برنج کاری 13- مترجم: فردوس عادلی مسبب

مديريت كود هاي پر مصرف

 

گياه زراعي بدون كود مانند چراغ خالي از نفت است.

 

     در توليد برنج، كود نيتروژني مهم ترين و ضروري ترين نقش را برعهده دارد.

 

بازدهي مصرف كود نيتروژني

    

     بازدهي استفاده از هرگونه كودي به معني مقدار افزايش محصول برداشت شده بر واحد كود به كار رفته است. اگر گياه برنج به 100 كيلوگرم نيتروژن در هكتار نياز داشته باشد و برنج كار 120 كيلوگرم بر هكتار در مزرعه به پاشد، و گياه 100 كيلوگرم را به تواند جذب كند، بازدهي توليد بسيار عالي خواهد بود. اين به ندرت پيش مي آيد. درصورتي كه برنج كار 100 كيلوگرم برهكتار از اين كود را به كار ببرد و گياه 30 كيلوگرم را جذب كند، بازدهي كم خواهد شد. برنج در مزرعه آبياري باراني غير بازده ترين مصرف نيتروژن را دارد، به طوري كه، بازدهي مصرف نيتروژن در شرايط چنين مزرعه اي بيش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. يعني، ياگر برنج كار چهار كيسه كود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها يك كيسه توسط گياه جذب مي گردد و سه كيسه ديگر ازدست خواهد رفت.

 

راه هاي اتلاف كودهاي نيتروژني

 

     بخش بزرگي از كودهاي نيتروژني، ممكن است از راه تبخير، آبشويي، تجزيه و تثبيت در خاك ازدست رود. شدت يا درجه اين اتلاف به عوامل متعددي مانند خاك، آب و هوا و شرايط زراعت بستگي دارد.

 

اتلاف ار راه تبخر

 

          آمونياك كه براي برنج كاري مورد استفاده قرار مي گيرد، اگر در محوطه باز قرار گيرد، ممكن است تبخير شود. اين نوع اتلاف با افزايش pH آب جاري، زياد خواهد شد. جلبك هاي آب در تنظيم pH آب جاري نقش مهمي برعهده دارند. درطول روز، جلبك ها فتوسنتز كرده و ميزان دي اكسيد كربن آب را كم مي كند. درنتيجه، pH آن ممكن است افزايش يابد. افزايش pH تبخير شدن آمونياك را فعّال تر مي سازد. مي توان تخمين زد، 5 تا 6 درصد نيتروژن به كار رفته از راه چنين فرآيندي تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشيدي زياد، اتلاف از راه تبخر در هوا بيش تر رخ مي دهد. براي به حداقل رساندن اين اتلاف، بايستي كود آمونياك را در داخل خاك يا در لايه هاي احيائي آن به عمق 10 سانتي متر تزريق كرد. به كار بردن كود هاي پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نيز مانع اتلاف مي گردند.       

برنج کاری 12 - مترجم: فردوس عادلی مسبب

   سازگان غذايي خاك

 

     بهم زدن خاك وآب را با پيشكاول، پيش از نشاء كاري باتلاقي كردن گويند. باتلاقي كردن خاك در وضعيت عناصر غذايي خاك تأثير زيادي برجاي مي گذارد. دست رسي بعضي از عناصر غذايي در اثر اين عمل افزايش مي يابد و بعضي از عناصر در ذرات خاك تثبيت مي گردند و يا از طريق محلول خاك از دست مي روند. تغيير در دست رسي مواد غذايي به دليل فرآيند هاي اكسيداسيون – احياء زيست شناختي خاك است كه از اكسيژن خاك باتلاقي پديد مي آيد.

 

عناصر غذايي پرمصرف

 

     عمل نيتروژن در خاك باتلاقي به طور محسوسي از عمل آن در خاك هاي با زهكشي خوب كه از اكسيژن هوا استفاده مي كند، متفاوت است. يون هاي آمونيوم (NH4+ ) در سطح منطقه اكسيده شده وجود دارد. اين يون با كود دهي وارد خاك مي شود و به وسيله باكتري ها  به نيتريت و نيترات، اكسيد مي گردد. اين راديكال هاي نيترات داراي بار منفي هستند. بنابراين، آن ها نمي توانند كلوئيد هاي كمپلكس خاك را به وجود آورند و در اثر خاك شويي از بين مي روند. راديكال هاي نيترات به دليل تحرّك بسيار بالايشان، به منطقه احياء شده پايين تراوش مي كند، پس از احياء شدن به نيتريت، به وسيله باكتري هاي تجزيه كننده نيتراتي به اكسيد نيترو و عنصر N تجزيه شده و به اتمسفر فرستاده مي شود و ازاين طريق از دست رس گياه خارج مي گردد.

     غرقابي كردن مداوم خاك منجر به افزايش فسفات هاي نامحلول و قابل استخراج خاك مي گردد. معمولا  به صورت فسفات فريك تا فرّو محلول و هيدروليز تركيبات P انتشار مي يابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفري مورد بهره برداري در محصولات ديم، برنج باتلاقي داراي قابليت استفاده از فسفات هاي فريك است كه براي محصولات ديم ارزش اندكي دارند. با باتلاقي كردن خاك پتاسيم كم تر از نيتروژن و فسفر تحت تأثير قرار مي گيرد. در نتيجه عمل زير آب رفتن، شرايط احيائي باعث مي شود، جزء بيش تري از يون پتاسيم از حالت كمپلكس به محلول خاك انتقال يابد. مقدار زيادي از يون هاي فرّو، منگنز دو ظرفيتي و آمونيوم در نتيجه جابجايي يون هاي پتاسيم از كمپلكس در محلول خاك به وجود آيد.

 

عناصر كم مصرف

 

در ضمن عمل باتلاقي كردن خاك، بعضي از عناصر غذايي مانند: كلسيم، منيزيم تنها به مقدار محدودي به تغيير مي كنند. تركيبا فرّيك و منگنيك در شرايط بي هوازي احياء مي شوند و در زير آب بيش تر در دسترس گياه برنج قرار مي گيرند. غلظت موليبدن محلول در آب در نتيجه احياء اكسيد هاي فرّيك در خاك باتلاقي افزايش مي يابد. اين عمل براي ايجاد لايه اي از جلبك تثبيت كننده N مي تواند سودمتد باشد. باكتري هاي بي هوازي در خاك احيائي و باكتري هاي هوازي در ريشه فعّال هستند. شرايط باتلاقي نيز غلظت عناصر روي و مس قابل حل در آب را كاهش داده و موجب كمبود اين ريز مغذي ها در گياه برنج مي گردد.     

اثر زیست محیطی برنج کاری- نوشته: فردوس عادلی مسبب

آلودگي زيست محيطي كود اوره

 

نيتريت ها موادي هستند كه از كود اوره توليد و مستقيما وارد آب شده و زندگي انساني را تهديد مي نمايند. اوره به نيترات تجزيه مي گردد و نيترات نير سپس به نيتريت تبديل و از طريق مصرف غذايي انساني وارد بدن وي مي گردد. اگر مقدار نيتريت در آب شرب بيش از 1000 پي پي ام باشد، در زندگي انسان مشكلاتي از قبيل نابينايي اطفال، سرطان كبد، سرطان رحم و ريه، بيماري مغز استخوان و سيروز كبدي را به وجود مي آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند كه محيط زيست را آلوده مي كنند، بلكه تمام موادشيميايي كشاورزي ممكن است، آب هاي آشاميدني را در شهر و روستا آلوده سازند و به ويژه افراد فقير جامعه را كه پروتيين كم تري وارد بدنشان مي شود، با انواع مشكلات روبرو گردند.  

برنج کاری 11 - مترجم: فردوس عادلی مسبب

قدرت اكسيداسيون ريشه برنج

     تعدادي از گياهان خشكي وجود دارند كه با قرار گرفتن در محيط باتلاقي يا غرقابي توانايي اكسيدي كردن محيط اطراف ريشه را دارند. ظرفيت اكسيداسيون ريشه گياهان زراعي معمول نسبت به مقدار نفتيل آمين اكسيد شده در هرگرم ريشه در مدت 2 روز غرقاب شدن در جدول زير ارائه شده است:

قدرت اكسيداسيون ريشه گياهان مختلف

ذرت

4/1

جو

9/2

سورگوم

4

گندم

9/4

سويا

1/7

برنج

3/15

    

     نتايج جدول بالا نشان مي دهد، نيروي اكسيداسيون ريشه برنج چندين برابر گياهان زراعي ديگر است. با اندك توجهي مي توان دريافت كه چرا سورگوم بهتر از ذرت مي تواند شرايط غرقابي ناشي از بارندگي را تحمل نمايد.

