 04/0-

**72/0

1

سهم انتقال مجدد ميانگره اول بدون غلاف

ns 22/0-

**92/0

**85/0

1

ميزان فتوسنتز جاري ميانگره اول بدون غلاف

**91/0

**77/0-

36/0-

**58/0-

1

كارايي فتوسنتز جاري ميانگره اول بدون غلاف

ns 07/0

**72/0-

**99/0-

**84/0-

**38/0

1

سهم فتوسنتز جاري ميانگره اول بدون غلاف

ns 22/0

**92/0-

**85/0-

**00/1-

**58/0

**84/0

1

ns غير معني‌دار، * و ** به ترتيب اختلاف معني‌دار در سطح احتمال پنج و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري - انتقال ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون


3-4-8- انتقال ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
3-4-8-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول 3- 31). مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها نيز تفاوت معني‌داري را بين لاين SA13 با ارقام بومي نشان داد كه با لاين 416 تفاوتي نداشت و ارقام بومي هم بايكديگر اختلافي در اين سطح نداشتند (جدول3- 32). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 34/0-، 16/0، 57/1 و 23/2 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 90/0 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 2/2- تا 7/6 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره دوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي همبستگي مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (13/0=  r) بود (جدول3-33).    
3-4-8-2- كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود، اما اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن داراي اختلاف معني‌دار نبودند (جدول3- 31). مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها نيز تفاوت آماري معني‌دار اين صفت را بين لاين SA13 با ارقام بومي نشان داد و با لاين 416 تفاوتي نداشت و ارقام بومي هم با يكديگر اختلافي در اين سطح نداشتند (جدول3-32). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 0/14- ، 26/0، 4/20 و 3/28 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 8/8 درصد و بازه تغييرات آن 2/55- تا 1/55 درصد گزارش مي‌گردد. كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره دوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (03/0 = r) بود (جدول3-33).    
3-4-8-3- سهم انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه ميزان اين صفت در ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3-31). نتايج مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها نيز تفاوت آماري معني‌داري را بين لاين SA13 با ارقام بومي نشان داد و با لاين 416 تفاوتي نداشت و ارقام بومي هم بايكديگر اختلافي در اين سطح نداشتند (جدول3- 32). ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/8، 9/5، 2/33 و 9/45 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 1/19 درصد و بازه تغييرات آن 5/35- تا 7/123 درصد گزارش مي‌گردد. سهم انتقال مجدد ماده خشك ميانگره دوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (02/0 = r) بود (جدول3- 33).    
3-4-8-4- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر تراكم بر آن داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود. اثر ژنوتيپ و اثر متقابل آن در تراكم بوته بر آن معني‌دار نبودند (جدول3-31). نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته نيز نشان داد كه تراكم 25 بوته در متر مربع با بيش‌ترين ميزان اين صفت با ساير تراكم‌ها داراي اختلاف آماري معني‌داري بود و ميزان اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 74/2، 09/3 و 47/5 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند (جدول3- 32). ژنوتيپ‌هاي حسني، 416، هاشمي و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 8/2، 8/3، 9/3 و 6/4 به طور غيرمعني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 8/3 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 28/1- تا 55/9 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. مطابق تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي با عملكرد دانه داراي رابطه بالا و مثبت بسيار معني‌داري بود (جدول3- 33).
3-4-8-5- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه كارايي اين صفت در ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن داراي اختلاف معني‌داري نبودند (جدول3-31). نتايج مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌داري را بين لاين SA13 با ارقام بومي نشان داد و با لاين 416 تفاوتي نداشت. ارقام بومي با يكديگر اختلافي در اين سطح نداشتند (جدول3-32). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13  به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/43، 7/50، 6/96 و 5/120درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/77 درصد و بازه تغييرات آن 6/10- تا 4/211 درصد گزارش مي‌گردد. كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره دوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائين و منفي غير معني‌داري با عملكرد دانه (01/0- = r) بود (جدول3- 33).    
3-4-8-6- سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي
با استفاده از نتايج تجزيه واريانس نشان داده شد كه اين صفت در ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود و تراكم بوته و نيز ژنوتيپ در تراكم بر آن اثر معني‌داري نداشتند (جدول3-31). نتايج مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها نيز تفاوت آماري معني‌داري را بين لاين SA13 با ارقام بومي نشان داد و با لاين 416 تفاوتي نداشت. ارقام بومي با يكديگر و لاين‌هاي اصلاح شده نيز از نظر اين صفت با يكديگر اختلافي در اين سطح نداشتند (جدول3- 32). ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/54، 8/66، 1/94 و 9/108 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش0/81 درصد بود و بازه تغييرات آن 7/23- تا 5/135 درصد گزارش مي‌گردد. سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره دوم ساقه اصلي بدون غلاف داراي همبستگي بسيار ضعيف و معكوس غير معني‌داري با عملكرد دانه (02/0- = r) بود (جدول3-33).
جدول3- 31- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك ميانگره دوم ساقه اصلي بدون غلاف چهار ژنوتيپ در تيمارهاي تراكم بوته


منابع تغييرات

درجه آزادي
ميزان
انتقال مجدد ماده خشك
كارايي
انتقال مجدد ماده خشك
سهم
انتقال مجدد ماده خشك
ميزان فتوسنتز جاري
كارايي فتوسنتز جاري
سهم
فتوسنتز جاري
تكرار
3
ns44/2
ns55/520
ns51/1201
ns47/5
ns92/2196
ns51/1201
رقم
3
**15/17
**15/4431
**62/2512
ns11/7
**66/16214
**62/7512
تراكم بوته
2
ns60/2
ns13/498
ns99/1052
**11/35
ns91/1673
ns99/1052
رقم×تراكم
6
ns61/0
ns01/153
ns18/320
ns08/2
ns29/623
ns18/320
خطاي آزمايش
33
82/1
65/449
99/773
18/3
38/1952
99/773
ضريب تغييرات (درصد)
47/149
242
05/146
31/47
7/56
37/34
ns  غیرمعنی دار، *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.



جدول3-32- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي چهار ژنوتيپ در تيمارهاي تراكم بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (gm-2)
a2/2
ab6/1
c34/0-
bc16/0
كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
a3/28
ab4/20
c0/14
bc26/0
سهم انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
a9/45
ab2/33
c9/8
bc9/5
كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
c9/43
bc7/50
a5/120
ab6/96
سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
c1/54
bc8/66
a9/108
ab1/94
اثر ساده تراكم بوته
11/11
16
25
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ دوم بدون غلاف ساقه اصلي (gm-2)
b7/2
b1/3
a5/5
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي داراي اختلاف معني‌داري هستند.
جدول3-33- تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك ميانگره دوم ساقه اصلي بدون غلاف چهار ژنوتيپ‌ در تيمارهاي تراكم بوته


صفات گياهي

عملكرد دانه
ميزان انتقال مجدد
كارايي انتقال مجدد
سهم
 انتقال مجدد
ميزان فتوسنتز جاري
كارايي فتوسنتز جاري
سهم فتوسنتز جاري
عملكرد دانه
1






ميزان انتقال مجدد ميانگره دوم بدون غلاف
ns 13/0
1





كارايي انتقال مجدد ميانگره دوم بدون غلاف
ns 03/0
**90/0
1




سهم انتقال مجدد ميانگره دوم بدون غلاف
ns 02/0
**96/0
**92/0
1



ميزان فتوسنتز جاري ميانگره دوم بدون غلاف
**67/0
**65/0-
**65/0-
**71/0-
1


كارايي فتوسنتز جاري ميانگره دوم بدون غلاف
ns 01/0-
**88/0-
**98/0-
**90/0-
**65/0
1

سهم فتوسنتز جاري ميانگره دوم بدون غلاف
ns 02/0-
**96/0-
**92/0-
**00/1-
**71/0
**90/0
1
ns و * و ** به ترتيب اختلاف معني‌دار در سطح احتمال پنج و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري -انتقال ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون


3-4-9- انتقال ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
3-4-9-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر اين صفت از نظر آماري داراي اختلاف بسيار معني‌داري بود و اثر متقابل آن‌ها بر اين صفت تفاوت معني‌داري نداشت (جدول3-34). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه اين صفت بين دو رقم بومي با يكديگر و نيز بين ارقام بومي و اصلاح‌شده داراي تفاوت معني‌داري بود و دو لاين اصلاح‌شده با يكديگر تفاوت معني‌داري نداشتند. نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته حاكي از وجود اختلاف معني‌دار بين تراكم‌هاي كاشت 25 و 11/11 بوته در متر مربع بود، به‌طوري كه با تراكم مياني اختلاف معني‌داري را نشان ندادند (جدول3-35). تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/1، 4/2 و 2/3 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند. اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/1، 1/1، 7/2 و 8/4 گرم در متر مربع نيز به طور معني‌داري زياد شدند و مقدار آن در ارقام بومي بيش‌تر از لاين‌هاي اصلاح شده بود. ميانگين اين صفت در آزمايش 4/2 گرم در متر مربع بود و بازه تغييرات آن 65/0 تا 9/8 گزارش مي‌گردد. از سوي ديگر، مطابق نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها، ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي با عملكرد دانه (54/0 = r) داراي رابطه متوسط و مثبت معني‌داري بود (جدول3- 36).
3-4-9-2- كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر آن معني‌دار نبودند (جدول3- 34). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه رقم هاشمي با اين‌كه تفاوتي با حسني نداشت، داراي اختلاف معني‌داري با لاين SA13 بود. ارقام بومي بايكديگر و لاين‌هاي اصلاح شده نيز با يكديگر تفاوت معني‌داري نداشتند (جدول3-35). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/14، 1/24، 1/33 و 1/43 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/28 درصد بود و بازه تغييرات آن 9/31- تا 1/70 گزارش مي‌گردد. مطابق نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها، كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي رابطه بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (12/0= r) بود (جدول3- 36). 
3-4-9-3- سهم انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اين صفت در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 34). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه رقم هاشمي با اين‌كه تفاوت معني‌داري با حسني نداشت، داراي اختلاف معني‌داري با لاين‌هاي اصلاح شده بود (جدول3-35). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، حسني و هاشمي به ترتيب با ميانگين‌هاي 1/23، 3/37، 2/55 و 4/93 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 3/52 درصد بود و بازه تغييرات آن 4/31- تا 4/248 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجريه ضرايب همبستگي متغيرها نشان داد كه كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي رابطه بسيار ضعيف و مثبت غير معني‌داري با عملكرد دانه (009/0= r) بود (جدول3-36). 

3-4-9-4- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر اين صفت داراي اختلاف بسيار معني‌داري بودند و اثر متقابل آن‌ها بر اين صفت تفاوت معني‌داري نداشت (جدول3- 34). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ نشان داد كه اين صفت بين دو رقم بومي داراي تفاوت معني‌داري بود و دو لاين اصلاح‌شده با يكديگر تفاوت معني‌داري نداشتند. نتايج مقايسه ميانگين اثر تراكم بوته حاكي از وجود اختلاف معني‌داري بين تراكم‌هاي 11/11 و 25 بوته در متر مربع بود كه با تراكم مياني اختلافي نداشتند (جدول3-35). تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين 4/1، 9/1 و 2/3 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند. اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، 416، حسني و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 74/0، 1/2، 5/2 و 4/3 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 2/2 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 7/3- تا 8/6 گرم در متر مربع گزارش مي‌گردد. از سوي ديگر، مطابق نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي با عملكرد دانه (33/0 = r) داراي رابطه ضعيف و مثبت معني‌داري بود (جدول3- 36).
3-4-9-5- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس اين صفت نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر آن داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 34). نتايج مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه رقم هاشمي با اين‌كه تفاوتي با حسني نداشت، اما داراي اختلاف معني‌داري با هر دو لاين SA13 و 416 بود. ارقام بومي با يكديگر و لاين‌هاي اصلاح شده نيز با يكديگر تفاوت آماري معني‌داري نداشتند (جدول3- 35). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 7/7، 3/35، 3/52 و 7/62 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 5/39 درصد بود و بازه تغييرات آن 9/41- تا 1/145 درصد گزارش مي‌گردد. مطابق نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها، كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي داراي رابطه پائين و مثبت غيرمعني‌داري با عملكرد دانه (13/0- = ( بود (جدول3- 36 ).
3-4-9-6- سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اين صفت در ژنوتيپ‌هاي مختلف داراي تفاوت آماري بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 34). مقايسه ميانگين اثر ژنوتيپ بر اين صفت نشان داد كه رقم هاشمي تفاوت معني‌داري با لاين‌هاي اصلاح شده داشت، اما با رقم حسني تفاوت معني‌داري نداشت. دو لاين اصلاح شده بايكديگر و نيز دو لاين بومي بايكديگر اختلاف معني‌داري نداشتند (جدول3-35). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/6، 8/44، 7/62 و 9/76 درصد به طور معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 7/47 درصد بود و بازه تغييرات آن 4/148- تا 4/131 درصد گزارش مي‌گردد. نتايج تجزيه ضرايب همبستگي متغيرها حاكي از وجود رابطه پائين و منفي غير معني‌دار كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي با عملكرد دانه (009/0- = r) بود (جدول3-36). 
جدول3- 34- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك ميانگره سوم بدون غلاف ساقه اصلي چهار ژنوتيپ‌ برنج در تراكم بوته

منابع تغييرات

درجه
آزادي
ميزان
انتقال مجدد ماده خشك
كارايي
انتقال مجدد ماده خشك
سهم
انتقال مجدد ماده خشك
ميزان انتقال فتوسنتز جاري
كارايي انتقال فتوسنتز جاري
سهم انتقال
فتوسنتز جاري
تكرار
3
31/1
04/4454
31/1232
49/3
72/1267
31/1232
ژنوتيپ
3
**52/36
**55/1802
**31/11106
**39/14
**26/6931
**31/11106
تراكم بوته
2
**81/9
ns 68/146
ns 73/368
**35/13
ns 97/478
ns 73/368
ژنوتيپ× تراكم
6
ns 07/4
ns 84/202
ns 68/1161
ns 62/1
ns 00/571
ns 68/1161
خطاي آزمايش
33
75/1
64/317
95/1653
45/2
06/1015
95/1653
ضريب تغييرات (درصد)
8/54
13/62
82/77
37/71
62/80
99/47
ns  غیرمعنی دار،  *و ** به ترتیب معنی‌دار در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.
جدول3- 35- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تراكم بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (g m-2)
b7/2
a8/4
c1/1
c1/1
كارايي انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
ab1/33
a1/43
b4/14
ab1/24
سهم انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
ab2/55
a4/93
b1/23
b3/37
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (g m-2)
a5/2
b7/0
a4/3
ab1/2
كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
ab3/35
b7/7
a7/62
a3/52
سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (درصد)
ab8/44
b6/6
a9/76
a7/62
اثر ساده تراكم بوته
11/11
16
25
ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (g m-2)
b6/1
ab4/2
a2/3
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره‌ سوم بدون غلاف ساقه اصلي (g m-2)
b4/1
ab9/1
a2/3
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.


جدول3- 36 –  تجزيه ضرايب همبستگي پيرسون انتقال ماده خشك ميانگره سوم ساقه اصلي بدون غلاف چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته




صفات گياهي



عملكرد دانه
ميزان
انتقال
 مجدد ميانگره سوم بدون غلاف
كارايي
 انتقال
 مجدد ميانگره سوم بدون غلاف
سهم
انتقال
 مجدد ميانگره سوم بدون غلاف
ميزان فتوسنتز جاري
 ميانگره سوم
بدون غلاف
كارايي فتوسنتز جاري
 ميانگره سوم بدون غلاف
سهم
 فتوسنتز جاري
 ميانگره سوم بدون غلاف
عملكرد دانه
1






ميزان انتقال مجدد ميانگره سوم
**54/0
1





كارايي انتقال مجدد ميانگره سوم
ns 12/0
**77/0
1




سهم انتقال مجدد ميانگره سوم
ns 009/0
**77/0
**89/0
1



ميزان فتوسنتز جاري ميانگره سوم
*33/0
**61/0-
**76/0-
**86/0-
1


كارايي فتوسنتز جاري ميانگره سوم
ns 12/0-
**79/0-
**98/0-
**91/0-
**77/0
1

سهم فتوسنتز جاري ميانگره سوم
009/0-
**77/0-
**89/0-
**00/1-
**86/0
**86/0
1
ns و * و ** به ترتيب اختلاف غير معني‌دار و معني‌داري در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند.