 

سازگاري تنكارشناختي ( فيزيولوژيك )

 

     تحمل تنكارشناختي برنج نسبت به شرايط باتلاقي  به استاتي مربوط است كه از استيل كوآنزيم در ريشه توليد مي شود و در چرخه اسيد گليكوليك به انيدريد كربنيك تجزيه شده و دراين روند توليد آب اكسيژنه مي نمايد. آب اكسيژنه به وسيله يك كاتالاز تجزيه شده و اكسيژني را توليد مي كند كه در ريشه قابل استفاده است. مقدار آنزيم كاتالاز اكسيدكننده كه در ريشه برنج موجود است، خيلي بيش تر از ساير غلات مي باشد. بنابراين، ريشه برنج اكسيژني مورد نياز خود را نه تنها از سازگان داخلي توليد (فضاهاي بين ياخته اي ) به دست مي آورد، بلكه از راه مراحل آنزيمي به روش شيميايي نيز آن را فراهم مي كند. قدرت اكسيد كنندگي ريشه برنج به چندين عامل بستگي دارد. قدرت اكسيد كنندگي تابع رقم، سن گياه و مواد غذايي بافت ها بوده و در مرحله رشد اوليه گياه بالاست كه در پايان گلدهي متوقف مي گردد. علاوه براين، با افزايش تابش نورخورشيد، افزايش مي يابد و هنگامي كه گياه با كمبود عناصر غذايي نيتروژني، فسفر و پتاسيم ماجه است، كاهش مي يابد.

 

قابليت جوانه زني در شرايط باتلاقي

 

     هنگامي كه رطوبت خاك به 27 درصد يا بيش تر مي رسد، بذر برنج جوانه مي زند. برنج براي جوانه زني به اكسيژن اندكي نياز دارد، بنابراين، تا عمق 15 سانتي متر زير آب نيز مي تواند جوانه بزند. بذر برنج به وسيله فرآيند آنزيمي كه در حين جوانه زني رخ مي دهد، مستعد آزاد كردن اكسيژن است.

     نشاء بعضي از ارقام برنج حداقل به مدت 5 روز زير آب مي تواند زنده بماند. هنگامي كه، بذر برنج زير آب و روي يطح خاك پاشيده مي شود، جوانه مي زند. پوشش خاك زير آب، فراهم شدن اكسيژن را براي بذر برنج كاهش نمي دهد. با افزايش پوشش خاك، جوانه زني كاهش مي يابد. چون، اكسيژن در آب سرد بهتر از آب گرم حل مي شود، بذرپاشي در صبح زود بهتر از عصر است. تنفس بي هوازي بذر برنج را براي جوانه زني، حتي در مقدار كم اكسيژن نيز امكان پذير مي سازد.

 

مكانيزم دفاعي ريشه برنج در مقابل كمبود اكسيژن

 

     برنج داراي سازگان تخميريي است كه به طور قدرتمندي براي كاهش تنفس هوازي، عامل بازگشتي توانايي آن را براي جوانه زني در شرايط غلظت اندك اكسيژن، حفظ مي كند. مكانيزم دفاعي ديگر گياه برنج در مقابل كمبود اكسيژن اين است كه ريشه هاي آن ليگنيني مي شود تا اثر مواد سمي توليد شده را كاهش دهد. قطع آب اثر سمي زادي منگنز را افزايش مي دهد. برنج به طور خاصي نسبت به جو و گندم در مقابل زيادي منگنز قدرت تحمل بيش تريدارد.

 

نسبت هاي انرژي ريشه برنج

 

     آزاد شدن انرژي از ريشه هاي برنج برخلاف متابوليسم هوازي غلات ديگر، از راه فرآيند تنفس بي هوازي تحقق مي يابد. متابوليسم بي هوازي توليد دو مولكول گلوكز در مقابل توليد 686 كيلو كالري انرژي و 6 مول CO2 در متابوليسم هوازي، مي كند.

تنفس هوازي در ريشه گندم:

C6H12O6  + 6O2 ------- 6CO2 + 6H2O + 38ADP + 38Pi + 38ATP

1ATP = 12Kg Cals energy, 38x12 = 465Cals (Kg )       

تنفس بي هوازي در ريشه برنج:

            C6H12O6 ------ 2C2H5OH +2CO2 + 2ADP +2Pi + 2ATP

2 X 38 = 78KCals                                

     اگر توليد CO2 در هردو حالت برابر باشد، مصرف انرژي در برنج 200 در صد بيش تر است، ولي آزاد شدن انرژي تنها 24% تخمير در تنفس مي باشد. كل انرژي آزاد شده به وسيله نشاء برنج و گندم در فقدان هوا به ترتيب حدود 17% و 7% است.  وضعيت منحصر به فرد برنج باتلاقي تجمع ال- آمينو بوتيريك اسيد است ولي نشاء هاي ذرت به علت تجمع الكل اتيليك پس از يك روز خشك مي شوند.     

برنج کاری 10 مترجم:فردوس عادلی مسبب

كالبد شكافي ريشه برنج

   برنج تنها غله مستعد رشد در خاك غرقابي است، زيرا خود قادر است محيط اطراف ريشه اش را اكسيده كند. طبيعت داراي چندين منفعت براي سازگاري ريخت شناختي و تنكار شناختي گياه برنج مي باشد تا در محيط باتلاقي زنده بماند. اكسيژني كه در حين عمل فتوسنتز در برگ توليد مي شود، از را آئرانشيم هاي پوست به ريشه ها انتقال مي يابد و در حفرات ليزوژني بافت پوست ريشه ذخيره مي گردد. نفوذ پذيري اكسيژن در ريشه ها با عمق زير آب آن ها افزايش مي يابد. اين اكسيژن براي تنفس ياخته هاي ريشه كافيست.        

اطلاعیه

مبحث هاي برنج كاري اين وبلاگ به منظور كمك به كشاورزان گيلاني تهيه شده است. سعي براين است كه وارد پيچيدگي هاي علمي نشوم. من اساسا دشواري ها را چيزي كشف نشده مي دانم و تا موقعي چيزي كشف نشده باشد، نمي توان به آن اطمينان داشت. هر نوشته علمي كه ساده وبراي عموم قابل فهم باشد، قابل قبول است. اين كه آيا برنج كاران به كشت برنج ادامه دهند و يا درخت كاري صنوبر را انجام دهند به ميزان درآمدي بستگي دارد كه بتوانند به دست آورند. كشاورزي در آينده بسيار نزديك، اينتر نتي خواهد شد. اين در حالي است كه اغلب روستا هاي ما اينترنتي نيستند. برنج كاري كه، نوشته هاي مرا مو به مو اجراء كند و عقل و شعور را خود به كار نيندازد، مانند چوب خشكي خواهد بود كه انعطاف پذيري خود را از دست داده باشد. نمي توان او را تغيير داد، زيرا عادت كرده فقط اطاعت كند و به قدرت خلاقه خود متكي نباشد.

به سوي كشاورزي پيشرفته، هر كاري را با مطالعه و پيگيري انجام دهيد و هيچ كاري را طوطي وار تكرار نكنيد. مؤفق باشيد . مديرت وبلاگ هاي انتشار مقالات كشاورزي وعلوم وابسته و مجله برنج

برنج كاري - 9 مبحث میکروفلورهای خاک مترجم: فردوس عادلی مسبب

تغيير ميكروفلورها

     باتلاقي كردن خاك، جمعيت باكتري ها و قارچي هاي آن را آواره مي كند. چنين محيطي براي رشد جلبك ها مناسب مي شود. اين موجودات فتوسنتزكننده داراي كلروفيل در اغلب خاك ها رشد مي كنند و به وسيله محيط مرطوب و نور خورشيد تقويت مي شوند. آن ها مواد غذايي اندك مورد نيازشان را از سازگان خاك و آب دريافت مي كنند. هنگامي كه اين موجودات در مقابل نور خورشيد قرار مي گيرند فرآيند فتوسنتزي به كار مي افتند و مولكول هاي اكسيژن به عنوان محصولات جانبي آزاد مي گردند. نوسانات روزمره مقدار اكسيژن محلول توليدي در نتيجه فعاليت فتوسنتزي اغلب، مقدار اكسيژن حاصل از اشباع هوا را در آب غرقابي افزايش مي دهد.

          اكسيژني كه به اين طريق توليد مي شود، ميزان بي هوازي گري خاك را اصلاح مي كند و اكسيژن قابل مصرف در ريشه گياهان آبي را فراهم مي كند. اين جلبك هاي سبز – آبي (Cynophyceae) مي توانند ازت مولكولي و يا معدني را به كمك آنزيم هاي نيتراز موجود در ياخته ها، به مصرف رسانند. اين موجودات زنده فتوسنتز كننده، هر ساله 15 تا 50 كيلوگرم ازت را در هكتار خاك تثبيت كنند.