پايان نامه كارشناسي ارشد فردوس عادلي مسبب - بخش بحث و نتيجه گيري -انتقال ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي


3-4-10- انتقال ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي
3-4-10-1- ميزان انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر ميزان انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي معني‌دار بود و اثر تراكم بوته و اثر ژنوتيپ در تراكم بوته بر آن معني‌دار نبودند (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها نشان داد كه بين ارقام بومي تفاوت معني‌داري وجود نداشت و بين دو لاين اصلاح شده نيز در اين سطح احتمال اختلاف معني‌داري نبود و لاين SA13 تنها با حسني داراي اختلاف معني‌دار بود و با ساير ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌داري نداشت (جدول 3- 38). ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با 02/0، 18/0، 61/0 و 2/1 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت. اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 25/0، 32/0 و 9/0 گرم در متر مربع به طور غير معني‌داري افزايش يافتند. ميانگين اين صفت در آزمايش 49/0 گرم در متر مربع و بازه تغييرات آن 78/0- تا 9/4 گرم در متر مربع بود. ميزان انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائين با عملكرد دانه (1/0= r) بود (جدول3- 39). گره‌هاي ساقه اصلي درحدود 9/4 كيلوگرم در هكتار از طريق انتقال مجدد در تشكيل عملكرد دخالت دارند. افزايش فعاليت فتوسنتزي گياه در دوره پرشدن دانه به دليل اثر مساوي همه عوامل خارجي به غير از اثر منابع تغييرات بود كه شرايط مطلوبي را در رشد گياه فراهم كرد.
3-4-10-2- كارايي انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي
   نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر كارايي انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي معني‌دار بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر كارايي انتقال مجدد گره‌ها معني‌دار نبودند (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه بين ارقام بومي با يكديگر تفاوت معني‌داري وجود نداشت و بين دو لاين اصلاح شده نيز اختلاف معني‌داري نبود و لاين SA13 تنها با حسني داراي اختلاف معني‌دار بود و با ساير ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌داري نداشت (جدول 3- 38). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/3-، 2/3، 4/14 و 3/19 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 9/6، 1/6 و 0/12 درصد به طور غير معني‌داري ابتدا كاهش و سپس افزايش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 3/8 درصد و بازه تغييرات آن 7/33- تا 9/52 درصد گزارش مي‌گردد. كارايي انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائيني با عملكرد دانه (07/0= r) بود (جدول3- 39).
3-4-10-3- سهم انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي
   نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر سهم انتقال مجدد ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي داراي تفاوت بسيار معني‌داري بود و اثر تراكم بوته و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه بين ارقام بومي تفاوت معني‌داري وجود نداشته و بين دو لاين اصلاح شده نيز اختلاف معني‌داري نبود و لاين SA13 تنها با حسني داراي اختلاف معني‌دار بود و با ساير ژنوتيپ‌ها داراي تفاوت معني‌داري نبود (جدول 3- 38). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي SA13، 416، هاشمي و حسني به ترتيب با ميانگين‌هاي 4/1-، 02/6، 9/22 و 1/33 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/13، 8/11 و 9/19 درصد به طور غير معني‌داري ابتدا كاهش و سپس افزايش يافت و حداقل مقدار را در تراكم 16 بوته در متر مربع داشت. ميانگين اين صفت در آزمايش 6/15 درصد و بازه تغييرات آن 7/32- تا 9/114 درصد گزارش مي‌گردد. سهم انتقال مجدد ماده خشك مجموع گره‌هاي ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائين و منفي با عملكرد دانه (1/0- = r) بود (جدول3- 39).
3-4-10-4- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي
نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ و تراكم بوته بر ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي به ترتيب داراي اختلاف معني‌دار و بسيار معني‌داري بودند و اثر متقابل ژنوتيپ در تراكم بوته بر اين صفت معني‌‌دار نبود (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه لاين SA13 با حداكثر ميزان اين صفت داراي تفاوت معني‌داري با رقم حسني با حداقل مقدار بود و با رقم هاشمي و لاين 416 اختلاف معني‌داري نداشت كه حاكي از وجود فعاليت شديد فتوسنتزي SA13 در دوره پرشدن دانه بود. بنابراين با افزايش ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه، ميزان انتقال مجدد ماده خشك و همه متغيرهاي سه‌گانه مربوط به آن را نيز به شدت كاهش داد. ميانگين اين صفت در ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 به ترتيب با 3/2، 8/2، 3 و 8/3 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت و ميانگين اين صفت در تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 2، 3 و 4 گرم در متر مربع به طور معني‌داري افزايش يافت (جدول3- 38). نتايج تجزيه ضرايب همبستگي نشان داد كه ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري مجموع گره‌هاي ساقه اصلي برعكس ميزان انتقال مجدد ماده خشك آن داراي رابطه بالاي معني‌داري با عملكرد دانه (75/0= r) بود و با افزايش ميزان اين صفت، عملكرد دانه به شدت افزايش يافت (جدول3- 39). درحالي‌كه ميزان انتقال مجدد با عملكرد دانه همبستگي پائين و منفي داشت. به نظر مي‌رسد كه فعال بودن فتوسنتزي گياه در دوره پرشدن دانه دليل اصلي آن باشد.     
3-4-10-5- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي
   نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي معني‌دار بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه بين تمام ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌داري وجود نداشت (جدول 3- 38). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي هاشمي، حسني، 416 و  SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 3/62، 4/64، 1/95 و 9/97 درصد به طور غير معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 7/82، 3/85 و 0/72 درصد به طور غير معني‌داري ابتدا افزايش و سپس كاهش يافت. ميانگين اين صفت در آزمايش 9/79 درصد و بازه تغييرات آن 7/6- تا 3/177 درصد گزارش مي‌گردد. كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري مجموع گره‌هاي ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائيني با عملكرد دانه (09/0= r) بود (جدول3- 39).
3-4-10-6- سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي
   نتايج تجزيه واريانس نشان داد كه اثر ژنوتيپ بر سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي داراي تفاوت بسيار معني‌دار بود. اثر تراكم بوته و اثر متقابل آن در ژنوتيپ بر اين صفت معني‌دار نبودند (جدول3- 37). نتايج مقايسه ميانگين نشان داد كه بين ارقام بومي تفاوت معني‌داري وجود نداشته و بين دو لاين اصلاح شده نيز اختلاف معني‌داري نبود و لاين SA13 با حسني داراي اختلاف معني‌دار بود و با ساير ژنوتيپ‌ها تفاوت معني‌داري نداشت. SA13 بيش‌ترين و حسني پائين‌ترين سهم را داشتند (جدول 3- 38). اين صفت در ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، 416 و SA13 به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/66، 1/77، 94 و 4/101 درصد به طور معني‌داري افزايش يافت. ميانگين اين صفت در تراكم‌هاي كاشت 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با 1/86، 2/88 و 1/80 درصد به طور غير معني‌داري ابتدا افزايش و سپس كاهش يافت و حداكثر مقدار را در تراكم 16 بوته در متر مربع قرار داشت. ميانگين اين صفت در آزمايش 8/84 درصد و بازه تغييرات آن 9/14- تا 7/132 درصد گزارش مي‌گردد. سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي داراي همبستگي بسيار پائين و مثبتي با عملكرد دانه (1/0= r) بود (جدول3- 39).
جدول 3- 37- تجزيه واريانس انتقال ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته

منابع تغييرات
درجه آزادي
ميزان انتقال مجدد
كارايي انتقال مجدد
سهم انتقال مجدد
ميزان انتقال فتوسنتز جاري
كارايي انتقال فتوسنتز جاري
سهم انتقال فتوسنتز جاري
تكرار
3
28/0
3/162
1/283
70/0
5/1002
1/283
ژنوتيپ
3
*1/3
*9/1293
**8/2959
*7/4
*7/4416
**9/2959
تراكم بوته
2
ns 9/1
ns 6/162
ns 9/281
**9/14
ns 7/785
ns 9/281
ژنوتيپ×تراكم
6
ns 97/0
ns 2/624
ns 2/1423
ns 11/1
ns 5/2022
ns 2/1423
خطاي آزمايش
33
82/0
1/325
4/659
6/1
3/1383
4/659
ضريب تغييرات (درصد)
9/183
6/216
4/169
5/42
5/46
3/30
ns غير معني‌دار، * و **  در سطح احتمال پنج و يك درصد معني‌دار هستند.  

 جدول 3- 38- مقايسه ميانگين انتقال ماده خشك كل گره‌هاي ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم‌ بوته
صفات گياهي
حسني
هاشمي
SA13
416
ميزان انتقال مجدد ماده خشك (gm-2)
a2/1
ab61/0
b02/0
ab18/0
كارايي انتقال مجدد ماده خشك (درصد)
a3/19
ab4/14
b5/3-
ab2/3
سهم انتقال مجدد ماده خشك (درصد)
a1/33
ab9/22
b4/1-
ab0/6
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري (gm-2)
b3/2
ab8/2
a8/3
ab0/3
كارايي انتفال مواد فتوسنتز جاري (درصد)
a4/64
a3/62
a9/97
a1/95
سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري (درصد)
b9/66
ab1/77
a4/101
ab0/94
اثر تراكم بوته (plant.m-2)
11/11
16
25
ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري (gm-2)
b0/2
ab0/3
ab0/4
در هر رديف ميانگين‌هاي با حروف يكسان در سطح احتمال پنج درصد در آزمون توكي اختلاف معني‌داري ندارند.




جدول 3- 39- تجزيه ضرايب همبستگي انتقال ماده خشك و عملكرد گره‌هاي ساقه اصلي چهار ژنوتيپ برنج در تيمارهاي تراكم بوته


صفات گياهي

عملكرد دانه
ميزان
 انتقال مجدد
كارايي انتقال مجدد
سهم
 انتقال مجدد
ميزان فتوسنتزجاري
كارايي فتوسنتزجاري
سهم فتوسنتزجاري
عملكرد دانه
1






ميزان انتقال مجدد ماده خشك
10/0
1





كارايي انتقال مجدد ماده خشك
07/0
**88/0
1




سهم انتقال مجدد ماده خشك
10/0-
**93/0
**95/0
1



ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري
**75/0
**59/0-
**64/0-
**70/0-
1


كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري
09/0
**85/0-
**97/0-
**92/0-
**64/0
1

سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري
10/0
**93/0-
**95/0-
**0/1-
**70/0
**92/0
1
ns و * و ** به ترتيب اختلاف غير معني‌دار و معني‌داري در سطوح احتمال پنج و يك درصد هستند

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب

عنوان:

اثر تراكم كاشت برانتقال مجدد ماده خشك و عملكرد دانه ژنوتيپ‌هاي بومي و اصلاح شده برنج(Oryza sativa L.

از:

فردوس عادلي مسبب

 

شهريور 1392

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب

برنج (Oryza sativa L.) يكي از مهم‌ترين گياهان زراعي است كه در  نواحي پرجمعيت با رشد زياد نفوس، توليد و مصرف مي‌شود. كشورهاي مصرف‌كننده برنج بيش‌ترين جمعيت جهاني را به خود اختصاص داده‌اند و در بسياري از آن‌ها سرعت افزايش جمعيت نگران‌كننده شده‌ است. برنج غذاي اصلي بيش از نصف جمعيت جهاني مي‌باشد. در حال حاضر 90 درصد محصول گياه برنج در آسيا توليد و مصرف مي‌شود [Srivastava and Mahapatra, 2012]. برنج در رژيم غذايي بيش از سه ميليارد جمعيت جهاني قرار داشته، اما براي دو ميليارد نفر ديگر آن اهميت كم‌تري دارد [Chaudhary, 2001]. در اوايل سال 1960 پيش از اين كه اولين لاين‌هاي جديد برنج معرفي شوند، ميزان توليد شلتوك برنج جهاني به 225 ميليون تن در سال مي‌رسيد. اما پس از گذشت 30 سال با پذيرش لاين‌هاي جديد پرمحصول، توسعه سطوح زير كشت آبي، افزايش مصرف كود و انتقال ژن‌هاي مقاومت به آفات و بيماري‌ها به ژرم پلاسم برنج زراعي، توليد برنج به ميزان 300 ميليون تن افزايش يافته است. اما از سال 1966 علي‌رغم معرفي رقم IR8 پتانسيل عملكرد برنج‌هاي جديد كماكان ثابت باقي مانده است. در 30 سال آينده نيز توليد جهاني برنج بايستي 300 ميليون تن افزايش يابد [Fageria, 2005].

جنس اوريزا از حدود 28 گونه تشكيل شده است، شامل دو گونه زراعي اوريزا ساتيوا در آسيا و ساير نقاط جهان و اوريزا گلابريما (O.glaberrima) درآفريقا زراعت مي‌شود كه همه آن‌ها ديپلوييد و هفت گونه وحشي آن تتراپلوييد و دو گونه وحشي آن هم ديپلوييد و هم تتراپلوييد هستند [Srivastava and Mahapatra, 2012]. برنج زراعي دو مسير تكاملي مجزايي را طي نموده است، يكي در آسيا، اوريزا ساتيوا از فراگشت برنج وحشي يكساله اوريزا پرنيس (O. perrenis) و ديگري در آفريقا از تكامل گونه وحشي يكساله اوريزا برويلي‌گولاتا (O. brevilegulata che.) منشأ يافته است. البته هريك از آن‌ها به ترتيب از گونه‌هاي وحشي ديگري تكامل يافته و به نام‌هاي اوريزا روفي‌پوگون (O. rofipogn) و اوريزا لان جيس تامي‌ناتا (O. longistaminata chev.) كه پايا و چندساله بودند، مشهورند [Tsunoda, 1984]. اوريزا ساتيوا در مسير تكاملي خود نسبت به اوريزا گلابريما از تنوع بيش‌تري برخوردار است و به سه زيرگونه ژاپني، هندي و جاوه‌اي تمايز يافته است. درگياه برنج نيز مانند هريك از 15 گياه زراعي جهان فرايند فتوسنتزي، تخصيص و تسهيم مواد پرورده در ارتباط با افزايش ميزان محصول در واحد سطح بسيار با اهميت مي‌باشد [رحيميان، 1377]. افزايش تقاضاي محصولات كشاورزي از يك ‌سو و محدود بودن امكانات توليد از طرف ديگر ايجاب مي‌كند تا چگونگي بهره‌ وري بيش‌تر واتلاف كم‌تر منابع مورد توجه قرارگيرد [رجبي شهرستاني، 1389]. توليد كربوهيدرات‌ها‌ و ذخيره آن در اندام‌هاي رويشي در دوره پيش از گل‌دهي و انتقال مجدد آن به دانه‌هاي درحال نمو، در تشكيل عملكرد نهايي نقش مهمي برعهده دارد و ميزان انتقال مجدد ماده خشك، انتقال مواد فتوسنتز جاري، كارايي و تسهيم آن‌ها به ماهيت ژنوتيپ، شرايط محيطي و عناصر غذايي خاك بستگي دارد [Fageria and Baligar, 2005]. مشخص شده‌ است كه در گياهاني مثل گندم، برنج و جو افزايش پتانسيل عملكرد با افزايش تخصيص و تسهيم ماده خشك همراه است و همبستگي آن‌ها با عملكرد در بسياري از گياهان زراعي بالاست. توان ذخيره‌سازي مواد فتوسنتزي در ساقه و كارايي انتقال آن‌ها به دانه دو صفت موثر در ثبات عملكرد در اقليم‌هايي است كه شرايط تنش خشكي در دوره پر شدن دانه حاكم است. عملكرد دانه در غلات از سه منبع انتقال مواد فتوسنتز جاري، انتقال مجدد مواد ذخيره شده دوره رويشي به دانه و مواد پرورده ذخيره شده بعد از گل‌دهي تأمين مي‌شود[Kobata, 1992]. در مرحله توليد دانه كه فتوسنتز جاري قادر به تامين همه احتياجات مخزن نيست، ذخاير موجود در اندام­هاي رويشي مي‌تواند دوباره به دانه‌ها انتقال و ذخيره شود[Yoshida, 1983].

با توجه به اين‌كه تغيير در میزان انتقال مجدد ماده خشک باعث تغییر عملکرد دانه ارقام برنج می‌شود، میزان انتقال مجدد، کارآیی انتقال مجدد، سهم انتقال مجدد ماده خشك، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري، كارايي و سهم آن در كل گياه، پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي، برگ پرچم، برگ زيرين پرچم، ساير برگ‌ها، ميانگره اول، ميانگره دوم، ميانگره سوم و گره‌هاي برنج با تراكم بوته مي‌تواند تغييركند. هدف از این آزمایش مقایسه میزان انتقال مجدد ماده خشك در چهار ژنوتيپ برنج­ در پاسخ به سه فاصله كاشت (تراکم بوته در واحد سطح) با آرايش مربع بوده است.

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب

    برنج پس از گندم از نظر گستردگي سطح زيركشت و ميزان محصول در واحد سطح از مهم‌ترين گياهان زراعتي محسوب مي‌شود [اصفهاني و همكاران، 1388] و غذاي اصلي 40 درصد جمعيت دنيا را تشكيل مي‌دهد. محصول دانه سفيد اين گياه  دو سوم انرژي مورد نياز حدود دو ميليارد نفر از جمعيت آسيا را تأمين مي‌نمايد و از اين گذشته، براي آن‌ها به عنوان منبع اصلي تأمين پروتئين مورد نياز نيز به حساب مي‌آيد. تا سال 2030 ميلادي جمعيت جهان از شش ميليارد نفر به حدود 8 ميليارد خواهد رسيد و انتظار مي‌رود، تقاضا براي برنج هر ساله به ميزان سه درصد افزايش يابد. چالش موجود در افزايش محصول برنج، افزايش سطح زيركشت، افزايش ميزان محصول در واحد سطح و تأمين آب است و دغدغه محققان برنج در دهه آينده بايد در جهت افزايش ميزان محصول در واحد سطح و كاهش دوره رشد گياه باشد[عليزاده و عيسوند، 1384]. در بررسي‌هاي تشكيل عملكرد به فعاليت‌هاي فيزيولوژيكي در دوره پرشدن دانه و تسهيم ماده خشك قابل انتقال بعد از گل‌دهي بايد توجه بيش‌تري‌ مبذول گردد. براي بررسي عوامل موثر بر ميزان محصول برنج در واحد سطح، دوره پرشدن دانه در فاصله زماني گل‌دهي تا رسيدگي فيزيولوژيكي دانه از نظر عوامل تأثيرگذاري مانند، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري، كارايي و نقش آن بر عملكرد و ميزان انتقال مجدد ماده خشك، كارايي و نقش آن در فيزيولوژي گياهان زراعي مورد تحقيق قرار گرفته ‌است.