برنج رنگي

         

  نويسنده: Ram C. chaudhary  و D.V.Tran  در كتاب: speciality rices of the world

 

برنج هايي كه رنگ زير پوسته آن ها، سرخ، ارغواني يا سياه، حاوي مقادير زيادي از رسوبات رنگيزه هاي آنتوسيانين در لايه هاي مختلف پريكارپ، پوشش دانه و آلورن باشد، به برنج هاي رنگي معروفند. مساحت بيش از 400000 هكتار از مزارع چين به توليد برنج هاي رنگي اختصاص يافته است، كه بيش از 26/1 درصد سطح زير كشت برنج اين كشور است. كارگران چيني اظهار مي كنند كه برنج سرخ داراي مقادير زيادي از آهن، روي مي باشد، و برنج ارغواني و سياه از نظر عناصر كمياب گوناگون مانند: منگنز، كلسيم، موليبدن و ويتامين هاي C، B1 ، B6 و B12 غني هستند. اين رنگ مربوط به برنجي است كه فقط پوسته هاي اول آن يعني لما و پاله آ جداشده باشد. اين برنج ها در فرآيندهاي صنايع غذايي و نمايش هاي تشريفاتي جشن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. برنج هاي رنگي براي درست كردن كيك، بيسكويت، كيك سال نو، شراب برنج، حليم، رشته، كوفته كله گنجشكي و ساير غذاها به كار مي رود. غذا هاي سياه رنگ طبيعي در چين خيلي رواج دارند. مترجم: برنج هاي رنگي در ايران، برنج هاي هرز ناميده مي شوند و مانند علف هاي هرز با آن ها رفتار مي گردد. متأسفانه، اين نوع علف هاي هرز تا پيش از خوشه دهي قابل شناسايي نيستند.

 

 برنج سرخ

 

در تعداد زيادي از كشورهاي آسيايي، برنج سرخ انتشار يافته است. در جنوب شرقي و شرق چين كمونيست، برنج سرخ اغلب، به زيرگونه هندي تعلق دارد. مطابق اطلاعات بانك ژن چين، از 31663 رقم جمع آوري شده، 7/20 در صد آن ها دانه هاي سرخ هستند. ارقام محلي سرخ در مقابل شرايط محيطي نا مناسب مانند: خاك هاي نامرغوب و مناطق مرتفع، قابليت تحمل زيادي دارند. بيش ترين برنج هاي سرخ براي بهبود كيفيت خوراكي و پخت، در كارخانه هاي برنجكوبي قابل تبديل به برنج هاي سفيد هستند. برنج هاي سرخ تبديل نشده به سفيد، خوش پخت نبوده و مصرف كننده آن را نمي پسندد. مترجم: ارقامي وجود دارند كه تمام آندسپرم دانه ( درون دانه ) آن ها سرخ است و قابل تبديل به برنج سفيد نيست. در ايران، بعضي از فروشندگان، برنج هاي قرمز سفيد شده را به علت شباهت آن ها از نظر شكل دانه با رقم برنج حسني به جاي حسني به خريداران مي فروشند. يكبار چيزي نمانده بود سر مترجم كلاه رود، كه زود فهميد.

 

   

برنج سياه

 

چين از نظر ذخاير برنج سياه، معروف ترين كشورهاست. در سال 1993 در بانك ژن ملي گياهان زراعي چين 46000 رقم و در مركز ذخاير زادشناختي مؤسسه بين المللي تحقيقات برنج  75000 رقم به ثبت رسيد. از ميان آن ها 583 رقم برنج سياه در جهان و 359 رقم در چين وجود داشت و بقيه آن ها در سريلانكا ، اندونزي، هند، فيليپين و بنگلادش وجود داشت. برنج سياه بيش تر در نواحي بين 18 تا 31 درجه شمالي به ويژه بين 22 و 28 درجه شمالي در استان هاي يانان، گوآنگ زي و گوآنگ دونگ انتشار داشت. اغلب اين برنج ها داراي بافتي واكسي هستند. 99 رقم سياه – قهوه اي در 35 بخش استان يانان وجود داشت.

 

                                                                           

                                                                                                  تركيب غدايي تعدادي از ارقام برنج سياه چيني

 

رقم

لايزين (%)

 پروتيين (%)

 چربي (%)

مواد فيبري (%)

تيامين  (گرم 100/ ميلي گرم)

ريبوفلاوين (گرم 100/ ميلي گرم)

دهانگ زيمي

34/0

02/11

21/3

6/0

44/0

26/0

دونگ لن هيمي

32/0

98/9

86/2

6/0

43/0

29/0

ياكسونو

44/0

32/11

04/3

0

39/0

25/0

هيوزان

51/0

10/13

06/3

7/0

68/0

28/0

     

 

منابع محلي برنج سياه در چين

 

Heinuo گروهي از ارقام برنج سياه واكسي است كه در استان گيزو چين ديده مي شود. اين گروه شامل بيش از 20 رقم محلي با دانه هاي قهوه اي – ارغواني، سياه – ارغواني و سياه تيره مي باشند. Gaoyu يك برنج سياه واكسي است كه براي مزارع آبياري غرقابي مناسب است، درحالي كه، Dangzi براي كشت ديم مناسب بوده و در مناطق مرتفع مي رويد. Huishui داراي دانه هاي سياه تيره، آندوسپرم (درون دانه ) سفيد برفي و خوشبو است و براي تهيه غذاي فرني مورد استفاده قرار گرفته و يك غذاي طبي و سالم به شمار مي رود. در ميان كشاورزان چيني اين برنج به مرواريد سياه معروف است.

Donglanmoni در استان گوآنگ دونگ يك رقم سياه، سياه هندي است كه به طور وسيعي به عنوان يك برنج شگفت انگيز زادگيري به نژادي محسوب مي گردد. Jiegunuo در استان يانان داراي دانه هاي ارغواني تيره است. گفته مي شود، اين برنج توانايي افزايش سازگان ايمني بدن را داراست و در ترميم زخم ها يا شكستگي استخوان ها، هنگامي كه با علف چيني خورده شود و يا بر روي زخم قرار داده شود، بسيار مؤثر است. بنابراين، برنج جيا گونو براي معا لجه سكستگي استخوان معروف شده است.

 

اصلاح زادشناختي برنج سياه در چين

 

از ميانه سال 1980 تا اواسط 1990 اوج زادگيري (Breeding) برنج سياه در چين بود. اهداف اصلي برنامه اصلاح برنج سياه عبارت بودند از:

1)   ظرفيت توليد بالاي آن

2)   قد كوتاهي (105 – 90 سانتي متر)

3)   ايجاد مقاومت نسبي به بيماري ها و آفات به ويژه بلاست

4)   ضخيم كردن پوشش دانه و لايه آلورن با رنگ سيا و ارغواني تيره

5)   كاهش دوره رشد تا برداشت محصول

6)   كيفت خوب تبديل به برنج سفيد در كارخانجات برنج كوبي

 

تا كنون، 54 رقم برنج سياه جديدي با محصول بالا، كيفيت خوب و مقاوم به امراض معرفي شده اند. بيش تر ارقام سياه – ارغواني هندي و ژاپني واكسي درجنوب غربي و مركزي چين ارائه شده اند، درحالي كه، اغلب ارقام سياه واكسي هندي در جنوب چين اصلاح شده اند.Shangnongheinuo به روش انتخاب بوته گياه از نوع Huishuihei، يك رقم سياه محلي در استان گيزو، اصلاح شده است. Shangnongheinuo ، يك برنج سياه تيره با دانه هاي بزرگ، كيفيت خوراكي بسيار عالي، محتويات فسفر و كلسيم زياد بوده و بازده توليد آن 5/4 تا 25/5 تن برهكتار است. اين برنج به عنوان منبع اصلي غذاي سياه، نوشابه هاي سياه و شراب سياه در استان شان قايي شناخته شده است. رقم Xiangheimi در گوآنگ زي، يك رقم سياه جديدي با عطر زياد است كه به روش انتخاب بوته از جمعيت رقم محلي Xiangzhan خالص شده است. مقدار آميلوز درون دانه آن 3/8 درصد و داراي ارزش غذايي فراوان بوده و براي پختن حليم سياه به منظور غذا درماني مورد استفاده قرار مي گيرد. از رقم Guangdong به روش دورگ گيري و انرژي تشعشعات هسته اي به يك رقم سياه هندي به نام Heiyouzhan با نشانويژگي هاي زير دست يافته اند: بازده محصول زياد (5/6 – 6 تن بر هكتار)، محتويات پروتيين دانه 1/13 درصد، چربي 06/3 درصد، مواد فيبري 9/3، غني از نظر اسيدآمينه ليزين، ويتامين B1 ، آهن، روي، كلسيم و فسفر (به طور كلي 50 – 20 درصد بيش تر از برنج هاي سياه محلي رايج). هيوزان در بيش از 300000 هكتار مزارع برنج چين كشت مي شود.