تحقيق درباره فتوسنتز جاري و انتقال مجدد ماده خشك در گياه برنج، ايده‌هاي تازه‌اي را براي به كارگيري روش‌هاي آسان، سريع و ساده، براي افزايش عملكرد دانه و بهبود كيفيت اين محصول مهم به وجود مي‌آورد. در طول دوره پرشدن دانه رخدادهايي وقوع مي‌يابند كه اگرچه مقدار اندكي از محتويات آندوسپرم دانه برنج در اثر فتوسنتز خوشه توليد مي‌شود، اما90 درصد آن را مواد انتقالي از ساير بخش‌هاي گياه مثل ريشه‌ها، برگ‌ها، غلاف و ساقه‌ها شامل، ميانگره‌ها و گره‌ها به اشكال مختلف، مستقيم از ريشه‌ها، انتقال مواد فتوسنتز جاري و انتقال مجدد ماده خشك تشكيل مي‌دهد. اين مواد در داخل گياه بايستي محلول در آب باشند و به اشكال ساده‌تري فرآوري گردند تا بتوانند انتقال يابند. مواد اصلي قابل انتقال در دوره پرشدن دانه به دو بخش تقسيم مي‌شوند: 1) مواد انتقال يافته‌اي كه پيش از گل‌دهي سنتز و در اندام‌هاي گياه اندوخته شده‌اند، اين مواد در دوره پرشدن دانه با دريافت مقدار 209 تا 590 درجه- روز تجمعي از حالت تركيبات ذخيره‌اي به محلول قابل انتقال تبديل و سپس به دانه منتقل مي‌گردند. 2) مواد توليد شده در اثر فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه به دليل فعال بودن اندام‌هاي فتوسنتزي گياه در اين دوره، بدون اين‌كه دوباره محلول شوند، به طور مستقيم وارد دانه مي‌گردد. به نظر مي‌رسد كه براي افزايش عملكرد دانه، تركيب بهينه‌اي از خصوصيات فيزيولوژيكي، ريخت‌شناختي مورد نياز باشد [Bushra et al., 1994].

1 1 انتقال فعال و غير فعال

نتايج بررسي‌هاي اوليه نشان داده است، كه انتقال مواد در آبكش به هردو صورت فعال (مدل فشار- جريان) و غير فعال ( نظريه فيك) انجام مي‌گيرد. در تمام نظريه‌هاي انتقال فعال و غير فعال، يك نياز انرژي در منبع و مخزن در نظر گرفته مي‌شود: 1) در منبع براي انتقال مواد فتوسنتزي از سلول‌هاي پارانشيم به عناصر غربالي، انرژي لازم است و به اين حركت فعال مواد فتوسنتزي، بارگيري آبكش گفته مي‌شود. 2) در مخزن، نيز براي حركت مواد فتوسنتزي از عناصر غربالي به سلول‌هاي مخزن، كه اين قندها را ذخيره يا متابوليزه مي‌كنند، به انرژي نياز است [كافي و همكاران، 1388].

 انتقال مواد فتوسنتزي از سلول‌هاي توليد كننده در برگ‌هاي بالغ به عناصر غربالي رگبرگ‌هاي كوچك از راه پلاسمودسماتاهاي فراواني انجام مي‌شود كه رابط‌هاي كاركردي نزديك بين عناصر غربالي و سلول‌هاي همراه هستند، چون اين انتقال فعال است و به انرژي نياز دارد. در گياهان حساس به شوري مثل برنج انرژي مورد نياز براي عناصر غربالي از تجزيه ATP توسط آنزيم ATP آز سيتوزولي حاصل مي‌گردد كه در 8=pH فعال مي‌باشد. اين ATP در ميتوكندري‌هاي فراوان سلول‌هاي همراه ساخته مي‌شود، همه سلول‌هاي همراه معمولي، انتقالي و واسطه داراي سيتوپلاسمي متراكم و ميتوكندري فراوان هستند. سلول‌هاي همراه واسطه برخلاف معمولي و انتقالي از راه پلاسمودسماتاهاي فراواني به سلول‌هاي غلاف آوندي متصل هستند كه در انتقال سيمپلاستي قندها از سلول‌هاي مزوفيل به عناصر غربالي در گياهاني كه فاقد مرحله آپوپلاستي در برگ‌هاي منبع هستند، نقش مهمي برعهده دارند [كافي، 1388]. سيستم انتقال مواد فتوسنتزي، يعني آوند آبكشي، امكان جريان توده‌اي كربوهيدرات‌ها و ديگر مواد محلول از يك ناحيه منبع با فشار هيدروستاتيك نسبتا بالايي به يك ناحيه مخزن با فشار كم‌تري را فراهم مي‌كند [كوچكي و همكاران، 1384].

بارگيري آوند آبكش سبب افزايش فشار اسمزي عناصر غربالي در محل بافت مخزن و كاهش شديد پتانسيل آب آن مي‌شود و در پاسخ به آن، آب از سلول‌هاي آوند چوبي تحت اثر اسمز وارد عناصر غربالي مي‌گردد و فشار تورژسانس يا فشار هيدروستاتيكي عناصر غربالي در محل منبع افزايش مي‌يابد. اما در انتهاي اين مسير انتقال، در محل مخزن تخليه آوند آبكشي موجب كاهش فشار اسمزي عناصر غربالي مي‌شود و در نتيجه پتانسيل آب آوند آبكش در اين محل افزايش مي‌يابد. در پاسخ به اين شيب پتانسيل آبي نيز، آب آوند آبكشي را ترك مي‌كند و وارد سلول‌هاي آوند چوبي مي‌شود و در نتيجه فشار هيدروستاتيكي (فشار تورژسانس) عناصر غربالي در محل مخزن كاهش مي‌يابد. اين اختلاف فشار هيدروستاتيكي بين آوندهاي آبكشي منبع و مخزن به حركت مواد انتقالي از آوند آبكشي و از محل داراي فشار هيدروستاتيكي بالا (آوندهاي آبكشي منبع) به محل داراي فشار هيدروستاتيكي پايين (آوند آبكشي مخزن) منجر مي‌گردد. بنابراين، در آوند آبكش، قندها در جهت شيب فشار هيدروستاتيك موجود بين منبع و مقصد به صورت حركت توده‌اي انتقال مي‌يابند، كه غير فعال شمرده مي‌شود و انرژي ايجاد كننده اين اختلاف فشار براي آن كافي مي‌باشد. بنابراين، اگر در آزمايش‌هاي اوليه مربوط به انتقال مواد، نياز به انرژي تشخيص داده شده است، بدون شك اين نياز به انرژي در ارتباط با بارگيري و تخليه عناصر غربالي بوده است [احمدي و همكاران، 1383]. در سازوكار انتقال غيرفعال مواد در آبكش نيز عناصر غربالي در مسير بين منبع و مخزن براي حفظ ساختارهايي مانند غشاي پلاسمايي سلول و بازيافت هدرروي قندها طي نشت از آبكش به انرژي نياز است. مدل فشار- جريان، مثالي از يك سازوكار غير فعال است كه در انتقال مواد در آوندها، مقداري انرژي نيز در عناصر غربالي مسير انتقال مواد مصرف مي‌كند [كافي و همكاران، 1388].

1 2 بارگيري و تخليه آوند آبكش و عملكرد محصول

براي توزيع شيره پرورده و در نهايت تغيير عملكرد محصول، تنظيم ميزان انتقال مواد فتوسنتزي و توزيع آن بين مخزن‌هاي رقابت كننده، بارگيري و تخليه آوند آبكش نقش مهمي ايفا مي‌كنند. بنابراين، فرايندهاي بارگيري و تخليه به عنوان يك محل دستكاري براي تغيير عملكرد گياه زراعي مهم است [احمدي و همكاران، 1383]. چگونگي انتقال شيره پرورده از سلول‌هاي مزوفيل فتوسنتزكننده در محل منبع به عناصر آوندي (بارگيري آوند آبكش) يا از عناصر غربالي به سلول‌هاي مصرف كننده در محل مخزن (تخليه آوند آبكش) از مباحث‌ اساسي انتقال در آوندهاي آبكشي و عملكرد دانه هستند. مسير انتقال شيره پرورده از نقطه‌ فتوسنتز كننده تا عناصر غربالي چندان طولاني نيست. اغلب سلول‌هاي مزوفيل در فاصله كم‌تر از نيم ميلي متر يعني حداكثر به فاصله سه تا چهار سلول از رگبرگ فرعي در محل بارگيري قرار دارند. گياهان از نظر بارگيري آوند آبكشي و حركت از درون عناصر غربالي و آن‌گاه تخليه در مخزن با هم تفاوت دارند. پيش از اين بيان گرديد كه، آوندهاي آبكشي متشكل از عناصر غربالي و سلول‌هاي همراه هستند، كه از نظر تركيبات كربن موجود در آن‌ها، در گياهان فرق دارند. ارتباط بين نوع بارگيري (سيم‌پلاستي و آپوپلاستي) و نوع ماده انتقالي تركيب عمده كربن ( ساكارز يا اوليگو ساكاريدها ) شناخته شده ‌است. بين الگوي بارگيري آوند آبكشي و پراكنش بوم‌شناختي گونه‌ها نيز ارتباط نزديكي وجود دارد. در گياهان برخلاف جانوران، ساكارز جزء اصلي شيره آوند آبكشي است و گلوكز و مونوساكاريدها در آن بسيار اندك وجود دارند كه با شرايط لازم براي انتقال راه دور مطابقت دارد، كه نبايد با آنزيم‌ها و پروتيين‌ها واكنش دهند و توسط آنزيم‌هاي كليدي هيدروليز كننده ساكارز محافظت شوند. البته قندهاي ديگري مثل اليگوساكاريدهاي خانواده رافينوز، مثل رافينوز، استاكيوز و ورباسكوز و قند الكل‌هايي مثل سوربيتول، مانيتول، دولسيتول و ميو اينوزيتول تركيب مايع انتقالي آوند آبكش در بين گونه‌هاي گياهي تفاوت‌هاي گسترده‌اي دارند، اما تنها شباهتي كه بين آن‌ها وجود دارد، كميت‌هاي بسيار اندك مونوساكاريدهاي آن‌هاست.

 پيرامون بررسي‌هاي انتقال مجدد ماده خشك تركيبات قابل انتقال محلول، فرايند انتقال مواد پرورده از جايگاه ساخت آن‌ها (منبع) به مكان بارگيري (عناصر غربالي- سلول‌هاي همراه) و سپس به تخليه در مخزن اهميت زيادي دارد و اگرچه به طور مبالغه آميزي مي‌توان اين انتقال از راه دور با جريان توده‌اي توسط اختلاف در فشارهاي هيدروستاتيكي را در فاصله طولاني 110 متر در درخت غول يا بازدانه چوب سرخ (Sequiodendron giganteum) مثال زد،  اما در اغلب موارد، مخزن‌ها مواد پرورده را از برگ‌هاي منابع مجاور خود دريافت مي‌كنند [كوچكي و همكاران، 1384].

وقتي شيره پرورده به مخزن مورد نظر مي‌رسد بايد از كمپلكس عناصر غربالي _سلول همراه تخليه و به سلول‌هاي بافت مخزن وارد شود. اين همانند بارگيري مي‌باشد، تنها جهت آن متفاوت است. بارگيري و تخليه مواد آوند آبكش نيز ممكن است از مسيرهاي سيمپلاستي و يا آپوپلاستي انجام شود. در مسير سيمپلاستي، ساكارز از راه اتصال‌هاي پلاسمودسماتا در جهت شيب غلظت از كمپلكس عناصر غربالي و سلول همراه به محل متابوليسم در مخزن جريان مي‌يابد كه بيش‌تر در برگ‌هاي جوان در حال رشد و يا نوك ريشه‌ها روي مي‌دهد و شيب، درنتيجه جريان به سلول مخزن با هيدروليز ساكارز به گلوكز و فروكتوز حفظ مي‌گردد [كافي و همكاران، 1388].

1 3 توزيع تركيبات فتوسنتزي

            اگرچه، لقاح يعني امتزاج گامت‌هاي جنسي متضاد (n) و تشكيل ياخته‌هاي تخم (n2) يكي از ارزشمندترين رويدادهايي زيست‌شناختي در چرخه حيات موجودات زنده است، كه ساختار ريخت‌شناختي و زادشناختي آن را تحت تأثير ژن و محيط پي‌ريزي مي‌كند، اما دوره پرشدن دانه نيز يكي از وقايع مهمي است كه در آن تسهيم مواد بين مخزن‌هاي رقيب بر اساس تخصيص آسيميلات‌هاي دوره رشد رويشي يا فعاليت‌هاي فتوسنتزي اين دوره و جذب و انتقال مستقيم عناصر و يون‌ها از خاك، ساختار ريخت‌شناختي و شيمي‌فيزيكي دانه را طوري بنا مي‌نهد كه بسياري از فرايندهاي تشكيل عملكرد دانه را هم ازنظر كمي و هم كيفي تحت شعاع قرار مي‌دهد. اولي موجود زنده و تكامل آن و دومي شالوده حيات جمعيت‌هاي انساني و حيواني را دوام مي‌بخشد [كافي و همكاران، 1388].

  در محاسبه شاخص برداشت، به دانستن جرم خشك محصول اقتصادي و عملكرد زيستي نياز است. مطالعات مربوط به انتقال مجدد و فتوسنتز جاري نيز بر دانستن ماده خشك در دو مرحله گل‌دهي و رسيدگي فيزيولوژيكي و بر تعيين اختلاف آن‌ها استوار است. اهداف اصلي مطالعه شاخص برداشت و انتقال مجدد يكسان بوده است و آن تسهيم مواد بين مخزن‌هاي درگير رقابت كننده مي‌باشد [كافي و همكاران، 1388].

14 تخصيص فرآورده‌هاي فتوسنتزي

       كربني كه به تازگي به شكل شيره پرورده در برگ‌ها درآمده است، يا به مخزن تحويل گرديده، ممكن است به يك رشته وظايف متعدد متابوليكي در اندام منبع يا مقصد اختصاص يابد. تنظيم توزيع آن به مسيرهاي متابوليكي مختلف را تخصيص مي‌گويند. كربن تثبيت شده در يك سلول منبع مي‌تواند جهت ذخيره كوتاه مدت (موقت)، متابوليسم نگاهداري ماده خشك برگ و يا انتقال به ساير بخش‌هاي هدف گياه مصرف گردد [كوچكي و همكاران،1384]. تخصيص (Allocation) يعني فرآورده‌هاي فتوسنتزي تازه‌اي كه در تنفس براي توليد انرژي مصرف مي‌شود و قسمتي از ماده سنتزشده پس از تبديل به كربوهيدرات‌ها، غير قابل انتقال (اسكلت ساز) مي‌گردد، يا به عنوان مازاد بر مصرف به صورت كربوهيدرات قابل حل در واكوئل‌ها و كلروپلاست‌ها اندوخته مي‌شود. تخصيص به مسيرهاي سوخت و سازي كه مواد فتوسنتزي در پيش مي‌گيرند، گفته مي‌شود، تا مصرف شده و يا براي مصرف در دسترس باشد. اما اگر بين مخزن‌هاي رقابت كننده مثل برگ‌هاي جوان، ساقه‌ها، ريشه‌ها، ميوه‌ها و دانه‌ها توزيع گردند به آن تسهيم (Partitioning)  مي‌گويند، زيرا انتقال از راه دور و از راه عناصر غربالي صورت مي‌گيرد كه غير فعال است و از همان انژي اوليه ايجاد اختلاف پتاسيل هيدروستاتيكي استفاده مي‌كند. براي افزايش ميزان محصول در واحد سطح از راه تأثير بر ميزان انتقال مجدد و كارايي آن در دوره پرشدن دانه اثر بر تسهيم است نه تخصيص. اصولا براي تخصيص هيچ‌گونه تنشي مناسب نيست، اما براي تسهيم (اختصاص مواد فتوسنتزي چه اندوخته و چه جاري) مديريت تنش ملايم در در دوره تشكيل عملكرد دانه شايد به طور اندك و يا خيلي سودمند باشد. شيره پرورده در منبع سه نوع مصرف اساسي دارد:

1)   مصرف متابوليكي، به مقداري از كربن تثبيت شده اطلاق مي‌گردد كه به نيازهاي شبانه‌روزي اندام فتوسنتزكننده تخصيص يافته باشد. اين نيازها شامل حفظ ساختار سلولي، ساخت بيوماس به ويژه در برگ و نگاهداري سازگان فتوسنتزي است. اغلب اين كربن طي فرايند تنفس وارد متابوليسم شده و در نتيجه هم كربن ساختماني و هم انرژي مورد نياز را براي فعاليت‌هايي از نوع سازنده تأمين مي‌كند [احمدي و همكاران، 1383]. از طرف ديگر، كربن تثبيت يافته براي مصرف در بخش‌هاي مختلف سلول فتوسنتزكننده مي‌تواند تخصيص يابد تا نيازهاي انرژي سلول را فراهم كند يا اسكلت كربني لازم  براي ساخت ساير تركيبات مورد نياز آن را تأمين نمايد [كافي و همكاران، 1388].