 

 

توزيع جهاني ذخاير برنج هاي سياه

                                     

نام كشور

در صد زير كشت

چين

6/61

ژاپن

9/0

فيليپين

3/4

تايلند

7/1

ويتنام

7

لائوس

3/0

آندونزي

2/7

ما لزي

2/2

برمه

4/1

نپال

3/0

سريلانكا

6/8

هند

1/5

بنگلادش

1/4

پاكستان

2/0

ليبي

3/0

نيجريه

3/0

ساير كشورها

7/0

 

 

وراثت زنگيزه

           

            دانشمندان زيادي وراثت رنگيزه را در دانه مورد بررسي قرار داده اند. مو (1963) رقم فوكو (يك رقم سفيد) را با كينگ زن – 5 ( يك رقم برنج سرخ) تلاقي داد و مشاهده كرد كه دانه هاي نسل اول اين تلاقي، قهوه اي هستند. درحالي كه، دانه هاي نسل دوم به نسبت 3 عدد سرخ : 1 عدد سفيد بودند. اين آشكار مي سازد، رنگ سرخ به وسيله يك ژن غالب كنترل مي گردد. زيونگ ( 1992 ) و وو  و هانگ (1998 ) گزارش كردند، صفت رنگ سرخ دانه ها، به وسيله دو ژن غالب مكمل كنترل مي گردد. گو و همكاران (1990 ) سه رقم برنج سياه را با ارقام رايج جفت گيري داده و دريافتند كه در F1 از نظر رنگ دانه داراي غالبيت ناقص است، در حالي كه، F2  هفت نوع رنگ را نشان مي دهد: سياه تيره، ارغواني تيره، ارغواني، قهوه اي تيره، قهوه اي متوسط، قهوه اي روشن و بي رنگ ( سفيد روشن). نسبت گياهان رنگي به بي رنگ 1 : 63 مي باشد. بنابراين، ملاحظه گرديد كه سياه به وسيله حد اقل سه جفت ژن با دوز مؤثر كنترل مي شود.

            براساس نتايج وو و هانگ (1998)، رنگيزه برنج واكسي سياه، نوعي آنتوسيانين با ماهيت رنگ سرخ است. هنگامي كه مقدار آنتوسيانين به سطح بالايي مي رسد، پوشش دانه سرخ مي گردد. سه ژن وجود دارد كه رنگ دانه را تعيين مي كند:

            1 - ژن "C " ژن توليد كرموژن پايه است كه در كروموزوم شماره 6 با چهار ژن آلل دوگانه، با ظرفيت رنگ < CBP < CBQ < CBr  CB قرار گرفته است.

            2 - ژن A تبديل كرموژن را به آنتوسيانين كنترل مي كند كه بر روي كرموزوم شماره 4 با حد اقل چهار ژن آلل دوگانه ( AE < A < AB < AD ) تعبيه شده است.

            3 - ژن "pb " بر روي كرموزوم هفتم كه محل پيدايش رنگيزه را تعيين مي كتد، قرار گرفته است. بدون "pb" حتي با وجود ژن هاي " C " و  " B " رنگ سياه نمي تواند بروز يابد.

 

برنج های رنگی - مترجم: فردوس عادلی مسبب

برنج رنگي

 

برنج هايي كه رنگ زير پوسته آن ها، سرخ، ارغواني يا سياه، حاوي مقادير زيادي از رسوبات رنگيزه هاي آنتوسيانين در لايه هاي مختلف پريكارپ، پوشش دانه و آلورن باشد، به برنج هاي رنگي معروفند. مساحت بيش از 400000 هكتار از مزارع چين به تئليد برنج هاي رنگي اختصاص يافته است، كه بيش از 26/1 درصد سطح زير كشت برنج اين كشور است. كارگران چيني اظهار مي كنند كه برنج سرخ داراي مقادير زيادي از آهن، روي مي باشد، و برنج ارغواني و سياه از نظر عناصر كمياب گوناگون مانند: منگنز، كلسيم، موليبدن و ويتامين هاي C، B1 ، B6 و B12 غني هستند. اين رنگ مربوط به برنجي است كه فقط پوسته هاي اول آن يعني لما و پاله آ جداشده باشد. اين برنج ها در فرآيندهاي صنايع غذايي و نمايش هاي تشريفاتي مورد استفاده قرار مي گيرد. برنج هاي رنگي براي درست كردن كيك، بيسكويت، كيك سال نو، شراب برنج، حليم، رشته، كوفته كله گنجشكي و ساير غذاها به كار مي رود. غذا هاي سياه رنگ طبيعي در چين خيلي رواج دارند. مترجم: برنج هاي رنگي در ايران، برنج هاي هرز ناميده مي شوند و مانند علف هاي هرز با آن ها رفتار مي گردد. متأسفانه، اين نوع علف هاي هرز تا پيش از خوشه دهي قابل شناسايي نيستند.

  

 برنج سرخ

 

در تعداد زيادي از كشورهاي آسيايي، برنج سرخ توزيع يافته است. در جنوب شرقي و شرق چين كمونيست، برنج سرخ اغلب، به زيرگونه هندي تعلق دارد. مطابق اطلاعات بانك ژن چين، از 31663 رقم جمع آوري شده، 7/20 در صد آن ها دانه هاي سرخ هستند. ارقام محلي سرخ در مقابل شرايط محيطي نا مناسب مانند: خاك هاي نامرغوب و مناطق مرتفع، تحمل زيادي دارند. بيش ترين برنج هاي سرخ براي بهبود كيفيت خوراكي و پخت، در كارخانه هاي برنجكوبي قابل تبديل به برنج هاي سفيد هستند. برنج هاي سرخ تبديل نشده به سفيد، خوش پخت نبوده و مصرف كننده آن را نمي پسندد. مترجم: ارقامي وجود دارند كه تمام آندسپرم ( درون دانه ) آن ها سرخ است و قابل تبديل به برنج سفيد نيست. بعضي از فروشندگان، برنج هاي قرمز سفيد شده را به علت شباهت آن ها از نظر شكل دانه با رقم برنج حسني به جاي حسني به خريداران مي فروشند. يكبار چيزي نمانده بود سر مترجم كلاه رود، كه زود فهميد.      

برنج كاري - 8 مترجم: فردوس عادلی مسبب

سازگان غذايي – خاك – گياه در برنج آبي

زراعت بدون درك سازگان آن مانند مسافرت با گاري بسته شده به گوساله كور است.

     سازگان هاي زراعت برنج در جهان به دو نوع اصلي ديم و آبي تقسيم مي شوند. حدود سه چهارم مناطق كشت برنج جهان به صورت آبي يا غرقابي است. گياه برنج داراي ماهيت نيمه آبي بوده و سازگان غذايي – خاك – گياه آن از ديم كاملا متفاوت است. گياه برنج به علت سازش تنكارشناختي و اندام شناختي آن كه در اكسيداسيون محيط اطراف ريشه كمك مي كند، در محيط غرقابي خاك كاملا زنده مي ماند. زراعت برنج در سازگان آبي، محصولات بيولوژيك فراواني را توليد مي كند. خواص شيمي فيزيكي، الكتروشيميايي و زيست شيميايي خاك هاي غرقابي از خاك هاي ديم يا هوادهي شده كاملا متفاوت است. فهم سازگان غذايي – خاك – گياه به منظور اصلاح غذايي و تأمين آب مصرفي زراعي لازم است.

 

سازگان خاك

 

هنگامي كه خاك باتلاقي يا غرقابي است، رسيدن اكسيژن به ريشه گياه از راه خاك مشكل تر است. فراگرفتن آب در سطح خاك، خلل و فرج آن را تغيير مي دهد. انتشار مولكولي اكسيژن از راه آب جاري ممكن است با مقادير متفاوتي انجام شود. به علت وجود پوشش آبي در سطح خاك، انتشار اكسيژن با ضريب بيش تراز 10000 مرتبه كاهش مي يابد. مقاديري از اكسيژن حبس شده در فضاهاي خاك، توسط باكتري هاي بي هوازي به سرعت مصرف مي گردد. در طول روز يا با غرقاب كردن خاك هاي نواحي گرمسيري در زمان بارندگي، كاهش اكسيژن بيش تر مي شود.

 

1 - قدرت اكسيداسيون و احياي خاك

    

قدرت اكسيداسيون و احياي خاك، خاصيتي شيمي فيزيكي است كه در خاك هاي غرقابي و آبياري با آب باران تفاوت دارد. كاهش قدرت اكسيداسيون و احياي خاك در نتيجه تغيير الكتروشيميايي ناشي از غوطه ور شدن خاك است. خاك هاي خوب تهويه شده با قدرت اكسيداسيون و احياي 400+ ميلي ولت يا بيش تر مشخص مي شود، در صورتي كه خاك هاي غرقابي، اگر داراي فرآيند احيايي شديد باشند، داراي قدرت اكسيداسيون و احياي كم تر از 300- ميلي ولت خواهند بود. در شرايط فقدان اكسيژن، مصرف بي هوازي سازندگان خاك مانند نيترات ها، اكسيدهاي منگنز، اكسيدهاي فريك، سولفات ها و كربنات ها به عنوان گيرنده الكترون در خاك كاهش مي يابد.  

 

2 - مناطق اكسيدي و احيايي خاك

    

     خاك باتلاقي همه جا فاقد اكسيژن نيست. غلظت اكسيژن در لايه هاي سطحي خاك به ضخامت چند ميلي متر خيلي بالاست و شايد مقداري از آن وارد خاك زيرين گردد. منطقه فاقد اكسيژن يا لايه احيايي، بين اين لايه هاي اكسيژن دار شده، قرار مي گيرد. در اين منطقه ريشه اصلي گياه برنج است. لايه سطحي، در سطح مشترك آب – خاك است كه از نظر اكسيژن غني بوده و با رنگ قهوه اي و انواع مواد معدني اكسيد شده گوناگون مانند ­ Fe+3­­­ ، Mn+4 ، NO3 ، SO­4 و موجودات ذرّه بيني هوازي، مي تواند تشخيص داده شود. اين موجودات هوازي در هوادهي خاك مي توانند نقش داشته باشند. خاك غني از نظر مواد آلي و هوميك شامل لايه نازك اكسيد شده ها هستند، كه به دليل مصرف زياد اكسيژن توسط موجودات ريز هوازي به وجود آمده اند، درصورتي كه خاك هاي فقير از نظر مواد آلي مانند خاك هاي شني و سرخ، اين لايه ممكن است به ضخامت چندين سانتي متر باشد.