2) اندوخته‌سازي مواد فتوسنتزي مازاد بر مصرف در اندامك‌هاي سلولي صورت مي‌گيرد. چون فتوسنتز گياه محدود به ساعات روشنايي روز است و مصرف گياه در تمام طول شبانه روز بي وقفه ادامه دارد، بايستي بخشي از كربن تازه تثبيت شده در روز براي شب اندوخته شده و يا در برگ تخصيص يابد [كافي و همكاران، 1388]. اولين قالب ذخيره‌اي، نشاسته است كه به داخل كلروپلاست‌ها تخصيص يافته و در طول شب جهت انتقال به حالت متحرك در مي‌آيد. از اين نظر، گياهاني كه كربن را در وهله اول به شكل نشاسته در خود ذخيره مي‌كنند، ذخيره كنندگان كربن مي‌نامند[احمدي و همكاران، 1383]. اما گياهاني كه هم نشاسته و هم ساكارز اندوخته مي‌سازند، براي ذخيره ساكارز دو مخزن دارند، يكي در سيتوپلاسم و ديگري در واكوئل. مخزن‌هاي واكوئلي كه بزرگ‌تر بوده و نسبت به ذخيره سيتوپلاسمي كندتر تخليه مي‌گردند، اولين منبع ساكارز براي صادرات در شب مي‌باشند. نشاسته ذخيره شده در كلروپلاست تنها زماني به شكل قابل انتقال در مي‌آيد كه مخزن واكوئلي حاوي ساكارز، تخليه شده باشد.

3) صدور شيره پرورده تازه توليد شده به ساير بخش‌هاي گياه توسط آوند آبكش انجام مي‌شود كه ممكن است در مسير انتقال خود ذخيره گردد. اين كربوهيدرات‌هاي ذخيره شده در طول مسير براي جبران كمبود عرضه كربن در زماني‌كه ميزان انتقال در آوند آبكش ممكن است كاهش‌يابد، تخصيص‌مي‌يابد [كافي و همكاران، 1388]. اين كربوهيدرات سنتز شده جهت تسهيم به بافت‌هاي مخزن، مي‌تواند به شكل موقت در واكوئل ذخيره شود. به همين دليل، تخصيص يك فرايند كليدي در بافت‌هاي مخزن به شمار مي‌رود و تنظيم تخصيص شيره پرورده فرايندي پيچيده و ناشناخته است كه بر هم كنش مسير‌هاي متابوليكي متعددي در آن دخيل هستند. اگرچه اختصاص در درون برگ منبع تا حد زيادي تحت كنترل عوامل زادشناختي است، اما مرحله رشد گياه هم اثر بسزايي در آن برجاي مي‌گذارد. به دليل اين‌ كه ساكارز شكل غالب كربوهيدرات انتقالي است و فعاليت ساكازر فسفات سينتاز نيز همبستگي زيادي با توليد ساكارز دارد، افزايش در فعاليت ساكارز فسفات سينتاز ممكن است عامل مهمي در تعيين منبع يا مخزن بودن برگ باشد [احمدي و همكاران، 1383].

1 5 تسهيم فراورده‌هاي فتوسنتزي

   به توزيع شيره پرورده بين مخزن‌هاي رقابت كننده [كافي و همكاران، 1388] يا به عبارت ديگر، به توزيع متفاوت و متمايز تركيبات فتوسنتزي در درون گياه مانند برگ‌هاي جوان، ساقه‌ها، ريشه‌ها، ميوه‌ها و بذرها تسهيم مي‌گويند [احمدي و همكاران، 1383]. در گياه درحال رشد رويشي، مخزن‌هاي اصلي عبارتند از مريستم‌ها و برگ‌هاي در حال رشد در انتهاي ساقه، ريشه و بافت‌هاي ساقه‌اي غير فتوسنتزكننده‌اي كه به عنوان مخزن‌هاي رقابت كننده محسوب مي‌گردند، هر يك سهم‌هاي متفاوت و متمايزي از تركيبات فتوسنتزي را دريافت مي‌كنند كه به قدرت مخزني تك تك آن‌ها بستگي دارد [كافي و همكاران، 1388] و [احمدي و همكاران، 1383]. مديريت عوامل، چه محيطي و چه نهاده‌اي وچه تنظيمي در اين دوره منتج به تغييرات جرمي بين مرحله حداكثر ماده خشك و انتهاي نمونه برداري رسيدگي فيزيولوژيكي مي‌شوند كه به آن ميزان انتقال مجدد و به حاصل تقسيم آن بر حداكثر ماده خشك مرحله گل‌دهي،  كارايي انتقال مجدد و به حاصل تقسيم آن بر عملكرد محصول اقتصادي، سهم انتقال مجدد گفته مي‌شود. توليدكنندگان محصولات گياهي روش‌هاي ساده، سريع و آساني را هم در تخصيص و هم در تسهيم جستجو مي‌كنند. در تنظيم تخصيص به شرايط مطلوب نياز است، درحالي‌كه دربرقراري رهبري تسهيم، تنظيم و توازن عوامل محيطي و نهاده‌ها ضرورت مي‌يابد.

 مخزن‌ها براي تركيبات فتوسنتزي كه از منابع صادر مي‌شوند [كافي و همكاران، 1388]، در رقابت باهم هستند و شيره پرورده در بين كل مخزن‌هاي فعال تقسيم مي‌گردد. اگر تعداد مخزن‌ها كاهش يابد به همان نسبت بخش بيش‌تري از شيره پرورده به سمت هريك از مخزن‌هاي باقي مانده جاري مي‌شود. كم كردن تعداد ميوه درختان به روش هرس به منظور درشت كردن و افزايش بازارپسندي ميوه‌ها در اثر انتقال مواد فتوسنتري بيشتري به آن‌ها، مثال ساده‌اي از پايين آوردن تعداد مخزن‌هاي فعال است [احمدي و همكاران، 1383] كه در گياهان زراعي از پديده‌هاي زادشناختي و فيزيولوژيكي و زراعت استفاده مي‌شود. اين رقابت حداقل در بازه زماني كوتاه مدت تعيين كننده توزيع قندهاي انتقالي بين بافت‌هاي مخزني متفاوت گياه است. تسهيم شيره پرورده بين مخزن‌هاي رقابت كننده، اصولاّ به سه عامل بستگي دارد: ماهيت ارتباطات آوندي بين منبع‌ها و مخزن‌ها، نزديكي منبع به مخزن و قدرت مخزن. واضح است كه، انتقال مواد با ارتباط آوندي مستقيم بين برگ منبع و مخزن تسريع مي‌‌گردد. اتصال هر برگ به سيستم آوندي ساقه با يك انشعاب آوندي صورت مي‌گيرد كه از بافت آوندي ساقه به دمبرگ وارد مي‌شود. آزمايش‌ها نشان داه اند كه مواد فتوسنتزي برگ منبع، ترجيحاّ به سمت برگ‌هاي مخزن بالايي كه در همان امتداد برگ منبع بالايي قرار دارند، انتقال مي‌يابد. زيرا اين برگ‌هاي مخزن ارتباط مستقيم‌تري با برگ منبع دارند. اما برگ‌هاي مخزني كه در يك رديف نيستند، مانند آن‌هايي كه در دوطرف مقابل ساقه قرار دارند، ارتباط مستقيم كم‌تري با برگ منبع دارند و مفهومش اين است كه شيره پرورده بايد از بين اتصال‌هاي شعاعي فراوان موجود بين عناصر غربالي اين مسير عبور كند.

يكي ديگر از عوامل مهم در تعيين جهت انتقال ماده خشك، قدرت مخزن است. قدرت مخزن به توانايي آن در اندوختن مواد متابوليكي [كافي و همكاران، 1388] يا توان يك مخزن در به حركت درآوردن تركيبات فتوسنتزي به سمت خود است [احمدي و همكاران، 1383]. قدرت مخزن با حاصل ضرب اندازه مخزن در فعاليت آن نشان داده مي‌شود [كافي و همكاران، 1388].

اندازه مخزن، همان جرم كل مخزن (معمولاّ جرم ماده خشك) يا زيست‌توده آن است. اما فعاليت مخزن عبارت است از، سرعت جذب يا ورود مواد فتوسنتزي در واحد جرم خشك مخزن بر واحد زمان [كافي و همكاران، 1388]. تغيير در هركدام ازاين دو مؤلفه، تغيير در الگوي انتقال ماده خشك را موجب مي‌گردد [احمدي و همكاران، 1383].

1-6- تشكيل عملكرد دانه برنج

   مراحل از نشاءكاري تا اواسط پنجه‌زني در تعداد خوشه‌ها و تعداد گلچه‌ها  و به دنبال آن در عملكرد دانه برنج نقش تعيين كننده‌اي دارد. اما تعداد گلچه‌هاي زنده مانده و درصد دانه‌هاي پر و رسيده و وزن هزاردانه دانه تقريباّ تحت تأثير وقايعي قرار مي‌گيرند كه از مرحله حداكثر پنجه‌زني شروع و تا اواخر مرحله رسيدگي فيزيولوژيك ادامه مي‌يابد. بنابراين، هدف از اعمال مديريت‌هاي زراعي، به ويژه در طي خوشه‌دهي تا رسيدگي، به حداقل رساندن كاهش عملكرد از مقدار بالقوه آن است [اصفهاني و همكاران، 1388]. اجزاي عملكرد تحت تأثير اعمال مديريت، ژنوتيپ و محيط قرار مي‌گيرد و اغلب ما را در توجيه علل كاهش عملكرد ياري مي‌دهند [سرمدنيا و كوچكي، 1372].

  در گياه برنج، پرشدن دانه 3530 روز به طول مي‌انجامد [اصفهاني و همكاران، 1388] و در اين مدت اگر شرايط براي انتقال مواد فتوسنتزي اندوخته شده قبلي و فتوسنتز حاضر مناسب باشد، پتانسيل عملكرد از راه انتقال مجدد و انتقال مواد فتوسنتز جاري به دست مي‌آيد. دو اصطلاح مفيد براي بيان تخصصي ماده خشك در گياه به كار مي‌رود، عملكرد اقتصادي و عملكرد زيستي است. عملكرد زيستي در سال 1960 توسط فيكي بورويچ، براي نشان دادن تجمع ماده خشك كل در سيستم‌هاي گياهي به كار گرفته شد. عملكرد اقتصادي يا عملكرد كشاورزي در مورد حجم يا وزن آن اندام‌هايي كه محصول را تشكيل مي‌دهند و داراي ارزش اقتصادي يا كشاورزي هستند به كار مي‌رود. اما شاخص برداشت يا ضريب برداشت محصول آن قسمت از عملكرد زيستي است‌ كه عملكرد اقتصادي را تشكيل مي‌دهد. همه اين اصطلاحات نشان‌دهنده انتقال ماده خشك از اندام‌هاي رويشي به قسمتي از گياه است كه برداشت مي‌شود و مورد نياز بشر است. اين مواد به دو راه انتقال مجدد ماده خشك مواد ذخيره شده قبلي و انتقال مواد فتوسنتز جاري كه از فتوسنتز بخش‌هاي رويشي در دوره پرشدن دانه توليد مي‌شود [سرمدنيا و كوچكي، 1372].

1 7 اندوخته‌شدن نشاسته در دوره پرشدن دانه

دانه برنج از نظر سازوكار بيوسنتزي نشاسته، پروتئين‌ها و ليپيدها در دوره پرشدن دانه و يا تجزيه آندوسپرم در دوره جوانه زني بذر به غلات ديگر شباهت زيادي دارد. انتقال ماده خشك به دانه برنج در مقايسه با ساير غلات با سرعت بيش‌تري انجام مي‌شود. توليد آنزيم‌ها در دوره جوانه‌زني و در پي آن، تجزيه ذخاير اندوسپرم برنج قابل مقايسه با جو نيست. اوج فعاليت آنزيم‌هاي شاخه‌اي و زنجيري در دانه برنج حدود 10 روز پس از گرده افشاني و حداكثر فعاليت آنزيم‌هاي آلفا و بتا- آميلاز آن 14 روز پس از گرده‌افشاني است. درصورتي‌كه، فعاليت آنزيم‌هاي متصل به دانه‌هاي نشاسته، يعني سينتاز نشاسته تا 21 روز به طول مي‌انجامد. جاي‌گيرشدن شدن نشاسته در آندوسپرم در دوره پرشدن دانه به فعاليت آنزيم‌هاي سينتاز نشاسته در تبديل ساكارز به ADPگلوكز بستگي زيادي دارد. درخلال اندوخته شدن دانه برنج، آنزيم‌هاي فسفريلاز محلول و سينتاز نشاسته هردو حضور دارند [Juliano, 1984].

1 8- انتقال مجدد مواد فتوسنتزي و تشكيل عملكرد در دوره پر شدن دانه

اگرچه، تمام مراحل رشد رويشي و زايشي از راه‌هاي مختلف با اثر بر اجزاي عملكرد، بر تشكيل عملكرد در دوره پرشدن دانه مؤثرند، اما انتقال ماده خشك به دانه را با دو رخداد مهم مي‌توان توضيح داد: 1) انتقال موادي كه پيش از گل‌دهي به علت مازاد بر مصرف در مخزن‌هاي مستقر در اندام‌هاي رويشي اندوخته شده بودند و قابل حل و  انتقال از راه لوله‌هاي غربالي مي‌باشند و 2) انتقال موادي كه در اثر فتوسنتز در دوره پرشدن دانه سنتز شده و قابل انتقال بوده و براي اندام‌هاي مولد آن مازاد بر مصرف محسوب مي‌گردند. تشكيل عملكرد با رابطه زير توجيه مي‌گردد:

ميزان انتقال مجدد ماده خشك + ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري = عملكرد دانه

وقتي كه مواد فتوسنتزي توليد مي‌شوند، به بسياري از نقاط گياه انتقال مي‌يابند. اين مواد مي‌توانند به تركيبات متعددي تبديل گردند: 1) برخي از اين تركيبات ساختماني شامل سلولز و همي سلولز مي‌باشند كه ساختار فيزيكي گياه را تشكيل مي‌دهند و معمولاّ در جايي كه ساخته مي‌شوند باقي مي‌مانند. سلول‌هاي گياهي فاقد مواد آنزيمي هستند كه بتوانند اين تركيبات ساختاري را تجزيه كنند، و 2) برخي ديگر از تركيبات توليد شده در گياه، تركيبات ذخيره‌اي هستند كه مي‌توانند به شكل‌هايي تغيير يابند كه قابل انتقال به ساير قسمت‌هاي گياهي باشند. علي‌رغم نوسانات فتوسنتزي، اين تركيبات ذخيره‌اي براي نگاه‌داري و تداوم رشد و نمو داراي اهميت به سزايي مي‌باشند. بيش‌تر تركيبات ذخيره‌اي را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند، ليكن غالباً محتوي مقادير قابل ملاحظه‌اي از ليپيدها و پروتئين‌ها نيز مي‌باشند. انتقال مواد از منطقه‌اي كه قبلاّ ذخيره شده‌اند به محلي ديگر (مخزن‌ها) كه بتوانند آن‌ها را مجدداّ مصرف يا ذخيره نمايند، انتقال مجدد مواد فتوسنتزي مي‌نامند [سرمدنيا و كوچكي، 1372]. در غلات در طي دوره‌اي از رشد، ميزان تجمع ماده خشك در گياه بيش از مقدار لازم براي رشد آن است، در اين حالت مواد فتوسنتزي مازاد بر مصرف به صورت قندهاي مختلف اغلب در ساقه ذخيره مي‌شوند و در مراحل بعدي رشد كه معمولاّ از دو تا سه هفته پس از گل‌دهي شروع مي‌شود، به دانه انتقال مي‌يابند. بنابراين، مي‌توان گفت كه دو نوع منبع كربوهيدراتي در تأمين مواد فتوسنتزي هنگام پرشدن دانه شركت دارند: محصولات فتوسنتز جاري كه مستقيماّ به دانه انتقال مي‌يابد، و توزيع مجدد مواد فتوسنتزي ذخيره شده در بافت‌هاي ذخيره‌اي كه مواد مذكور را در طي دوره تاريكي و شبانه روزي و همچنين در انتهاي مرحله پرشدن دانه تأمين مي‌كنند. در اين دوره فعاليت سازگان‌هاي فتوسنتزي تا حدي كاهش يافته و سرعت تجمع ماده خشك در دانه از سرعت توليد آن در كل گياه بيش‌تر است [احمدي و همكاران، 1383].

      توليد كربوهيدرات‌ها و ذخاير آن‌هادر اندام‌هاي رويشي در دوره قبل از گل‌دهي و انتقال مجدد آن‌ها به دانه درحال نمو، نقش مهمي در تعيين عملكرد نهايي دارد و ميزان انتقال مجدد ماده خشك بستگي به ماهيت ژنوتيپ، شرايط محيطي  و عناصر غذايي خاك دارد [Fageria, et al., 2005]. نويسندگاني گزارش كرده‌اند كه، انتقال مجدد ماده خشك در پرشدن دانه‌هاي برنج نقش مؤثري دارد و رفتار اندام‌هاي هوايي در انتقال مجدد مواد ذخيره شده به دانه متفاوت بوده و ساقه و برگ ‌ها به ترتيب نقش بيش‌تري در انتقال مجدد ماده خشك ايفا مي‌كنند. همچنين رفتار ارقام مختلف برنج از نظر انتقال مجدد مواد پرورده در شرايط مختلف محيطي نيز متفاوت گزارش شده است [Thmasebi Sarvastani, 1995]. سهم مواد فتوسنتزي ذخيره شده در اندام‌هاي رويشي تا قبل از مرحله گل‌دهي در پركردن دانه‌ برنج 20 تا 32 درصد گزارش شده است [Yoshida, 1983].