. هنگام گل آلود كردن خاك زير اين لايه اكسيد شده، غلظت اكسيژن به سرعت كم مي شود و با افزايش عمق آن، فاقد اكسيژن مي گردد. شرايط بي هوازي در اين لايه فراهم مي گردد. در نتيجه روند احياء زيست شناختي در اين لايه، تجمع يون هاي شيميايي احياء شده مانند:NH4 , Fe+2, Mn+3, H2S,  و محصولات تنفس بي هوازي مشابه CH4  و H2 و غيره،زياد مي گردد.

پرسش و پاسخ درباره برنج هيبريد نویسندگان: حمید درستی و مریم حسینی

پرسش و پاسخ درباره برنج هيبريد                 

نويسندگان: حميد درستي و مريم حسيني

 مندرجات

1-    برنج هيبريد چيست ؟

2-    تفاوت توليد بذر در برنج معمولي و برنج هيبريد كدام است ؟

3-  واريته هاي با عملكرد بالا ، واريته هاي مدرن ، واريته هاي معمولي و تيپ هاي        جديد برنج 
 (
Super Rice) چه نوع واريته اي هستند وتفاوت آنها با برنج هيبريد چيست ؟

4-    نيرومندي و قدرت هيبريدي چيست ؟

5-    امروزه چه واريته اي از  برنج هيبريد توسط كشاورزان كشت مي شود ؟

6-    كشاورزان در صورت كشت برنج هيبريد چه ميزان افزايش عملكرد بدست خواهند آورد ؟

7-    عمليات كشت برنج هيبريد و كشت برنج معمولي چه تفاوتي با يكديگر دارند ؟

8-    چرا كشاورزان نمي توانند از برنج هيبريد بذرگيري نمايند ؟

9-     براي كشت برنج هيبريد چه مقدار هزينه مي شود ؟

10-كشاورزان با كشت برنج هيبريد چقدر سود خواهند برد ؟

11-آيا برنج هيبريد مي تواند كشور مارا به سمت  خودكفايي هدايت كند ؟

12- موسسه تحقيقات برنج چه برنامه اي در خصوص گسترش برنج هيبريد در دستور كار خود دارد ؟

13- فناوري توليد بذر هيبريد توسط چه ارگاني كنترل و هدايت خواهدشد ؟

14-كدام كشور در كشت برنج هيبريد به موفقيت رسيده است ؟

15-چه ارگاني از برنامه كشت برنج هيبريد حمايت خواهد كرد ؟

 
پيش گفتار

 

يكي از مهمترين پيشرفت هاي انجام شده در زمينه اصلاح گياهان زراعي توليد گياهان هيبريد بود كه در سال 1930 در مورد گياه ذرت  اتفاق اقتاد . اين امر بهنژادگران را تشويق نمود تا به دنبال ارقام هيبريد در محصولات ديگر نظير برنج باشند . بدليل اهميت اين محصول در ايجاد امنيت غذايي واشتغال براي اقشار كم در آمد اغلب كشورهاي آسيايي در دو دهه گذشته تمهيدات مناسبي جهت توليد برنج براي جمعيت در حال رشد خود داشتند چون انتظار مي رود، تقاضا براي برنج در ربع قرن آينده به خاطر افزايش جمعيت گسترش يابد . بنابراين، به منظور مقابله با فشار جمعيتي آينده بايد محصول بيش تر در واحد سطح توليد گردد تا جوابگوي نياز غذايي آينده باشد. اين افزايش توليد بايد در زمين كم تر، با نيروي كاركم تر و نيز آب كم تري توليد گردد . بنابراين، استفاده از پديده هتروزيس وتوليد برنج هيبريد يكي از راهكارهاي مقابله با اين چالش است . 

مجموعه اين پرسش و پاسخ ، در واقع مقدمه اي بر آشنايي بيش تر با فناوري برنج هيبريد است كه جهت مطالعه كارشناسان ، مروجان وكشاورزان پيشرو تدوين گرديد. اميد است، اين نشريه گام مثبتي جهت معرفي برنج هيبريد به جامعه كشاورزي ايران باشد .

برنج هيبريد چيست ؟

 

رقم هيبريد در واقع اشاره به بذر  F1  دارد كه از راه مستقيم از تلاقي دو والدي كه از نظر ژنتيكي متفاوت هستند ، توليد مي گردد. در اين ارقام  ، صفات كيفي و مفيد هر دو والد با هم تركيب شده و منتج به پديده اي به نام نيروي هيبريدي (Hybrid  vigor ) يا Heterosis (برتري هيبريد نسبت به والدين) مي گردد.از آنجائي كه نشاهاي جوان داراي قدرت رشد بالاتر و گياهان بالغ نيز صفات زايشي بهتري از خود نشان مي دهند ، لذا اين فاكتور ها باعث عملكرد بيشتر در مقايسه با برنج هاي معمولي وحتي لاين هاي اينبرد (خالص) مي شوند . بنابراين، مي توان دركشت برنج هيبريد با اعمال مديريت صحيح زراعي عملكرد را تا 25 درصد افزايش داد.

تفاوت توليد بذر در برنج معمولي و بذر هيبريد كدام ا ست ؟

 

 امروزه بيش از 15 الي20 رقم برنج اصلاح شده توسط كشاورزان كشت مي شود كه همه آنها در موسسه تحقيقات برنج رشت و ساير مراكز تحقيقاتي اصلاح شده اند. تمام ارقام معمولي كه كشت مي شوند از برنج هاي اينبرد محسوب  مي شوند چون از راه خود گشني خالص شده اند . گل هاي برنج شامل هر دو اندام زايشي نر ( پرچم) و ماده (كلاله)  مي باشد ، اين اندام ها به گياه اجازه مي دهد تا بطور دائمي از طريق خود گشني بدون دخالت بشردوباره تجديد نسل كند. اين بدين معني است كه مي توان از محصول بر داشت شده ارقام اينبرد (خالص)  بعنوان بذر ، براي كشت فصل ديگر استفاده نمود .

 ازسوي ديگر همان طوري كه در پرسش پيشين بيان شد يك رقم هيبريد ، حاصل تركيب دو والد است  بنابرين بايستي هميشه بذور جديد از طريق دگر گشني براي كشت در فصل بعد توليد شود. اين بذوركه داراي اندازه هاي مختلف هستند ممكن است بي رنگ وحتي نيمه بارور باشند و نيز پوسته هاي بذر (لما وپالئا ) پس از رسيدگي قدري باز بمانند ومعمولاً در مقايسه با ارقام اينبرد (خالص ) بذر آنها سبكتر است . با اين توصيف براي بدست آوردن بهترين صفات ، دولاين والديني را باهم تلاقي داده واز تركيب آنها گياه هيبريد بدست مي ‏‏‏آيد . گرده افشاني معمولا به كمك ابزار طبيعي وشيميايي انجام مي گيرد. بذور برداشت شده از گياه هيبريد نمي تواند براي كشت مجدد استفاده شود ، زيرا نيروي هيبريدي گياهان نسل بعدكم مي شود و كا هش عملكرد وغير يكنواختي در گياهان كشت شده مشاهده خواهد شد.

 

واريته هاي با عملكرد  بالا، واريته هاي مدرن ، واريته هاي معمولي و تيپ هاي جديد

 

برنج  (Super Rice ) چه نوع واريته اي هستند وتفاوت آنها با برنج هيبريد چيست ؟

 

واريته هاي  برنج با عملكرد بالا ، واريته هاي  مدرن ونيز ارقام معمولي وهمچنين تيپهاي جديد برنج (Super Rice ) اصطلاحاتي هستند كه براي تمايز اين ارقام از واريته سنتي وبومي بكار مي روند . واريته هاي بومي معمولاً داراي ارتفاع بوته بلند و در شرايط نامساعد جوي در مراحل قبل از برداشت به آساني ورس مي‌كنند  و نيز داراي عملكرد پايين و ديررس مي باشند . تعداد پنجه آنها كم وغالبا ًحساس به آفات وامراض رايج منطقه هستند ، و گاهاً ريزش دانه آنها نيز زياد است . البته اين ارقام داراي عطر و طعم وكيفيت پخت وخوراك خوبي هستند  نظيرارقام دم زرد ، دمسياه ، طارم محلي ونيز ارقام باسماتي هند وپاكستان .