1 9 اثر تنش ملايم خشكي بر بهبود انتقال مجدد ماده خشك 

طول دوره پرشدن دانه با رژيم آبياري و با تحميل يك تنش خشكي ملايم در اثر تسهيل در پيري زودرس برگ‌هاي گياه برنج مي‌تواند تا 10 روز كوتاه‌تر گردد و در نتيجه، سرعت پرشدن دانه بيش‌تر و انتقال مجدد كربوهيدرات محلول ذخاير قبلي افزايش مي‌يابد. به نظر مي‌رسد، خشك كردن ملايم خاك در مرحله پاياني دوره پرشدن دانه، بتواند در اثر مسن‌سازي كامل گياه منجر به افزايش انتقال مجدد ذخاير بخش‌هاي رويشي ساقه و غلاف گردد. سازوكاري كه بتواند اين افزايش انتقال مجدد مواد پرورده اندوخته‌اي را توجيه نمايد تاكنون ناشناخته باقي‌مانده است. اما ممكن است فرايند‌هايي از قبيل آبكافت ذخاير كربوهيدرات، بارگيري لوله‌هاي غربالي، انتقال در فواصل دور و اختلال در بارگيري مخزن‌هاي رقابت كننده دانه در فواصل نزديك، دخالت‌كرده باشند. در مواردي كه پيري گياه در اثر مصرف زياد كودهاي نيتروژني يا معرفي گياهان هيبريد داراي هتروزيس قوي، به طور نا مطلوبي به تأخير افتد، در تشكيل دانه، افزايش انتقال مجدد و تسريع سرعت پرشدن دانه مي‌تواند بر كاهش فتوسنتز جاري و كوتاه شدن دوره پرشدن دانه برتري يافته و به افزايش عملكرد دانه، شاخص برداشت بهتر و افزايش كارايي مصرف آب منجر گردد [Yang, 2005]. علاوه براين، كاهش شاخص برداشت با افزايش طول دوره رشد (از بذرپاشي تا برداشت) به اثبات رسيده است. در گندم افزايش طول اين دوره از 95 به 135 روز، شاخص برداشت از 55/0 به 35/0 مي‌رسد. حداكثر آن در گندم تا 63/0و در برنج‌هاي پرمحصول جديد با پتانسيل عملكرد 19 تن در هكتار تا 53/0 و با عملكرد 12 تن در هكتار 63/0 افزايش مي‌يابد. معمولا در برنج پرمحصول جديد به روش كاشت مستقيم براي عملكرد 15 13 تن در هكتار، شاخص برداشت 6/0،  تعداد 250 200 دانه بر خوشه، دوره رشد 130 110 روز،  طول بوته 100 90 سانتي متر، تعداد پنجه سه تا چهار و بدون پنجه غير بارور پيشنهاد شده است [Cassam, 1993].  

1 10- اثر تنش شديد خشكي بر انتقال مجدد و فتوسنتز جاري

با توجه به اين‌كه، رشد و عملكرد دانه به انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه و اندوخته‌هاي قبل از آن بستگي دارد، در صورت ايجاد محدوديت توسط عواملي مانند: تنش‌هاي محيطي (كمبود شديد آب، سرما، فقر عناصر غذايي خاك و غوطه‌وري گياه در آب) انتقال ماده خشك گوي سبقت را ربوده و گياه اين مواد را از راه انتقال مجدد به دانه گسيل خواهد داشت [Singh, 1996]. تنش خشكي در دوره پرشدن دانه از راه تنزل فتوسنتز، موجب كاهش عملكرد دانه مي‌گردد. بنابراين، نياز بيش‌تر مخزن دانه از راه انتقال مجدد مواد فتوسنتزي تأمين مي‌شود. در نتيجه در شرايط تنش شديد خشكي انتقال مجدد ماده خشك اهميت بيش‌تري مي‌يابد [سرمدنيا، 1372].  

1 11 اثر تراكم بوته بر عملكرد و اجزاي عملكرد

در ارقام برنج باسماتي370-32، جاجاي30-77 و سوناري6 افزايش تراكم بوته موجب رشد بهتر گياه مي‌شود و تعداد خوشه و عملكرد دانه در بوته، تعداد دانه پر در خوشه و وزن دانه افزايش مي‌يابد. به طوري كه فاصله نشاكاري 5/22×5/22 سانتي متر (75/19 بوته در متر مربع) مناسب‌ترين تراكم براي كاشت برنج مي‌باشد، زيرا توانايي رويشي گياه با اين تراكم بيش‌تر شده و تراكم دانه در خوشه بهتر و عملكرد بيش‌تر از ساير تراكم‌ها حاصل مي‌گردد.

      نتايج آزمايشي نشان داد كه سطح (فضاي) بوته بيش‌تر، كارايي هر بوته منفردي را به طور خطي افزايش مي‌دهد و گياهاني كه با تراكم پائين‌تري كاشته مي‌شوند، براي دريافت مواد غذايي بيش‌تر، به سطح خاك وسيع‌تري دسترسي خواهند داشت و علاوه براين، تشعشع خورشيدي بيش‌تري را جهت تامين انرژي لازم براي فتوسنتز مي‌توانند دريافت نمايند و در نتيجه به طور انفرادي فعاليت فيزيولوژيكي مناسب تري را به نمايش مي‌گذارد و به همين دليل، عملكرد بوته زياد مي‌گردد. علت انحراف از حالت خطي براي عملكرد هر واحد آزمايشي آن است كه عملكرد علاوه بر كارايي بوته‌هاي منفرد، به تعداد كل بوته‌هاي هر كرت و پارامترهاي سهم عملكرد دروني گياه نيز بستگي دارد. تراكم‌هاي مختلف بر عملكرد و اجزاي عملكرد ژنوتيپ‌هاي مختلف نيز تأثير متفاوتي برجاي مي‌گذارد. از نظر عملكرد دانه، بين تراكم و ژنوتيپ گياه برنج تعامل وجود دارد. چون با تغيير تراكم عملكرد محصول ارقام برنج نيز دگرگون مي‌شود، در اثر تغيير تراكم، امكان دارد، بعضي از مؤلفه‌هاي داخلي مؤثر بر عملكرد گياه، دستخوش تغييراتي قرار گرفته باشند. اثر افزايش تراكم بر افزايش تعداد خوشه در بوته و عملكرد ماده خشك كاه و كلش در روش كاشت نشايي، پيش از اين نيز توسط صادق و انوس در سال 1974 گزارش شده بود [Baloch, 2002].

1 12 اثر تراكم بوته بر شاخص برداشت از طريق انتقال مجدد

      اين نظر رابرتز (1948) كه با افزايش عملكرد دانه، عملكرد كاه و كلش كاهش مي‌يابد و در ارقام پر محصول سهم بيش‌تري از مواد مربوط به بخش‌هاي رويشي گياه به دانه تسهيم مي‌‌يابد، كشف مهمي بود كه بياوين (1920) آن را ضريب مهاجرت، نيكي پور و ويك ( 1956 ) آن را ضريب تأثير و دونالد (1962) نام شاخص برداشت را برآن نهاد [رحيميان و همكاران، 1377]. شاخص برداشت نيز با كارايي انتقال مجدد ماده خشك داراي همبستگي معني‌دار مثبتي است [بيات و احمدي، 1390] و مقدار آن در برنج وحشي آمريكايي و ارزن 2/0 و در لاين‌هاي اصلاح شده جديد بيش از 5/0 و در آفتابگردان 43/0 ماده خشك را به عملكرد تسهيم مي‌نمايد [رحيميان و همكاران، 1377]. در تراكم‌هاي مختلف، شاخص برداشت داراي تفاوت معني‌داري است [گيلاني و همكاران، 1382] و اثر منفي تراكم بالا بر شاخص برداشت، در شرايط تنش و نيز براي ارقام بومي بيش‌تر مي‌گردد [رحيميان و همكاران، 1377]. شاخص برداشت برنج در فاصله كاشت 45×45 سانتي‌متر با 52/0 بيش‌ترين و در 15×15 سانتي‌متر با 45/0 كم‌ترين مقدار به دست آمده است. در بين ژنوتيپ‌ها نيز شاخص برداشت تفاوت معني‌داري را نشان مي‌دهد، به طوري كه كولتيوار LD183 ( ارسالي از IRRI ) با 59/0 و در عنبربو با 44/0 بيش‌ترين و كم‌ترين مقدار را داشته‌اند و اين مي‌تواند ناشي از تفاوت‌هاي ژنتيكي بين ژنوتيپ‌ها باشد [گيلاني و همكاران، 1382].

1 13- اثر تراكم بوته بر انتقال مجدد ماده خشك

      لك (2011) با بررسي ارقام برنج عنبربوي قرمز، حمر و گرده رامهرمز در تراكم‌هاي مختلف نشان داد، تراكم‌هاي كاشت بر عملكرد دانه، تعداد پنجه بارور، شاخص برداشت، انتقال مجدد ماده خشك و فتوسنتز جاري بخش‌هاي برگ پرچم، همه برگ‌ها، ساقه و كل گياه تأثير معني‌داري دارد. بالاترين و پايين‌ترين عملكرد دانه به ترتيب در تراكم‌هاي 20×20 و 30×30 سانتي متر به‌دست آمد. اين متغيرها در ارقام مختلف معني‌دار بودند. عنبربوي قرمز با ميانگين 9/536 گرم بر مترمربع، بالاترين عملكرد را داشته است. اثر متقابل تراكم بوته در ژنوتيپ براي تمام متغيرهاي بيان شده تأثير معني‌داري داشت. بالاترين عملكرد به گرده رامهرمز با 6/593 گرم در متر مربع به فاصله كاشت 20×20 سانتي‌متر و پايين‌ترين آن به حمر در فاصله كاشت 30×30 سانتي‌متر مربوط مي‌شد.

      در ميان ژنوتيپ‌ها، بالاترين و پايين ترين ميزان انتقال مجدد ماده خشك به ترتيب در عنبربوي قرمز در 20×20  و حمر در 30×30 سانتي‌متر برآورد شدند. با توجه به عملكرد بالاتر عنبربوي قرمز در تراكم‌هاي 25×25 و 30×30 سانتي‌متر، اين رقم براي زراعت در استان خوزستان پيشنهاد گرديد. علاوه براين، با در نظر گرفتن شواهد تاريخي و سابقه كاشت، گرده رامهرمز از نظر نيمه پاكوتاه بودن و تراكم پذيري، اين كولتيوار براي بهره‌برداري در شمال شرقي اين استان مناسب تشخيص داده شد [Lack, 2011]. براي كاهش يا افزايش تراكم بوته در واحد سطح از روش تنظيم فاصله بين رديف‌ها و بين بوته‌ها مي‌توان استفاده كرد. محدودسازي منبع از راه تراكم بوته بر طول دوره رشد گياه برنج هيبريد تجاري اثر گذاشت به طوري كه مي‌توان گفت: ميزان انتقال مجدد ماده خشك در اندام‌هاي هوايي(برگ، ساقه و پوسته دانه) نقش تعيين كننده‌اي در پركردن دانه گياه بسيار متفاوت مي‌باشد و ساقه نقش مهم‌تري را در اين عرصه برعهده دارد. در يك تراكم پايين نيز ممكن است در اثر رشد اوليه كم و افزايش سرعت رشد در دو هفته پيش از گل‌دهي، عملكرد را افزايش داده شود. اين عملكرد به پتانسيل عملكرد مربوط مي‌باشد [Takai, 2006].

      در يك آزمايش در رابطه با اثركود نيتروژني بر انتقال مجدد ماده خشك سه ژنوتيپ برنج چمپا، عنبوري و LD183 نشان داده شد كه، اين كود بر ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل شاخه‌ها، ساقه و برگ‌هاي برنج تأثير معني‌داري داشته و در ميان همه ژنوتيپ‌ها، LD183 بالاترين مقدار انتقال مجدد ماده خشك را داشت. اين مقدار در صفر كيلوگرم كود نيتروژن در هكتار حاصل شد. بالاترين مقدار انتقال مجدد ماده خشك برگ‌ها به غير از برگ پرچم به LD183 در 170 كيلوگرم كود نيتروژن در هكتار به دست آمده است. اگرچه انتقال مجدد ماده خشك برگ پرچم تحت تأثير مقدار كود نيتروژني قرار نگرفت، اما در LD183 حداكثر مقدار خود را داشت. بنابراين، به نظر رسيد، فتوسنتز جاري اين بخش گياه برنج در مرحله بعد از گل‌دهي در مقايسه با انتقال مجدد ماده خشك آن نقش مهم‌تري را ايفا كرده است.  برگ پرچم رقم چمپا نه تنها نبايستي معني دار باشد، بلكه بايستي به مثابه يك مخزن قدرتمندي براي مواد پرورده فتوسنتزي عمل كند. بنابراين، مديريت ژنوتيپ و كود نيتروژني بر انتقال مجدد ماده خشك ساير برگ‌ها اثر گذار مي‌باشد. اين نتايج با گزارش‌هاي طهماسبي سروستاني و پيردشتي [Sarvestani and pirdashty,  2001] و كاظمي پشت مساري و همكاران [ Potmasari and et. al., 2007] مطابقت دارد. آن‌ها گزارش كردند، مقادير متفاوت انتقال مجدد ماده خشك ژنوتيپ‌هاي برنج به ويژگي‌هاي زراعي‌شان بستگي دارد. شكري و همكاران [Shokri and et. al., 2009] پيشنهاد كردند كه پاسخ‌هاي تأثير كود بر انتقال مجدد اندام‌هاي مختلف شاخه، يكسان نيست و اين انتقال از راه سازوكارهاي متفاوتي تنظيم مي‌شود.

1 14 اثر تراكم بوته بر انتقال مواد فتوسنتز جاري دوره پرشدن دانه

تراكم بوته برنج بر ميزان فتوسنتز دوره پرشدن دانه اثر مي‌كند. بالاترين و پايين‌ترين ميزان فتوسنتز جاري به ترتيب در فاصله بوته‌هاي30×30 و 20×20 سانتي‌متر به‌دست آمد. در يك آزمايشي، در ميان همه ژنوتيپ‌ها، گرده رامهرمز بالاترين ميزان فتوسنتز جاري را به مقدار 62/1 گرم بر بوته داشت و بالاترين ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در فاصله كاشت 30×30 سانتي‌‌متر متعلق به گرده رامهرمز بوده است. زياد شدن فتوسنتز جاري در اين رقم به افزايش شاخص برداشت و وزن هزار دانه مي‌تواند كمك نمايد. اين مقدار بالاي فتوسنتز جاري مي‌تواند ناشي از تقاضاي بالاي مخزن براي دريافت محصولات فتوسنتزي بوده باشد كه براي افزايش عملكرد از راه افزايش شاخص برداشت و وزن هزار دانه مناسب مي‌باشد. با توجه به گزارش كافي و همكاران (2001) درحالتي كه عملكرد از راه افزايش تعداد دانه توسعه مي‌يابد، به طور مسلم دانه‌هاي در حال افزايش وزن، مقدار زيادي از فرآورده‌ها را جذب كرده و با افزايش فتوسنتز جاري، شاخص برداشت و وزن هزار دانه زياد مي‌شود. هنگامي‌كه انتقال محصولات فتوسنتز جاري براي پركردن دانه كافي باشد، انتقال مجدد ماده خشك دستخوش محدوديت مي‌گردد. نقش فتوسنتز جاري در تشكيل وزن دانه مي‌تواند به عنوان يك سازوكار انتخاب در نظر گرفته شود، زيرا در خلال فرايند انتقال مجدد، هم در مرحله اندوختگي مواد پرورده و هم در حركت مجدد، انرژي متابوليكي مصرف مي‌شود [Lack, 2011].

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب








فصل دوم مواد و روش­ها
















2-1- ویژگی­های محل اجرای آزمایش
این آزمایش در سال زراعي 1390 در پلاك B9 از مجموعه مزارع آزمايشي موسسه تحقیقات برنج کشور واقع در جنوب شهرستان رشت- بخش سنگر– دهستان اسلام‌آباد- كيلومتر پنج جاده رشت به قزوين،  با عرض جغرافیایی 37 درجه شمالي، طول جغرافيايي 49 درجه شرقي و با ارتفاع حدود هفت متر پائين‌تر از سطح دریاهای آزاد انجام شد. ویژگی‌های خاک مزرعه آزمایشی در جدول 2-2 نشان داده شده است.
2– 2– ويژگي‌هاي آب و هوايي
گيلان به ويژه شهر رشت، از نظر آب و هوايي به منطقه معتدل تعلق دارد، دماي آن در تابستان به ندرت از 35 درجه سانتي‌گراد بالاتر مي‌رود و در زمستان از منفي چهار درجه سانتي‌‌گراد پايين‌تر نمي‌آيد. با توجه به دماي پايه گياه برنج كه 10 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد، معمولا زراعت آن از اواسط فروردين ماه آغاز مي‌گردد تا گياه برنج در دوره رشد رويشي و زايشي خود بتواند انرژي مورد نياز  روزانه خود را برحسب درجه روز (GDD) دريافت كند. وضعيت هواشناسي فصل زراعي در جدول 2-1 ارائه شده است.
جدول 2- 1- گزارش هواشناسي سال زراعي 1390

تاريخ

حداقل دما (درجه سانتي‌گراد)
حداكثر دما (درجه سانتي‌گراد
ميزان بارندگي (ميلي متر)
ساعت‌هاي آفتابي
ميزان تابش
(ژول بر سانتي متر مربع)
فروردين
ميانگين
8/9
0/21
32/0
5/4
2/4162
كل
-
-
92/9
1/89
0/83244
ارديبهشت
ميانگين
1/14
0/21
9/1
7/2
1/3501
كل
-
-
9/58
0/84
0/108534
خرداد
ميانگين
4/19
9/27
38/0
4/6
5/5512
كل
-
-
78/11
4/197
0/170888
تير
ميانگين
7/21
6/30
4/1
5/8
7/5929
كل
-
-
4/43
7/264
0/183820
مرداد
ميانگين
4/22
9/30
7/3
4/6
7/5224
كل
-
-
7/114
9/198
0/161964
شهريور
ميانگين
6/18
6/25
9/8
1/4
4/3707
كل
-
-
9/275
5/126
0/114929
مهر
ميانگين
2/15
8/23
3/9
7/4
4/3531
كل
-
-
3/288
7/139
4/3531
گزارش مركز تحقيقات هواشناسي كشاورزي استان گيلان.