اصطلاح واريته هاي با عملكرد بالا ، واريته هاي مدرن ونيز واريته هاي معمولي به يك معني است. اين واريته ها با ارتفاع كوتاه تا متوسط وداراي دوره رشد  متوسط مي باشند وغير حساس به طول روز ( فتوپريود) بوده بنابراين در شرايط محيطي مناسب تا دو بار قابل كشت هستند وداراي عملكرد نسبتاً خوبي‌اند ومتحمل به آفات وبيماري بوده و پاسخ مثبتي نسبت به ازت از خود نشان مي دهند.

تيپ هاي جديد برنج (Super Rice ) واريته هايي هستند كه براي نياز فشار جمعيتي آيندهطراحي شده اند. اهداف اصلاحي در اين واريته ها عملكرد 12 تن در هكتار با دوره رشد 120 روزه مي باشد كه از طريق فناوري زيستي وتغيير در ساختار و معماري گياه برنج بدست مي آيد كه داراي پنجه هاي كم ، 5 تا 6 پنجه ونيز تعداد دانه بيشتر و سنگين تر در خوشه وهمچنين سيستم ريشه اي بلند و وسيع تر مي باشند و كارايي بيشتري در مصرف آب ومواد غذايي دارند ، بديهي است مقاومت بيشتري نيز به آفات وامراض از خود نشان مي دهند بهر حال اين الگوي جديد برنج هنوز در حال تكامل واصلاح مي باشد و تا سال 2006 ميلادي به بازار خواهد آمد .

علاوه بر اين واريته هاي بومي ، ارقام با عملكرد بالا ونيز واريته هاي مدرن وارقام معمولي وهمچنين تيپهاي جديدبرنج آينده از يك جهت داراي وجه مشترك مي باشند وآن اينكه همه آنها خود گشن بوده وشباهتي به برنج هيبريد ندارند !

 

رقم محلي

نيرومندي و قدرت هيبريد ي چيست ؟

 

رقم هيبريد برتر

اين قدرتمندي به مفهوم  برتري هيبريدها نسبت به والدين است كه تنها به گياهان هيبريد نظير ذرت ،برنج و ... مربوط مي شود و مترادف با اصطلاح هتروزيس است .كه اشاره به رشد رويشي و زايشي سريع درگياه برنج هيبريد دارد. چون ريشه هاي نشاء جوان برنج هيبريد سريع رشد مي كند وسطح برگ توسعه خوبي پيدا كرده وتاج پوشش (كانوپي ) بهتري از خود نشان مي دهد و كل ماده  خشك گياه افزايش يافته ، تعدادگلچه هاي بيشتري در واحد سطح توليد كرده و وزن دانه زياد مي گردد در نتيجه عملكرد بيشتري خواهند داد .اين پديده قدرتمند در ارقام هيبريد با عث همكاري بيشتري بين صفات مفيد لاينهاي والديني شده لذا براي اينكه واريته هاي هيبريد خوبي داشته باشيم بايستي در انتخاب والدين دقت نمود تا مكمل يكديگر بوده واز نظر خصوصيات زراعي همديگر را كامل نمايند .

 

امروزه چه واريته اي از برنج هيبريد توسط  كشاورزان كشت مي شود؟

 

در حال حاظر يك واريته برنج هيبريد در دسترس مي باشد كه توسط موسسه تحقيقات برنج توليد شده است و سه لاين خوش آتيه واميد بخش ديگر نيز در دست مطالعه قرار دارد . رقم هيبريد جديد در مناطق استان گيلان نواحي پير بازار ، آبكنار انزلي و كياشهر ودر استان مازندران ،ايستگاه تحقيقات چپر سر و آمل مورد آزمايش قرار گرفته و طي سالهاي مختلف عملكرد قابل توجه اي از خود نشان داده است .ميانگين عملكرد در سال 81 در رشت 5/6 تن در هكتار ودر پيربازار وانزلي 5/7 تن در هكتار  ودر ايستگاه چپر سر تنكابن 7 تن در هكتار برآورد گرديد .در سال زراعي 1382 در روستاي  پيربازار 5/8 تن در هكتار وآبكنار انزلي بيش از 5/13 تن در هكتار محصول استحصال گرديد.بعلاوه اين رقم جديد به بيماري بلاست مقاومت دارد ومقدار آميلوز آن در حد متوسط  (7/21 ) است كه پس از پخت نرم باقي مي ماند و همانند ارقام بومي داراي عطر و طعم مي باشد ودوره رشد آن از زمان بذر پاشي تا برداشت در حدود 130-125 روز مي باشد و بطور كلي نسبت به ارقام اصلاح شده مانند خزر ، سپيد رود و بجار از لحاظ كيفي وكمي برتري دارد .

 

كشاورزان درصورت كشت برنج هيبريد، چه ميزان افزايش عملكرد بدست خواهند آورد؟

 

 نتايج كشت رقم هيبريد در سطوح محدود و آزمايشات On farm (آزمايش در شرايط زارع ) و طرحهاي تحقيقي و تر ويجي در سالهاي 80 ، 81 و 82  در منا طق مختلف استانهاي شمالي روند افزايش عملكرد را نشان مي‌دهد كه با اعمال مديريت صحيح زراعي بدست آمده است بطوريكه نسبت به ارقام بومي حدود 3-5/2 تن و نسبت به ارقام اصلاح شده تا 2تن در هكتار افزايش عملكرد داشته است . حداكثرعملكرد در روستاي آبكنار انزلي 5 /13 تن در هكتار برآورد شد. ضمن آنكه از ضريب تبديل و كيفيت پخت  بهتري نسبت به ارقام اصلاح شده  همچون خزر و سپيدرود برخوردار است .بنابراين با كشت وتوسعه برنج هيبريد سود قابل توجهي عايد كشاورزان مي گردد ، بديهي است منوط بر تعيين قيمت پايه براساس ارقام اصلاح شده توسط ارگان هاي ذيصلاح مي باشد .

 

عمليات كشت برنج هيبريد و برنج معمولي چه تفاوتي با يكديگر دارد ؟

 

 كشت برنج هيبريد دقيقاً شبيه كشت برنج معمولي مي باشد البته بايد توجه داشت كه مديريت توليد نشاء برنج هيبريد نياز به توجه و دقت بيشتري در خزانه دارد. نشاء برنج هيبريد بايد قوي و ريشه هاي آن توسعه كامل پيدا كند و در هنگام خارج كردن از خزانه صدمه نبيند . رعايت اين توصيه ها به بوته هاي برنج هيبريد اجازه مي دهد تا نيرومندي و قدرت هيبريدي را در مراحل اوليه رشد رويشي حفظ وآشكار سازند و همچنين افزايش تعداد گلچه‌ را در مراحل زايشي تامين نمايند . اين امر بدين معني است كه ارقام برنج هيبريد عملكرد بيشتري را با همان نهاده هايي كه در ارقام معمولي استفاده ميشود، توليد  خواهند كرد.

 

نكات مهمي كه كشاورزان براي كشت برنج هيبريد بايد مورد توجه قرار دهند ، عبارتند از :

1- استفاده از بذر جديد براي كشت در هر فصل زراعي يعني كشاورزان نمي توانند از مزرعه برنج هيبريد براي كشت درسال آينده بذر گيري كنند .

2- استفاده از 20 كيلوگرم بذر هيبريد براي كشت در يك هكتار به جاي 100-80  كيلوگرم بذر ارقام بومي .

3- بكاربردن كود دامي در خزانه بمنظور نرم و سست كردن خاك تا نشاء ها به آساني كنده شوند و ريشه هاي جوان صدمه اي نبينند.

4- بذرپاشي تنك ، بطوريكه به ازاي هر متر مربع بستر خزانه 50  الي 75 گرم بذر پاشيده شود. بنابراين 20 كيلوگرم بذر هيبريد بترتيب در سطح 400  و 270 مترمربع سطح خزانه بكار مي رود.

5-   نشاء كاري با تعداد 2-1 نشاء بجاي 6-5 نشاء در هر كپه انجام گيرد.

6-   فواصل نشاء بين رديف و روي رديفها 25×25 سانتي متر باشد.

 

چرا كشاورزان نمي توانند ازبرنج هيبريد بذرگيري نمايند ؟

 

چون پديده هتروزيس فقط مربوط به نسل اول مي باشد .اگر كشاورزان از ارقام معمولي براي كشت استفاده نمايند ، مي توانند  براي نسل بعد بذر گيري كنند . اما بذري كه براي برنج هيبريد بكار مي رود بايد براي هر فصل تازه و جديد باشد در غير اينصورت بوته هاي حاصل از نظر ارتفاع و زمان رسيدگي غير يكنواخت شده و عقيمي درخوشه زياد مي گردد ونيز  بخاطر كاهش قدرت هيبريدي عملكرد نيز حدود 20 درصد كاهش مي يابد . بنابراين براي دست يابي به عملكرد خوب و يكنواختي در ارتفاع بوته ها ورسيدگي همزمان و در نهايت كسب سود بيشتر، بايستي بذور جديد هيبريد  براي  هر فصل زراعي مجدداً تهيه شود .