2– 3– مشخصات خاكشناسي مزرعه آزمايشي
با توجه به اين‌كه، بافت خاك مورد نظر براي زراعت برنج بايستي از نوع لومي _ رسي باشد، مزرعه شماره B9 با ويژگي‌هاي زير براي اجراي آزمايش انتخاب گرديد:
جدول2 –2 خصوصيات شيميايي و فيزيكي خاك محل اجراي آزمايش قطعه B9
بافت خاك
شن
(درصد)
رس
(درصد)
سيلت
(درصد)
هدايت الكتريكي
Ec×103 ((ds.m-1
اسيديته
نيتروژن (درصد)
فسفر
(ppm)
پتاسيم
(ppm)
منيزيم
(ppm)
لومي - رسي
12
42
46
36/1
7/7
15/0
1/10
219
6/6
گزارش آزمايشگاه خاكشناسي موسسه تحقيقات برنج كشور.
2– 4- مشخصات طرح آزمايشي
اين آزمايش به صورت دو عاملي بر پايه طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي در چهار تكرار، شامل ارقام برنج بومي حسني، هاشمي و لاين‌هاي اصلاح شده 416 و  SA13 و سه فاصله كاشت 30 × 30، 25 × 25 و20 ×20 سانتي‌متر به ترتيب با تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع، به اجرا درآمد.
      پس از عمليات خاك‌ورزي و احداث بلوك‌ها و ايجاد كانال‌هاي آبياري مستقل در هر بلوك، كليه عمليات كاشت، داشت در هر بلوك به طور مستقل انجام شد. هريك از بلوك‌ها داراي ورودي و خروجي مستقل بودند و براي جلوگيري از تأثير تنش آبي و حفظ شرايط مطلوب براي برآورد درست تأثير تراكم بوته بر صفات مورد ارزيابي بر اساس حساسيت ميزان انتقال مجدد ماده خشك ژنوتيپ‌ها در تراكم‌هاي مختلف، تا زمان رسيدگي فيزيولوژيكي دانه، آبياري قطع نگرديد و از مراحل اوليه رشد، بوته‌هاي سوروف كاملا نابودگرديدند. به طور كلي در ايجاد شرايط بهينه براي كل آزمايش و يكنواختي در هر بلوك اعمال مديريت شد.
2– 5- مواد گياهي
خصوصيات ژنوتيپ‌هاي برنج مورد آزمايش مطابق جدول 2-3 به شرح زير ارائه شده است:
جدول2– 3– خصوصيات ژنوتيپ‌هاي برنج مورد آزمايش

ژنوتيپ

نوع برنج
طول دوره رويش
ارتفاع بوته
عملكرد دانه
محتوي آميلوز
پيوستگي ژل
درجه اثرمحلول
پتاس (رتبه)
حسني
بومي
زودرس
متوسط
متوسط
پايين
نرم
2/5
هاشمي
بومي
ميان رس
بلند
متوسط
متوسط
متوسط
5/4
لاين SA13
پوزا باسماتي2
ديررس
متوسط
بالا
بالا
سخت
7
لاين 416
نعمت//دمسياه
ديررس
متوسط
بالا
بالا
سخت
7
2– 6- تراكم بوته
اين آزمايش در سه سطح از تراكم‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب با فاصله‌هاي كاشت 30×30، 25×25 و 20×20 سانتي متر و هر سطح تراكم بوته به طور تصادفي به تعداد سطوح عامل ژنوتيپ در هر‌يك از بلوك‌هاي چهارگانه اجرا گرديد. فاصله كاشت‌هاي 11/11، 16 و 25 بوته در متر مربع به ترتيب معادل 111111، 160000 و 250000 بوته در هكتار بودند.
2– 7- جوانه زني بذر
   در تاريخ چهارم ارديبهشت ماه، پس از جوانه‌دار كردن بذر ژنوتيپ‌هاي برنج مورد آزمايش در دماي 28 درجه سانتي‌گراد  بذرهاي جوانه‌دار در بستر خزانه پاشيده شدند.
2– 8- احداث مزرعه آزمايشي
اولين مرحله عمليات خاك‌ورزي در اسفند ماه سال 1389 و دومين در تاريخ 20 ارديبهشت 1390و پس از يك هفته سطح خاك تسطيح گرديد. نقشه آزمايش مطابق جدول پيوست پياده گرديد و پس از ماركر زدن سطح خاك، نشاء‌كاري انجام شد.
2– 9– كودپاشي
    در زمين آزمايشي از NPK به مقادير 69 كيلوگرم نيتروژن از منبع اوره و 75 كيلوگرم اكسيد پتاسيم از منبع سولفات پتاسيم و 46 كيلوگرم پنتا اكسيد فسفر (P2O5) از منبع فسفات آمونيوم تريپل بر حسب هكتار محاسبه گرديد. تمام كود فسفر، نصف كود پتاسيم و يك‌سوم كود نيتروژن در مرحله نشاءكاري به طور يكنواخت به خاك افزوده شد.
    در مرحله وجين دوم (مصادف با پنجه زني فعال)، باقيمانده كود پتاسيم و نصف كود نيترژن باقيمانده پاشيده شد. باقيمانده كود نيتروژن پيش از مرحله آبستني نيز پاشيده شد. از كودپاشي مرحله آبستني براي كولتيوارهاي حسني و هاشمي خودداري گرديد.
2– 10- انتقال گياهچه به زمين اصلي آزمايش
      هنگامي‌كه گياهچه‌ها به سن30 روزگي رسيدند و ارتفاع بوته‌ها 15 سانتي‌متر شدند و ژنوتيپ‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 پس از دريافت 365 درجه روز به صورت تك نشاء به زمين اصلي انتقال داده‌شدند. نشاءكاري هر بلوك در يك نوبت كاري و توسط يك كارگر معين انجام گرديد. بخش‌هايي از كارهاي زراعي كه حساسيت بيش‌تري داشتند با كنترل بيش‌تري انجام شدند. براي استقرار ريشه بوته‌ها تا مدت 24 ساعت در خاك بدون غرقاب و به حالت اشباع نگاهداشته شد و سپس آبياري گرديد.
2– 11- مبارزه عليه آفات و بيماري‌ها
2– 11– 1– مبارزه با علف‌هاي هرز
هفت روز پس از نشاءكاري و پس از استقرار كامل گياه، با رويش اوليه علف هرز سوروف و پس از غرقاب كردن سطح خاك از علف‌كش بنتيوكارپ به مقدار سه ليتر در هكتار استفاده شد. از آنجا كه علف‌هاي هرز با تغيير تراكم بر متغيرهاي انتقال ماده خشك اثر مي‌گذارند، از وجود حتّي يك علف هرز جلوگيري به عمل آمد.
 2– 11– 2- سمپاشي عليه بيماري‌هاي برنج
به دليل اينكه بيماري بلاست برگ و گردن خوشه برنج هم در فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه و هم فتوسنتز گياه پيش از گل‌دهي و نيز در انتقال آسيميلات‌ها به دانه، اختلال ايجاد مي‌نمايد، در تاريخ 14/4/1390 پس از اطلاعيه بخش گياه پزشكي موسسه تحقيقات برنج كشور، سمپاشي با سم تري‌سيكلازول به مقدار 450 گرم در هكتار اقدام گرديد. تا كنون گزارشي مبني بر بازدارندگي اين سم در اندوختگي و انتقال فراورده‌هاي آبكشي ديده نشده است.
 2– 11– 3- سمپاشي عليه بيماري خشكيدگي غلاف ساقه
    به دليل اينكه در سال‌هاي گذشته حساسيت به بيماري خشكيدگي غلاف ساقه در ارقام محلي و لاين اصلاح شده خارجي SA13 وجود داشته است و اين بيماري‌ها ممكن بود در محاسبه انتقال مجدد و فتوسنتز جاري مشكل ايجاد نمايد، با سمپاشي تري‌سيكلازول براي بلاست، اين بيماري‌ نيز به كلي ريشه‌كن گرديد.
2– 11– 4- سمپاشي عليه آفات ساقه‌خوار و كرم سبز برگ‌خوار
از ميان آفات خسارت‌زا به گياه برنج در گيلان مي‌توان به كرم سبز برگ‌خوار و لارو ساقه‌خوار اشاره كرد، اولي از طريق كاهش سطح برگ و دومي از راه كاهش تعداد كل پنجه‌ها و در نهايت تعداد خوشه بر واحد سطح، كاهش وزن دانه، افزايش دانه‌هاي پوك و نيز تغيير تراكم بوته، علاوه بر تغيير انتقال مجدد ماده خشك و فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه بر عملكرد دانه و اجزاي عملكرد نيز تأثير مي‌گذارد. بنابراين، سمپاشي با سم ديازينون 10 درصد گرانول به مقدار 10 كيلوگرم در هكتار در دو مرحله هردو آفت را كاملاً كنترل كرد. 

2– 12– عمليات وجين
    پس از گذشت 21 روز زمان از نشاءكاري، وجين اول انجام شد و يك هفته بعد از آن نيز وجين دوم به اجرا درآمد. در دو بار وجين سعي گرديد، تمام سوروف‌ها از مزرعه خارج گردند. زيرا سوروف علف هرزي است‌كه مي‌تواند تراكم را تغيير داده و در اندازه‌گيري ماده خشك بوته‌ها و درنتيجه در محاسبه انتقال مجدد ماده خشك و فتوسنتز جاري برآوردهاي نادرستي را ايجاد نمايد.
2– 13– نمونه برداري و اندازه گيري متغيرهاي مورد بررسي
براي اندازه‌گيري متغيرهاي مورد بررسي، نمونه‌برداري تصادفي در دو مرحله  پس از گل‌دهي و رسيدگي فيزيولوژيك كه مصادف بود با زمان‌هاي متفاوت و بادريافت درجه- روزهاي مختلف، انجام شد. ميانگين درجه- روزهاي مرحله گل‌دهي براي ارقام و لاين‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 به ترتيب با ميانگين‌هاي 1251، 1348، 1730 و 1741 درجه روز و در مرحله رسيدگي فيزيولوژيك آن‌ها به ترتيب با ميانگين‌هاي 1654، 1739، 2255 و 2110 درجه روز نمونه‌برداري شدند.
2– 13– 1– نشانويژگي‌هاي ريخت‌شناختي، عملكرد و اجزاي عملكرد
2– 13– 1– 1– ارتفاع بوته
     فاصله بين سطح خاك تا انتهاي خوشه اصلي بدون احتساب ريشك در شاخه‌هاي اصلي پنج بوته در هر واحد آزمايشي در مرحله رسيدگي فيزيولوژيك گياه به طور تصادفي با استفاده از خطكش چوبي، برحسب سانتي متر مورد اندازه‌گيري قرار گرفتند.
2– 13– 1– 2- طول خوشه
     براي اندازي‌گيري طول خوشه تعداد پنج بوته به طور تصادفي در هر كرت آزمايشي انتخاب و فاصله بالاترين گره تا انتهاي خوشه ساقه اصلي آن‌ها بدون احتساب ريشك با خطكش چوبي برحسب سانتي‌متر اندازه گيري شد.
2– 13– 1– 3- تعداد پنجه‌هاي بارور در بوته
    در هر كرت در مرحله رسيدگي فيزيولوژيك، تعداد پنج بوته به طور تصادفي انتخاب شد و پنجه شماري آن‌ها انجام گرديد و تعداد پنجه‌هاي بارور و غيربارور ثبت گرديد.

2– 13– 1–  4– عملكرد زيستي
در مرحله رسيدگي فيزيولوژيك، تعداد پنج بوته از هر واحد آزمايشي به طور تصادفي انتخاب و كف بر گرديده و در دماي 72 درجه سانتي‌گراد در آون با جريان هوا  به مدت 72 ساعت خشك شده و دانه‌ها و شاخ‌و برگ به طور مجزّا وزن شدند و بر حسب گرم ماده خشك در متر مربع محاسبه گرديدند.
2– 13– 1– 5– عملكرد دانه
برای تعیین عملکرد دانه در زمان رسیدگي كامل، بوته‌های چهار متر‌مربع از هر کرت به طور تصادفي برداشت و محصول آن پس از خرمنکوبی و بوجاری وزن گرديد. رطوبت دانه‌ها با دستگاه رطوبت ‌سنج غلات اندازه‌گیری شد. سپس عملکرد دانه با استفاده ار فرمول (2 – 1) براساس رطوبت 14 درصد محاسبه شد:
2-1         عملكرد دانه اندازه گيري شده × [86 / (رطوبت دانه – 100 )] = عملكرد با رطوبت 14 درصد
2– 13– 1–  6– شاخص برداشت
شاخص‌ برداشت با استفاده از مقادير اندازه گيري شده در 2 – 13 – 1 – 5 با استفاده از معادله (2 – 2) بر حسب درصد يا نسبت محاسبه شدند:
2-2                 100 × [(عملكرد دانه + عملكرد ساقه و برگ) / عملكرد دانه] = (HI) شاخص برداشت
2– 13– 1– 7– تعداد خوشه در واحد سطح
تعداد خوشه‌هاي پنج بوته از هر كرت شمارش گرديد و بر حسب متر مربع محاسبه شد.
2– 13– 1– 8– تعداد دانه پر در خوشه
 تعداد 10 خوشه اصلي از هركرت آزمايشي به طور تصادفي نمونه برداري شد و تعداد دانه‌هاي پر آن‌ها مورد شمارش قرار گرفت و سپس ميانگين‌گيري شد.  
2– 13– 1–  9– وزن دانه
تعداد 100 دانه شلتوك از محصول نهايي اندازه‌گيري عملكرد واحدهاي آزمايشي را به طور تصادفي انتخاب و  به دقت شمارش گرديد و با ترازوي دقيق توزين شد و سپس وزن دانه بر حسب ميلي گرم يادداشت گرديد.