كشت برنج هيبريد چقدر هزينه دارد ؟

چون كشاورزان فقط 20 كيلوگرم بذر هيبريد در مقايسه با 100-80 كيلوگرم ارقام معمولي در هر هكتار بكار مي برند ، در كاهش هزينه  كشت برنج هيبريد تاثير  مي گذارد . 20 كيلوگرم بذر هيبريد از قرار كيلوئي 15000 ريال به ارزش 300000 ريال مي باشد . اما براي ارقام معمولي از قرار كيلويي 4500 ريال چيزي در حدود 450000  – 360000 ريال برآورد مي گردد ، بعبارت ديگر هزينه تهيه بذر به همان ميزاني است كه كشاورزان در حال حاضر بكار مي برند . بنابراين هزينه اضافي در تهيه كود آلي و مصرف آن در خزانه، بذر پاشي تنك وجين علفهاي هرز و مواظبت بيشتر در خارج كردن نشاء و نشاءكاري با 2-1 نشاء در هركپه ونيز واكاري كپه هاي از بين رفته مي باشد. براساس مطالعات انجام شده ميانگين هزينه اي كه كشاورزان با كشت برنج هيبريد متحمل مي شوند با هزينه توليد ارقام معمولي تفاوت معني داري ندارد .

 

كشاورزان با كشت برنج هيبريد چقدر سود خواهند برد ؟

 

 توليد برنج هيبريد تجارتي با عملكرد تقريبي 7 تن در هكتار حدوداً يك ميليون تومان درآمد خالص دارد و براساس داده هاي بدست آمده و محاسبات متداول فني ، يك كشاورز با كشت برنج هيبريد مي تواند ، سودخالص قابل توجهي بدست آورد . حداقل اين سود 800 هزار تومان در هر هكتار نسبت به كشت ارقام معمولي مي باشد . هر افزايش عملكردي در حد بيش از 6 تن در هكتار به روشني معلوم مي كند كه سود قابل توجهي خوا هد داد . شايان ذكر است كه توليد بذر هيبريد مي تواند فرصتهاي شغلي فراواني براي كسب درآمد جديد جهت توليد كنندگان بويژه روستائيان ايجاد نمايد. براساس بررسي هاي انجام شده ميانگين هزينه توليد بذر هيبريد  7 ميليون  ريال در سطح مزارع كشاورزان و 5/7 ميليون ريال درايستگاههاي تحقيقاتي است. اگر درهر هكتار يك تن بذر هيبريد(F1 ) توليد شود. بنابراين يك توليد كننده بذر مي تواند 800 هزار تومان سود خالص در هرهكتاربدست آورد . البته توليد بذر( F1 ) تا 3 تن در هكتار دور از دسترس نيست بديهي است به همان نسبت سود بيشتري عايد توليد كننده خواهد شد .

 

آيا برنج هيبريد مي تواند كشور ما را به سمت خودكفايي هدايت كند ؟

 

 برنج هيبريد يك فناوري كاربردي وكليدي است كه مي تواند كمك فراواني درافزايش توليد برنج داشته باشد . ميزان واردات مورد نيازكشور بين 700-600  هزار تن در سال مي باشد و باكشت ارقام برنج هيبريد با افزايش عملكرد حداقل  1  تن در هكتار ، مي توان واردات برنج را تا حد قابل ملاحظه اي كاهش داد و كشور را در زمينه توليد برنج به خودكفائي نزديك نمود . شايان ذكر است با توجه به افزايش عملكرد  2 الي 5/2 تن در هكتار ارقام برنج هيبريد ، و كشت آن در سطح 50 هزار هكتار از مزارع شمال كشور ، مي تواند ميزان واردات برنج را تحت تاثير قرار دهد . مضافاً براساس پيش بيني سازمان مديريت و برنامه كشور تا سال 2016 ميزان برنج مورد نياز بالغ بر 6 ميليون تن بر آورد گرديده كه با توجه به محدوديت در گسترش سطح كشت ،  بايستي ارقامي با عملكرد 12 تن در هكتار داشت تا پاسخي بر فشار جمعيتي آن سال ها داشته باشيم . لذا اصلاح ارقام هيبريد افق روشني را پيش رو مي گذارد .

 

موسسه تحقيقات برنج كشور چه برنامه اي در خصوص گشترش برنج هيبريد در كشور در دستور كار خود دارد ؟

 

بخش تحقيقات اصلاح بذر فعاليت خود را در سال هاي اخير در زمينه برنج هيبريد توسعه داده است و به كارگيري تكنولوژي برنج هيبريد را يكي از را هكارهاي اصلي برنامه توليد برنج مي داند. تحقيقات برنج هيبريد و گسترش توليد بذر، آموزش نيروها و تشريح فن آوري و اطلاع رساني فعاليت ها از آغاز برنامه در دستور كار محققين موسسه بوده است.

موسسه تحقيقات برنج هدايت گر و پشتيبان برنامه هاي بخش اصلاح بذر در خصوص برنج هيبريد مي باشد و امكانات مالي پروژه ها را بعهده دارد و هماهنگي لازم در زمينه ارتباط با مراكز ملي و بين المللي در خصوص پروژه برنج هيبريد را رهبري و هدايت مي كند.

 
فناوري توليد بذر هيبريد توسط چه ارگاني كنترل وهدايت خواهد شد ؟

 

تكنولوژي توليد بذر هيبريد مي تواند فرصتهاي شغلي فراواني را در روستا ها ايجاد نمايد . وحتي شركتهاي خصوصي مي توانند در عرصه توليد بذر فعاليت داشته باشند و تعاونيهاي توليد بذر نيز مي توانند نسبت به توليد آن اقدام نمايند و بذر توليد شده را بين اعضاء توزيع نمايند . همينطور دور از انتظار نخواهد بود كه كشاورزان پيشرو با آموزش هاي لازم، قسمتي از زمين خودرا به توليد بذر اختصاص دهند . موسسه تحقيقات برنج مي تواند دركنترل و نظارت طي مراحل توليد نقش مهمي ايفا  نمايد و آموزش مداوم به توليد كنندگان بذر بايد در دستور كار  موسسه قرارگيرد. و كميته هاي علمي وتخصصي در موسسه ايجاد گردد تا كنترل و گواهي بذر هيبريد را از توليد تا توزيع آن بعهده گرفته و در حل مشكلات و موانعي كه در مسير توليد ايجاد مي گردد با فراهم نمودن تسهيلات مرتفع نمايد . همچنين مساعدت و همكاري لازم با توليد كنندگان بذر براي استفاده از كمك هاي اقتصادي نظير وام بانكي و غيره داشته باشد .

موسسه تحقيقات برنج، توليد بذور پايه را بعهده گرفته و توليد بذور هيبريد توسط تعاوني ها و شركت هاي خصوصي با نظارت موسسه انجام خواهد گرفت.

 

چه كشورهايي دركشت برنج هيبريد به موفقيت دست يافته اند ؟

 

كشور چين 15 ميليون هكتار ، هندوستان 200000 هكتار ، ويتنام 480000 هكتار ، فيليپين 90000 هكتار، بنگلادش 20000هكتار از زمين هاي خود را به كشت برنج هيبريد اختصاص داده اند . تكنولوژي برنج هيبريد به كشور چين كمك كرده ا ست تا توليد برنج خودرا از 150 ميليون تن در سال 1978 به 188 ميليون تن در سال 1990 برساند . اين كشور بااحتساب 50 درصد از كل زمينهاي تحت كشت برنج ،20 درصد برنج دنيا را فراهم مي كند . بخاطر افزايش عملكرد ارقام هيبريد ، دولت مردان كشور چين ، دو ميليون هكتار از زمين هاي مستعد را از كشت برنج خارج نموده به محصولات ديگر اختصاص دا دند .

بعلت شرايط خاص آب وهوايي ، ميانگين عملكرد ارقام بومي در كشور مصر به حدود 8-7 تن در هكتار مي رسد با اين وضع اين كشور تمايل دارد در زمينه برنج هيبريد سرمايه گذاري نمايد تا ميزان نياز  خود را در زمين كمتري تامين نمايد وزمين هاي بيشتري را به محصولات ديگر اختصاص دهد. در حال حاضر، تحقيقات گسترده اي در زمينه برنج هيبريد در 17 كشور جهان در حال انجام است .

 
چه ارگاني برنامه برنج هيبريد را درايران حمايت مي‌كند؟

 

وزارت جهاد كشاورزي تنها حامي پروژه برنج هيبريد است ولي بخاطر اهميت موضوع مي توان از F.A.O ) سازمان خواروبار جهاني ) در برنامه هاي TCP (همكاري در برنامه تكنولوژيكي) و يا بانك توسعه آسيايي و حتي بطور غير مستقيم از طريق آژانس هاي بين الملي نظير  ) JICA آژانس همكاري بين المللي كشاورزي ژاپن ) بهره جست . شايان ذكر است كه بمنظور حمايت از كشاورزان سخت كوش و پرتلاش ، بايد تمام توان خودرا بكار بنديم و ارگان هاي مسئول مستقيم و حتي غير مستقيم را با استدلال قوي متقاعد نماييم تا نسبت به خريد مازاد بر توليد ارقام پرمحصول نظير برنج هيبريد براي كاركنان خود اقدام نمايند تا حمايت گسترده ودلگرمي بيشتري براي توليد كنندگان فراهم گردد .