2– 13– 2– نشانويژگي‌هاي كيفيت تبديل و پخت
2– 13– 2– 1– حجم ويژه ظاهري و جرم ويژه ظاهري شلتوك
 حجم مقدار 150 گرم شلتوك حاصل از تعيين عملكرد را به وسيله استوانه مدرج اندازه‌گيري به عمل آمد و برحسب سانتي متر مكعب برگرم و گرم بر سانتي متر مكعب محاسبه گرديد.
  2– 13– 2– 2– راندمان تبديل برنج سفيد
     برای محاسبه راندمان تبدیل از 150 گرم شلتوک بوجاری شده از هر واحد آزمایشی را در آون 42 درجه سانتي‌گراد تا رطوبت 12 درصد خشکانیده شدند و سپس با دستگاه پوست‌کن غلتک لاستیکی (ST-50, Yanmar, Japan) پوست‌کنی شلتوک‌ها و تبدیل آن به برنج قهوه‌ای و سفید‌کنی برنج قهوه‌ای با دستگاه سفید‌کن مالشی (Milling meter Baldor ) و جداكردن برنج سالم و شکسته از هم، با دستگاه درجه بندی الك شيكر صورت گرفت و مقدار هر کدام به‌طور جداگانه توزین شدند. كارايي تبدیل و درصد برنج سالم و شكسته با استفاده از رابطه‌های زیر محاسبه شدند [فلاح شمسي، 1391]:
2 – 3          100 × (وزن نمونه شلتوك / وزن كل برنج سفيد)= كارايي تبديل كل برنج سفيد (درصد)
2 – 4   100 × (وزن كل برنج سفيد / وزن برنج سفيد سالم) = كارايي تبديل برنج سفيد سالم (درصد)
2 – 5            100 × (وزن كل برنج سفيد / وزن برنج سفيد خردشده) = برنج سفيد خردشده (درصد)
2- 13- 2- 3- میزان آمیلوز برنج سفيد
اسپكتروفتومتري (جولیانو،1971) روش خوبی برای تعیین محتويات آمیلوز می‌باشد. تعداد20 دانه برنج سفيد به صورت آرد با مش60 تهیه شد. 100 میلی گرم آرد برنج را داخل بالن ژوژه 100 میلی لیتری ریخته و يك میلی لیتر اتانول به آن اضافه شد و سپس نشاسته با استفاده از 9 میلی لیتر سود نرمال با قرار دادن در حمام آب جوش ژلاتینه گردید. پس از سرد شدن به مدت يك ساعت با آب مقطر به حجم رسانده شد. نمونه هایی با آمیلوز پایین ، متوسط و بالا به عنوان شاهد در هر تجزیه در نظر گرفته شد. 5 میلی ليتر از محلول فوق را به یک بالن ژوژه 100 میلی لیتری انتقال داده و سپس يك میلی لیتر اسید استیک جهت ایجاد اسيديته مورد نظر اضافه شد. دو میلی لیتر ید نيز اضافه شد و پس از 20 دقیقه جذب محلول توسط دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 620 نانومتر خوانده شد. سپس توسط منحنی های استاندارد، میزان آمیلوز بر حسب درصد محاسبه گردید. جهت رسم منحنی استاندارد از يكي از دو روش ذيل مي توان استفاده به‌كاربرد:
  الف) 40 میلی گرم آمیلوز سیب زمینی (Sigma chemical)  که رطوبت آن مشخص است در يك بالن ژوژه 100 ميلي ليتري ریخته می شود، سپس يك میلی لیتر اتانول و 9 میلی لیتر سود نرمال اضافه شده و به مدت 10 دقیقه در حمام آب جوش حرارت داده می شود. پس از سرد شدن به حجم رسانده می شود.
در 5 بالن ژوژه 100 میلی لیتری ديگري كه تا نيمه آب مقطر وارد آن است، مقادير 1، 2، 3، 4 و 5 میلی لیتراز این محلول با پیپت دقيق ریخته می شود.سپس اسید استیک يك مولار در هرکدام از بالن‌ها به مقدار 2/0، 4/0، 6/0، 8/0 و 1 میلی لیتر ریخته می‌شود .جذب نمونه‌ها را در طول‌موج 620 نانومتر خوانده  وبا استفاده از داده‌ها منحنی استاندارد رسم می‌شود.
ب) سه رقم برنج با درصد آميلوز مشخص(پائين، متوسط و بالا ) را مي‌توان به عنوان استاندارد انتخاب نمود و با رسم نمودار جذب بر حسب غلظت، منحني استاندارد را در محيطExcel  كشيد و با به بدست آوردن معادله مورد نظر درصد آميلوز را در ارقام مختلف محاسبه نمود (حبيبي، 1391).
2- 13- 2- 4– همبندي ژل (Gel consistency)
     پيوستگي يا همبندي و يا قوام ژل، يكي از خواص مهم شيمي- فيزيكي نشاسته براي تعيين كيفيت برنج است كه بر اساس روش گاگامپانك (1973) استوار است [Juliano, 1984]. در اين روش مقدار 100 ميلي گرم آرد برنج را وارد لوله آزمايش به طول 100 ميلي‌متر كه 10 ميلي‌متر قطر دارد، كرده و 1/0 ميلي ليتر محلول الكلي برموتيمول بلو و دو ميلي ليتر محلول آبي هيدروكسيد پتاسيم 2/0 نرمال به آن افزوده و مدت زمان هشت دقيقه در بن ماري در دماي جوش آب قرار مي‌دهند تا كاملا ژلاتيني شود و پس از سرد شدن در مخلوط آب و يخ به مدت 20 دقيقه بر روي صفحه مدرجي به صورت افقي قرار داده و پس از يك ساعت طول حركت ژل را اندازه‌گيري مي‌كنند. در اين آزمايش از آرد برنج‌هاي علي‌كاظمي، خزر و سپيد رود به ترتيب با طول حركت ژل 65، 68 و 32 ميلي متر به عنوان شاهد استفاده شد.
2- 13- 2- 5 – درجه اثر محلول پتاس 7/1 درصد
    براي تعيين درجه تأثير محلول پتاس بر دانه برنج سفيد از روش ليتل و همكاران [Little et al., 1958] استفاده شد. در اين آزمايش تعداد شش دانه برنج سفيد سالم را در دو تكرار داخل پتريديش پلاستيكي قرار داده و 10 ميلي ليتر محلول استاندارد هيدروكسيد پتاسيم 7/1 درصد (3/0 نرمال) كه قبلا توسط محلول اسيد سولفوريك 1/0 نرمال در مقابل معرف فنل‌فتالئين به روش تيتراسيون استاندارد شده بود، به آن اضافه مي‌نمايند و دانه‌ها را با ميله شيشه‌اي غوطه ور مي‌سازند. براي دقت عمل لازم است از ارقام سپيدرود و خزر به عنوان شاهد استفاده شود (سپيدرود داراي درجه اثر محلول پتاس 7 و خزر 5/4 مي‌باشد). نمونه‌ها را به مدت 23 ساعت در آون با دماي 30 درجه سانتي‌گراد قرار مي‌دهند. سپس به هريك از دانه‌ها از نظر ميزان تأثير محلول KOH نمره‌ دهي مي‌شود. دانه‌هاي شاهد سپيدرود بايستي به طور كامل حل شوند و خزر به طور متوسط اثر كرده باشد. در غير اين صورت، تمام آزمايش را مجددا بايستي تكرار كرد. با اين آزمايش، به بسياري از مسايل پيچده برنج‌هاي مختلف مي‌توان پاسخ داد. نمره‌دهي اثر محلول پتاس بر روي دانه برنج سفيد در جدول2-4 نمايش داده مي‌شود. در گذشته اين صفت به اشتباه دماي ژلاتيني شدن ناميده شده است.
جدول2– 4- درجه بندي اثر محلول پتاس 3/0 نرمال (7/1 درصد) بر دانه برنج سفيد
اثرهاي محلول پتاس 7/1 درصد
درجه‌اثر‌ محلول‌پتاس 7/1 درصد*
دانه‌ها تحت تأثير محلول قرار نگرفت
1
دانه‌ها سالم و فقط كمي باد مي‌كند
2
دانه‌ها باد كرده و هاله تشكيل مي‌شود
3
دانه‌ها كاملا باد كرده و  مركز دانه تمايل به پخش شدن دارد
4
دانه‌ها شكاف برداشته و لايه خارجي به طور كامل محلول مي‌شود
5
دانه‌ها پراكنده شده و با لايه خارجي در هم آميخته مي‌شود
6
دانه‌ها به طور كامل حل شده و غير قابل تشخيص است
7
*             رابطه‌اي برعكس با دماي ژلاتيني‌شدن دانه دارد.
2– 14– انتقال مواد فتوسنتزي به دانه
انتقال مواد فتوسنتزي به دانه عبارت است از: انتقال مجدد ماده خشك ذخيره‌اي و انتقال مواد فتوسنتز جاري، كه در دوره پرشدن دانه توليد و انتقال مي‌يابند.
2- 14- 1–  ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج
    براي اندازه‌گيري انتقال مجدد ماده خشك، بوته‌هاي 5/0 متر مربع از هر واحد آزمايشي در دو مرحله گرده‌افشاني و رسيدگي فيزيولوژيك از محل يقه در سطح خاك بريده شده و جهت تفكيك اجزاي آن به آزمايشگاه انتقال يافتند. نمونه برداري مرحله اول يعني گرده‌افشاني زماني انجام گرديد كه گلچه‌ها در آستانه پرشدن دانه (7-3 روز پس از گره‌افشاني) قرار داشتند. در آزمايشگاه ساقه‌هاي اصلي كه در مزرعه علامت گذاري شده بودند، از شاخه‌هاي فرعي جدا گرديده و اجزاي آن شامل گل يا خوشه، برگ پرچم، برگ زيرين پرچم، ساير برگ‌ها به تفكيك زنده و مرده، ميانگره‌ها، گره‌ها و غلاف ساقه از همديگر تفكيك شده و درآون جريان هواي گرم با دماي 72 درجه سانتي‌گراد به مدت 72 ساعت خشك گرديدند. و پس از خنك شدن در محيط آزمايشگاه با ترازوي برقي به دقت 001/0 گرم وزن شدند. براي محاسبه ميزان انتقال مجدد ماده خشك از رابطه 2-6 استفاده گرديد [Obata et al., 1991]:
            2 – 6                                                   tDMRC = tDMa – tDmr
    كه در آن tDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته، tDMa وزن خشك زمان گرده‌افشاني و tDMr وزن خشك بدون دانه در زمان رسيدگي فيزيولوژيك كل بوته برنج مي‌باشند.
2- 14- 2– ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي و ساقه اصلي بوته برنج
    ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي و ساقه اصلي بوته برنج (اولين ساقه‌اي كه از رويش دانه تشكيل مي‌شود) با استفاده از اندازه‌گيري‌هاي ثبت شده در 2-14- 1 و با رابطه‌هاي 2 – 7 و 2 – 8 زير محاسبه شدند:
       2 – 7                                   lateralDMRC= lateralDMa - lateralDMr
       2 – 8                                        mainDMRC= mainDMa – mainDMr
     كه در آن‌ها lateralDMRC و mainDMRC به ترتيب ميزان انتقال مجدد پنجه‌هاي فرعي و ساقه اصلي، lateralDMa و mainDMa به ترتيب وزن خشك پنجه‌هاي فرعي و ساقه اصلي در مرحله گرده‌افشاني، lateralDMr و  mainDMr به ترتيب وزن خشك پنجه‌هاي فرعي و ساقه اصلي در مرحله رسيدگي فيزيولوژيك هستند.
2- 14- 3- ميزان انتقال مجدد ماده خشك همه برگ‌هاي ساقه اصلي
    ميزان انتقال مجدد ماده خشك همه برگ‌هاي ساقه اصلي (برگ پرچم، برگ زيرين برگ پرچم و ساير برگ‌ها) نيز مانند فوق از اختلاف جرم خشك دو مرحله گرده‌افشاني و رسيدگي فيزيولوژيكي به دست آمد.
2- 14- 4 – ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ پرچم، برگ زيرين پرچم و ساير برگ‌هاي ساقه اصلي
    به دليل اهميت فراوان ساقه اصلي و نقش مهم آن در عملكرد گياه برنج، اين ساقه پس از تشخيص و شناسايي از راه مكان‌يابي مورد تجزيه قرار گرفت و ميزان انتقال مجدد ماده خشك آن‌ها به طور مجزّا با استفاده از اختلاف وزن خشك ماده در دو مرحله گرده‌افشاني و رسيدگي فيزيولوژيك براساس روابط بيان شده در بالا مورد محاسبه قرار گرفت.
2- 14- 5– ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌هاي ساقه اصلي
    ميانگره‌هاي اول تا سوم ساقه اصلي در2 مرحله گرده‌افشاني و رسيدگي فيزيولوژيك از هم جدا شدند و غلاف آن‌ها نيز جدا گرديد و پس از خشك كردن در آون، وزن شده و اختلاف وزن خشك آن‌ها محاسبه گرديد.


2- 14- 6 – كارايي انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج
    كارايي انتقال مجدد ماده خشك كل گياه برنج بايد نشان ‌دهد كه در دوره پرشدن دانه چه مقدار از وزن خشك ماده محلول اندوخته در اندام‌هاي رويشي قبل از گرده‌افشاني مي‌تواند به دانه  انتقال يابد كه با استفاده از رابطه 2– 9 برحسب درصد محاسبه مي‌شود [Papakost and Gagianas, 1991]:
               2- 9                         100 × ( tDMa / tDMRC) = tDMRE
كه در آن tDMRE كارايي انتقال مجدد ماده خشك كل گياه برنج و tDMa وزن خشك زمان گرده‌افشاني و tDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج هستند.
2- 14- 7– كارايي انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي و اجزاي ساقه اصلي
    كارايي انتقال مجد ماده خشك اجزاي نام برده در بالا نيز با استفاده از تغيير معادله 2– 9 مورد محاسبه قرار گرفتند.
2- 14- 8 – سهم انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج
    سهم انتقال مجدد ماده خشك كل بوته حاكي از نقش آن در عملكرد است كه چقدر از عملكرد ناشي از انتقال مجدد مواد پرورده اندوخته در دوره پيش از گرده‌افشاني است و بر حسب درصدي از عملكرد دانه نمايش داده مي‌شود كه براي محاسبه آن معادله 2– 10 مورد استفاده قرار گرفته است [Niu et al., 1998]:
                  2 – 10                                  100 × ( tYield / tDMRC) = tDMRParti
كه در آن tDMRParti سهم انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج بر حسب درصدي از عملكرد، tDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل بوته برنج و tYield عملكرد كل بوته برنج مي‌باشند.
2- 14- 9– سهم انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي و اجزاي ساقه اصلي
    براي هر يك از اجزاي بوته برنج در مورد اخير، سهم انتقال مجدد ماده خشك بر اساس عملكرد مربوطه و با استفاده از تغيير معادله 2- 10 محاسبه شد. در محاسبه سهم انتقال مجدد ساقه‌هاي فرعي از معادله 2- 11 استفاده شد:
2 – 11                      100 × (lateralYield / lateralDMRC) = lateralDMRParti
كه در آن lateralDMRParti به مفهوم سهم انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي، lateralDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي و lateralYield عملكرد پنجه‌هاي فرعي مي‌باشند. به همين ترتيب سهم‌هاي انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي، ساير اجزاي ساقه اصلي و ساقه اصلي محاسبه گرديدند. معادله 2- 12 زير در محاسبه سهم انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي كه از تغيير معادله 2– 11 به دست آمده است، انجام‌گرديد:
2- 12                       100 × (mainYield / mainDMRC) = mainDMRParti
 كه در آن mainDMRParti سهم انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي، mainDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك ساقه اصلي و mainYield عملكرد ساقه اصلي مي‌باشند.
2- 14- 10– ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته برنج
    با توجه به اين‌كه از مجموع ميزان انتقال مجدد و ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه، عملكرد دانه گياه تشكيل مي‌شود. با استفاده از معادله 2 - 13 مي‌توان ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري را محاسبه كرد:
                    2 – 13                         tDMRC -  tYield = tDMcurrephotoC
كه در آن tDMcurrephotoC ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري ماده خشك كل گياه، tYield عملكرد كل گياه برنج و tDMRC ميزان انتقال مجدد ماده خشك كل گياه مي‌باشند.
 2-14-11- ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي و اجزاي ساقه اصلي
با تغيير معادله 2– 13 براي هريك از اجزاي فوق‌ذكر گياه برنج، ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري آن‌ها محاسبه مي‌شود.
2- 14- 12– كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته برنج
    كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري براساس ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري نسبت به وزن خشك گياه در مرحله پيش از گرده‌افشاني و برحسب درصد با استفاده از معادله زير محاسبه مي‌گردد:
2 – 14                   100 × (tDMa /tDMcurrephotoC) = tDMcurrephotoE
كه در آن  tDMcurrephotoE كارايي فتوسنتز جاري كل بوته برنج، tDMcurrephotoC ميزان فتوسنتز جاري كل و tDMa وزن خشك مرحله گرده‌افشاني كل آن مي‌باشند.
2- 14- 13- كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي و اجزاي ساقه اصلي   
    كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه براي هريك از اجزاي بيان شده بالا با تغيير معادله 2– 14 محاسبه گرديد و براي تجزيه آماري مورد استفاده قرار گرفتند.
2- 14- 14– سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري كل بوته برنج
    اين كه نقش انتقال مواد فتوسنتز جاري در عملكرد دانه گياه برنج چند درصد مي‌باشد، بايستي از معادلات زير، آن‌ها‌ را بر حسب درصد محاسبه نمود. دراينجا از مقدار عملكرد كل بوته برنج استفاده مي‌شود:
2 – 15                                     tDMRparti – 100 = tDMcurrephotoC
2 – 16          100 × (tYield / tDMcurrephotoC) = tDMcurrephotoparti
هريك از دو معادله فوق نتايج يكساني را به دست مي‌دهند و در آن‌ها tDMcurrephotoparti سهم فتوسنتز جاري كل بوته برنج، tDMRparti سهم انتقال مجدد جرم خشك، tDMcurrephotoC ميزان فتوسنتز جاري كل و tYield ميزان محصول كل بر واحد سطح بر حسب گرم در متر مربع محاسبه مي‌شوند.
2- 14- 15– سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري پنجه‌هاي فرعي، ساقه اصلي، و اجزاي ساقه اصلي
با توجه به اين‌كه سهم انتقال مواد فتوسنتز جاري هريك از اجراي بوته هم در پنجه‌هاي فرعي و هم در ساقه اصلي داراي اهميت بسياري هستند، با استفاده از يكي از رابطه‌هاي 2– 15 و  يا 2 – 16 محاسبه و مورد تجزيه آماري قرار گرفتند.
2-14- 16- نشانويژگي‌هاي ويسكوزيتي آرد برنج
بررسي تغييرات پختن دانه‌هاي برنج در طول مدت پخت آن با بررسي ويسكوزيتي مخلوط آرد و آب در مراحل مختلف دمايي با اندازه‌گيري نيروي بازدارندگي حركت دوراني جسم دوّار تعبيه شده در داخل مخلوط امكان‌پذير است. براي اين فرايند، پنج نوع ويسكوزيتي با استفاده از دستگاه Rapid Viscoanalyzer مورد اندازه‌گيري قرار گرفتند. اين دستگاه متغيرهاي ويسكوزيتي حداكثر، حداقل، تفكيك، نهايي، برگشت پذيري و زمان حداكثر ويسكوزيتي را در خروجي ارائه كرد كه مورد تجزيه آماري قرار گرفتند [Bhattacharya, 1999]. 
2 – 17– روش تجزيه و تحليل آماري
پيش از اقدام به تجزيه آماري داده‌ها، آزمون نرمال كلموگروف- اسميرينوف با نرم افزار SPSS به عمل آمد [صادقپور، 1389] و با توجه به معني‌دار نشدن شاخص z داده‌ها نرمال بودند. تجزيه واريانس، مقايسه ميانگين و ضرايب همبستگي پيرسون با استفاده از نرم افزار SAS و Excel انجام گرديد.

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب

پايان نامه كارشناسي ارشد- فردوس عادلي مسبب

نتيجه‌گيري

نتايج اين تحقيق اهميت ميزان انتقال مجدد ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري در تشكيل عملكرد برنج را به‌روشني مورد تأكيد قرار مي‌دهد و در بخش‌هايي از آن در نوع خود نوآوري دارد:

1) تمام خصوصيات ريخت‌شناختي و عملكردي به غير از شاخص برداشت در اثر ژتوتيپ‌هاي برنج حسني، هاشمي، SA13 و 416 داراي تفاوت معني‌داري بودند. اثر تراكم نيز بر تعداد پنجه در بوته داراي اثر كاهشي بود و بر تعداد خوشه در متر مربع، عملكرد دانه و عملكرد زيستي با روندي افزايشي معني‌دار تحليل گرديد. به نظر ‌رسيد كه كاهش تعداد پنجه در بوته در اثر افزايش تراكم بوته با به هدر دادن مقداري انرژي معادل پنجه‌هاي ازبين رفته از توانمندي گياه در توليد عملكرد مي‌كاهد. براي تنظيم تراكم‌هاي خيلي بالا بايستي از گياهان كم پنجه استفاده كرد. بيش‌ترين ميانگين عملكرد دانه و زيستي به ترتيب 5714 و 12104 كيلوگرم در هكتار در تراكم 25 بوته در متر مربع حاصل گرديد. تعداد خوشه در متر مربع در تراكم 25 بوته 4/251 عدد بود. با توجه به محدوديت مخزن گياه برنج به نظر مي‌رسد كه با افزايش تراكم و تنظيم ساير عواملي كه در اين آزمايش يكسان بودند، بتوان تعداد خوشه‌ها در واحد سطح را افزايش داد. از سوي ديگر با افزايش تراكم بوته، عملكرد دانه و زيستي هر دو به طور يكسان افزايش يافتند و در نتيجه شاخص برداشت تغيير معني‌داري نيافت. اگرچه عوامل محيطي مانند كود، آبياري، زمان نشاء‌كاري و ... مي‌توانند اين صفت را تغيير دهند، اما تراكم چنين اثري را بر آن نشان نداد. براي افزايش عملكرد بايستي تعداد دانه در واحد سطح را افزايش داد. نتايج آزمايش نشان داد كه با افزايش طول خوشه، و تعداد خوشه در متر مربع و ميزان ماده خشك، عملكرد دانه نيز افزايش مي‌يابد. هرچند دستيابي به عملكرد دانه 15 تن در هكتار با تنظيم تراكم بوته و انتخاب ژنوتيپ مطلوب و استفاده از ساير عوامل موثر دور از انتظار نيست، اما افزايش تراكم باعث كاهش كيفيت پخت (افزايش آميلوز، درجه اثر محلول پتاس و كاهش همبندي ژل) مي‌گردد. 

2) خصوصيات كيفيت تبديل و پخت در دامنه سطوح عامل تراكم بوته در نظر گرفته شده در اين آزمايش، داراي اختلاف معني‌داري نبود، درحالي‌كه همه آن‌ها تحت اثر ژنوتيپ معني‌دار شدند. احتمالا سطوح بالاتر و يا پائين‌تر تراكم مورد استفاده در آزمايش و نيز همراه با ساير عواملي مانند دور آبياري و كود كه يكسان نظر گرفته شدند، بتوانند در تغيير بعضي از اين خصوصيات موثر باشند. عامل تراكم بوته به تنهايي قادر به تغيير كيفيت برنج نبود. در ميان صفات كيفي با افزايش عملكرد دانه، مقدار آميلوز و درجه اثر محلول پتاس بر دانه برنج افزايش و همبندي ژل كاهش يافتند و كيفيت برنج نامطوب‌تر گرديد. بيش‌ترين كارايي تبديل برنج و كم‌ترين بازده برنج شكسته در حين تبديل شلتوك به لاين 416 تعلق داشت. لاين SA13 داراي كم‌ترين كارايي تبديل و بيش‌ترين درصد برنج شكسته بود و ارقام بومي در اين مورد يكسان بودند. تاكنون روش جامعي براي اندازه‌گيري كيفيت برنج معرفي نشده است. 

3) نشانويژگي‌هاي ويسكوزيتي آرد برنج در اين آزمايش نتايج جديدي را نشان داد كه با افزايش ويسكوزيتي حداكثر و كاهش ويسكوزيتي حداقل، يا به طور خلاصه‌تر با افزايش هرچه بيش‌تر ويسكوزيتي تفكيك (فاصله حداكثر و حداقل) كيفيت برنج مطلوب‌تر مي‌گردد و چون نمودار اين قسمت از منحني ويسكوزيتي نسبت به زمان به شكل سهمي با رأس مينيمم مي‌باشد و هرچه عميق‌تر باشد، كيفيت برنج مطلوب‌تر است، تقعر كيفيت ناميده شد (واژه ابداع شده توسط نگارنده). اگرچه تقعر كيفيت سه صفت ويسكوزيتي حداكثر، حداقل و تفكيك را به صورت واحدي نمايش مي‌دهد، اما تأكيد بر سطح مقطع آن به عنوان يك صفت گياهي تعمق بيش‌تري نياز دارد. اگرچه ويسكوزيتي نهايي در ارقام بومي بالاتر از اصلاح شده بود، اما چون تيمارهاي تراكم بوته مورد استفاده در اين آزمايش بر آن اثر معني‌داري نداشت، نمي‌توان در مورد آن به طور قطعي اظهار نظر كرد. زمان ويسكوزيتي حداكثر در ارقام بومي كم‌تر از اصلاح شده بود و نشان داد كه در مقدار پائين‌تر اين صفت كيفيت مطلوب‌تر است. افزايش عملكرد دانه كه خود تحت تأثير معني‌دار تراكم بوته بود، باعث  افزايش زمان ويسكوزيتي و كاهش مقدار ويسكوزيتي حداكثر گرديد. اين روش نيز مانند ساير روش‌هاي سنجش كيفيت برنج كافي به نظر نرسيد و بايد براي ابداع روش‌هاي جديدي تلاش كرد.

4) در اين آزمايش ابتدا بوته در سه بخش كل بوته، ساقه اصلي و پنجه‌هاي فرعي تقسيم گرديد و در هريك از آن‌ها صفات ششگانه انتقال ماده خشك مورد تجزيه آماري قرار گرفت و سپس ساقه اصلي به هفت بخش، همه برگ‌ها، برگ پرچم، برگ زيرين پرچم، ميانگره اول، دوم، سوم و مجموع گره‌ها تقسيم و صفات ششگانه انتقال ماده خشك در آن‌ها مورد تجزيه آماري قرار گرفت. در كل بوته و همه بخش ديگر گياه ميزان انتقال مجدد كم‌تر از فتوسنتز جاري بود كه نتايج آن به طور خلاصه به شرح زير مي‌باشد:

الف) عملكرد در گياه برنج در شرايط آزمايش حاضر از مجموع انتقال مجدد ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري در دوره پرشدن دانه به ترتيب با ميانگين‌هاي 1739 و 3199 كيلوگرم در هكتار به دست آمد كه اولي در اثر ژنوتيپ‌ها داراي اختلاف معني‌دار و در اثر تراكم بوته غير معني‌دار بود، اما دومي در اثر هردو عامل مورد آزمايش معني‌دار بود. بيش‌ترين انتقال مجدد در لاين 416 به مقدار 2372 كيلوگرم در هكتار و كم‌ترين آن در رقم حسني با 1095 كيلوگرم در هكتار به دست آمد. در تمام ژنوتيپ‌ها فتوسنتز جاري نقش بيشتري در عملكرد دانه داشت، به طوري كه 8/64 درصد آن را تشكيل داد و انتقال مجدد فقط 2/35 درصد عملكرد را به خود اختصاص داد. انتقال مجدد و فتوسنتز جاري هردو با افزايش تراكم بوته افزايش يافتند و با عملكرد دانه داراي همبستگي مثبت معني‌داري بودند.

ب) ميزان انتقال مجدد ماده خشك پنجه‌هاي فرعي بر عكس كل بوته با افزايش تراكم بوته كاهش يافت و تحت تأثير هيچكدام از عامل‌ها قرار نداشت كه دليل آن به هدر رفتن مقداري از انرژي در تشكيل و از بين رفتن پنجه‌ها در اثر افزايش تراكم بود. اين انرژي بايستي در انتقال مجدد مورد استفاده قرار مي‌گرفت. فتوسنتز جاري در اثر هردو عامل داراي تفاوت معني‌دار گرديد و با افزايش تراكم افزايش يافت. پنجه‌هاي فرعي با ميزان انتقال مجدد و فتوسنتز جاري به ترتيب 1081 و 3306 كيلوگرم در هكتار، حدود 8/88 درصد عملكرد دانه را بر عهده دارند.

ج) اثر عامل‌ها بر انتقال مجدد ماده خشك و فتوسنتز جاري ساقه اصلي هردو معني‌دار بودند كه فرض پيشنهادي را داير بر وجود اختلاف در اثر تراكم بوته بر انتقال مجدد برنج‌هاي حسني، هاشمي، SA13 و 416 مورد تصديق قرار داد. هردو صفت با افزايش تراكم بوته افزايش يافتند و داراي همبستگي بالايي با عملكرد دانه بودند. از اين نظر ساقه اصلي براي مطالعات انتقال مجدد مناسب تشخيص داده شد (نو آوري تحقيق). ميزان انتقال مجدد و فتوسنتز جاري به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/309 و 1/278 كيلوگرم در هكتار به ترتيب 3/6 و 6/5 درصد و در مجموع 9/11 درصد عملكرد دانه را در دوره پرشدن دانه تشكيل دادند. در ميان بوته برنج و اجزاي آن، ساقه اصلي تنها بخشي بود كه در آن ميزان انتقال مجدد بيش‌تر از فتوسنتز جاري گرديد.

د) ميزان انتقال مجدد ماده خشك و ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري همه برگ‌هاي ساقه اصلي به ترتيب با ميانگين‌هاي 3/40 و 9/92 كيلوگرم در هكتار به ترتيب با 8/0 و 88/1 درصد و در مجموع با 7/2 درصد عملكرد كل و به ترتيب با 8/6 و 8/15 درصد در مجموع 7/22 درصد عملكرد ساقه اصلي را تشكيل دادند كه هردو تحت تأثير ژنوتيپ و تراكم بوته قرار داشتند و فرضيه آزمايش را مورد تصديق قرار دادند. تمام صفات ششگانه انتقال ماده خشك در اثر تراكم بوته معني‌دار گرديدند. به نظر مي‌رسد كه اين بخش‌هاي گياه مي‌توانند در تحقيقات مربوط به اثر تراكم بوته بر انتقال ماده خشك در دوره پرشدن دانه نتايج دقيقي را ارائه كنند (نوآوري تحقيق).

ه) ميزان انتقال مجدد ماده خشك و ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برگ پرچم ساقه اصلي به ترتيب با ميانگين‌هاي 6/5 و 9/26 كيلوگرم در هكتار به ترتيب با 11/0 و 55/0 درصد و در مجموع با 67/0 درصد عملكرد كل و به ترتيب با 95/0 و 0/5 درصد، در مجموع 9/5 درصد عملكرد ساقه اصلي را تشكيل داد كه فقط فتوسنتز جاري تحت تأثير ژنوتيپ و تراكم بوته قرار گرفت. وقتي مخزن دانه توانايي لازم را براي پذيرش مواد انتقالي نداشته باشد، اين مواد در قسمت‌هاي نزديك آن در اندام‌ها ذخيره مي‌گردند و هرگاه گياه با تنش مواجه گردد و فتوسنتز جاري نقصان يابد، اين مواد را به دانه انتقال مي‌دهد. با اين حال ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري با افزايش تراكم افزايش يافت و در نتيجه با همبستگي مثبت معني‌دار با عملكرد دانه، مقدار آن را افزايش داد.

و) ميزان انتقال مجدد ماده خشك برگ زيرين برگ پرچم ساقه اصلي در اثر ژنوتيپ معني‌دار بوده و در اثر تراكم بوته بر آن معني‌دار نبود. ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري برعكس انتقال مجدد ماده خشك تحت اثر هردو عامل قرار گرفت و ميزان آن با افزايش تراكم افزايش يافت. اثر عامل ژنوتيپ بر همه متغيرهاي ششگانه انتقال ماده معني‌دار گرديد و اثر تراكم بوته به غير از فتوسنتز جاري بر هيچكدام از آن‌ها معني‌دار نبود. اين برگ 6/3 درصد عملكرد كل دانه و1/6 درصد عملكرد ساقه اصلي را انتقال تأمين مي‌كند.

س) ميزان انتقال مجدد و فتوسنتز جاري ميانگره اول بدون غلاف به ترتيب با ميانگين 3/5- و 44 كيلوگرم در هكتار  به ترتيب 11/0- و 9/0 درصد و در مجموع 79/0 درصد عملكرد كل و با 9/0- و 5/7 درصد در مجموع 6/6 درصد عملكرد ساقه اصلي را فراهم مي‌نمايد. اثر ژنوتيپ بر انتقال مجدد ميانگره اول معني‌دار نشد، ولي اثر تراكم بر آن معني‌دار بود. با افزايش ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري اين ميانگره، عملكرد دانه به شدت افزايش يافت.

ح) ميزان انتقال مجدد ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره دوم بدون غلاف به ترتيب با ميانگين‌هاي 9 و 7/37 كيلوگرم در هكتار به ترتيب 18/0 و 77/0 درصد و در مجموع 95/0 درصد عملكرد كل و به ترتيب با ميانگين‌هاي 5/1 و 5/6 درصد در مجموع 0/8 درصد عملكرد ساقه اصلي را به دانه انتقال دادند. اثر ژنوتيپ بر همه متغيرهاي ششگانه به غير از ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري معني‌دار بود و اثر تراكم بر هيچكدام از اين متغيرها به غير از ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري معني‌دار نشد. افزايش ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري باعت افزايش عملكرد گرديد و انتقال مجدد در آن نقش معني‌داري نداشت. 

ط) ميزان انتقال مجدد ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره سوم بدون غلاف به ترتيب با ميانگين‌هاي 2/24 و 9/21 كيلوگرم در هكتار به ترتيب با 49/0 و 45/0 و در مجموع 94/0 درصد عملكرد كل و به ترتيب 41/0 و 8/3 درصد و در مجموع 8/7 در صد عملكرد ساقه اصلي را انتقال مي‌دهد. اين ميانگره تنها بخشي از گياه است كه ميزان انتقال مجدد و فتوسنتز جاري آن با هم برابر بودند. اثر ژنوتيپ بر همه متغيرهاي ششگانه انتقال ماده ميانگره سوم داراي اختلاف معني‌دار بود و اثر تراكم فقط بر ميزان انتقال مجدد و انتقال مواد فتوسنتز جاري معني‌دار گرديد. در اين بخش ميزان انتقال ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري ميانگره سوم، هردو داراي همبستگي با عملكرد دانه بودند. فرضيه در اين بخش گياه مورد تصديق قرار گرفت.

ي) ميزان انتقال مجدد ماده خشك و انتقال مواد فتوسنتز جاري گره‌هاي ساقه اصلي به ترتيب با ميانگين‌هاي 9/4 و 0/30 كيلوگرم در هكتار و به ترتيب با 1/0 و 61/0 درصد در مجموع 71/0 درصد عملكرد كل و به ترتيب با 8/0 و 1/5 درصد و در مجموع 0/6 درصد عملكرد ساقه اصلي را انتقال دادند. اثر ژنوتيپ بر همه صفات ششگانه انتقال ماده به غير از كارايي انتقال مواد فتوسنتز جاري معني‌دار بود. اثر تراكم بر هيچكدام از اين صفات به غير از ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري معني‌دار نگرديد. انتقال ماده خشك گره‌هاي ساقه اصلي فرضيه آزمايش را به طور كامل مورد تصديق قرار نداد.

ك) ميزان انتقال مجدد ماده خشك ميانگره‌هاي اول، دوم و سوم ساقه اصلي به ترتيب افزايش يافت و ميزان انتقال مواد فتوسنتز جاري آن‌ها كاهش يافت كه پيرشدگي اين بخش‌ها را نشان داد.

ل) به نظر مي‌رسد كه بخش‌هايي از گياه كه به خوشه نزديك‌تر بودند، مواد بيش‌تري را ذخيره كردند و هرچه از آن دور مي‌شوند، ميزان تخليه شدن نيز بيش‌تر است. از ميانگره اول تا سوم ساقه اصلي انتقال مجدد افزايش و فتوسنتز جاري كاهش يافت. وقتي گياه به دليل ژنتيكي يا محيطي با محدوديت مخزن مواجه باشد و انتقال ماده صورت نگيرد، اين مواد در اندام‌هاي بالايي اندوخته مي‌گردند و انتقال مجدد را در اين بخش‌هاي گياه تا حد منفي كاهش مي‌دهند.

پيشنهادها

1) پيش از معرفي لاين‌هاي اميدبخش بايستي يك آزمايش اثر تراكم بوته با يكسان نگهداشتن ساير عوامل محيطي در سطوح تراكم 10 تا 30 بوته در متر مربع به اجرا گذاشته شده و طي آن نقش انتقال مجدد و فتوسنتز جاري در پرشدن دانه‌ها را تعيين نمود.

2) دلايل افزايش پوكي دانه‌ها در ژنوتيپ‌هاي برنج و اثر تيمارهاي تراكم بر آن مورد بررسي قرار گيرد و اثر ساير عوامل از جمله كودهاي ريزمغذي (به ويژه عنصر بر) نيز ارزيابي شود.

3)  ويسكوزيتي حداكثر و حداقل براي تعداد زيادي از ژنوتيپ‌هاي برنج اندازه‌گيري شود تا بتوان تقعر كيفيت (عمق و سطح مقطع آن) را براي تعداد زيادي از نمونه‌ها تعيين كرد و پس از آن اثر ساير عوامل از جمله تراكم بوته بر اين صفت را مورد ارزيابي قرار داد.

University of Guilan

Agricultural Science Faculty

(Agronomy Dept.)

Subject:

Effect of Planting Density on Dry Matter Remobilization and Grain Yield in Local and Improved Rices (Oryza sativa L.) Genotypes

By:

Ferdous Adeli Mosabbab

September 2013