اطميناً داريم كه اين مجموعه خالي از اشكال نيست ، اما اميدواريم محتويات اين نشريه توانسته باشد در آشنايي كارشناسان ، مروجان و كشاورزان پيشرو با برنج هيبريد موثر واقع گردد و در آينده شاهد كشت موفقيت آميز برنج هيبريد در سطح مزارع كشاورزان باشيم .

 

منابع:

 

1-   DA-philrice – 2001.Question and Answer about hybrid rice. Philippine Rice Research Institute

 

2-   Food and Agriculture Organization. 2002. Italy-Rom

 

3-    

4-   فصلنامه آمار .1382. سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور

5-  درستي ، ح.، ع. محدثي و م. صيادي .1383 . گزارش نهايي بررسي ارقام برنج هيبريد در آزمايشات سازگاري. انتشارات موسسه تحقيقات برنج

5-  درستي، ح. 1383 . گزارش پروژه برنج هيبريد .انتشارات  موسسه تحقيقات برنج كشور

برنج کاری - 7 مترجم: فردوس عادلی مسبب

فاصله نشاء كاري برنج

بهترين تراكم نشاء كاري برنج بر پايه توليد محصول بيش تر به نوع رقم، مرغوبيت خاك، سن نشاء و زمان نشاء كاري بستگي دارد. همان طور كه گياه برنج داراي قابليت پنجه زني است، تحت شرايط مناسب مي توان آن را تنظيم كرد. مترجم: پنجه زني برنج يك نشانويژگي زادشناختي است، با تغيير محيط اندكي مي تواند فرق كند. ارقام داراي قابليت پنجه دهي معمولي در شرايط مرغوبيت عادي خاك در فضاي 150 تا 400 سانتي متر مربعي تفاوتي را نشان نمي دهند. اگر چه، فضاي تنگ، خاك هاي مرغوب، شيوه آفات حشره و بيماري هايي نظير پوسيدگي باكتريايي برگ و بلاست را شدت مي دهد. يك كشاورز كارآزموده و با تجربه، فاصله نشاء كاري را با چنين موقعيت هاي خاصي، مي تواند تنظيم كند. فاصله كشت برنج براي زمين هاي نامرغوب 10 × 15سانتي متر، تا اندازه اي مرغوب 15 ×  15 و مرغوب 20 ×  25  يا 25 ×  25 و براي خيلي مرغوب از اين هم بيش تر تا 30 ×  25 در نظر گرفته مي شود. اگر از دستگاه وجين كن دوّار براي وجين علف هاي هرز استفاده مي شود، بايستي فاصله نشاء كاري 25 ×  25 سانتي متر باشد.

زيان هاي ناشي از قراردادن نشاء بيش تر در هر كپّه

مترجم: در گيلان، هنگام نشاء كاري، تعدادي نشاء را بين انگشتان شصت و اشاره گرفته و در سطح نرم باتلاقي شده مزرعه فرو مي برند. هر بار فروبردن دست را كشت يك كپّه گويند. تعداد نشاء هاي هر كپه در ميزان محصول تأثير دارد. بعضي از برنج كاران تصور مي كنند، هرچه تعداد نشاء ها در كپه بيش تر باشد، ميزان محصول نهايي نيز بيش تر خواهد بود. اين يك تصور اشتباهي است كه ممكن است برنج كاران كم حافظه مرتكب گردند. مترجم، در مزرعه شخصي خود مجبور است اين اشتباه را سال ها تكرار كند. زيرا، از توليد نشاء مرغوب در خزانه ناتوان است و زمين شاليزارش باتلاقي بوده و فاقد زهكش مناسب مي باشد. در شرايط بالا، پس از نشاء كاري، تعدادي از نشاء ها از بين مي روند و برنج كار از قبل بايستي آن را پيش بيني كرده و تعداد نشاء در كپه را افزايش داده باشد.

     در شرايط مناسب خاك، تعداد 2 تا 3 نشاء در هركپه براي رشد نشاء بدون مواجه با اثر ازدهام، مناسب است. تعداد نشاء در هر كپه به سن نشاء نيز بستگي دارد. هرچه سن نشاء كم ترباشد، تعداد در هر كپه افزايش خواهد يافت. نشاء هايي كه سن آن ها از معيار تعيين شده بيش تر باشند، به علت كاهش پنجه دهي، تعداد نشاء در هر كپه بايستي زياد تر در نظر گرفته شود و معمولا 5 – 4 نشاء در هر كپه كافي است. مترجم: كشاورزان گيلاني نقصان توليد خود را در تعداد نشاء بر هر كپه، نوع خاك، سن نشاء، فاصله نشاء كاري، كود پاشي و زمان آن، نوع زهكشي و آبياري، روش خزانه گيري براي توليد نشاء و نوع رقم مورد بهره برداري بايستي جستجو كنند. مترجم هنگامي كه همه اين عوامل را رعايت كرد و چون به سن نشاء بي توجه بود، متحمل خسارت زياد گرديد. در گيلان هواي سرد فروردين ماه مصادف با زمان خزانه گيري باعث مي شود سن نشاء زياد باشد.

نشاء كاري سطحي براي افزايش پنجه دهي

در گياه برنج، توليد پنجه ها در اولين گره ساقه در بالاي گره ريشه آغاز مي گردد. در كشت سطحي، اولين گره ساقه در سطح خاك قرار مي گيرد و جوانه هاي فراوان پنجه را توليد مي كند. برعكس، اگر نشاء ها در خاك، عميق تر كشت شوند (بيش از 5 سانتي متر داخل خاك)، جوانه هاي پنجه از گره هاي نزديك سطح خاك كه به اندازه 2 تا 5 گره از اولين گره فاصله دارد، تشكيل خواهند شد. پنجه هايي كه از اين گره ها توليد مي شوند، بسيار ضعيف مي باشند. مترجم: مطابق اخبار رسيده چيني ها روشي ابداع كرده اند كه نشاء را در خاك فرو نمي كنند، بلكه آن را در سطح خاك رها مي نمايند. در اين روش پنجه هاي قوي فراواني توليد مي شود.

     علاوه براين، فروبردن زيادتر ريشه نشاء در خاك، شروع تشكيل پنجه را حداقل به مدت يك هفته به تأخير مي اندازد. زيرا دسته جديدي از جوانه هاي ريشه ها بايستي از گره هايي نموّ پيدا كنند كه در داخل خاك قرار گرفته است. به اين دليل از نشاء كاري عميق بايستي اجتناب كرد و نشاء را در سطح خاك قرار داد. پرشدن سوراخ هاي نشاء كاري، حداقل تا يك هفته پس از آن بايستي انجام شده باشد. در خاك هايي كه كود آلي تازه اضافه شده، بايستي مراقبت هاي ويژه اي به عمل آيد. در چنين خاك هايي، به علت تشكيل اسيدهاي آلي و مواد شيميايي، از بين رفتن نشاء ها بالا خواهد گرفت. بعضي از نشاء ها در اثر قطع ريشه ها كاملا ازبين خواهند رفت، كه با استفاده از كشت نشاء هاي ذخيره خزانه ترميم خواهد شد. اگر پر كردن شكاف ها به تأخير افتد، رسيدن محصول نا متوازن و غير هم زمان خواهد بود و در نتيجه در زمان برداشت با نقصان محصول مواجه خواهد گرديد.

سازگان غذايي – خاك – گياه در برنج آبي

زراعت بدون درك سازگان آن مانند مسافرت با گاري بسته شده به گوساله كور است.

     سازگان هاي زراعت برنج در جهان به دو نوع اصلي ديم و آبي تقسيم مي شوند. حدود سه چهارم مناطق كشت برنج جهان به صورت آبي يا غرقابي است. گياه برنج داراي ماهيت نيمه آبي بوده و سازگان غذايي – خاك – گياه آن از ديم كاملا متفاوت است. گياه برنج به علت سازش تنكارشناختي و اندام شناختي آن كه در اكسيداسيون محيط اطراف ريشه كمك مي كند، در محيط غرقابي خاك كاملا زنده مي ماند. زراعت برنج در سازگان آبي، محصولات بيولوژيك فراواني را توليد مي كند. خواص شيمي فيزيكي، الكتروشيميايي و زيست شيميايي خاك هاي غرقابي از خاك هاي ديم يا هوادهي شده كاملا متفاوت است. فهم سازگان غذايي – خاك – گياه به منظور اصلاح غذايي و تأمين آب مصرفي زراعي لازم است.                   

زمان و مكان منشأ برنج – 5 مترجم: فردوس عادلی مسبب

اخصاصات گونه هاي بومي برنج

اختصاصات متعددي كه عموما در نوع هندي برنج پديد مي آيد در نوع ژاپني به ندرت وقوع مي يابد. اين ويژگي ها، a) واكنش رنگي با فنل، b) مقاومت به درجه حرارت پايين، c) مقاومت به كلرات پتاسيم، d) وجود كرك يا مو روي پوسته، e) مقاومت به كم آبي، و f) تأثير مواد قليايي روي آندوسپرم، به عنوان عوامل مشخص كننده اي كه مي تواند بين اين دونوع پذيرفته شود. اوكا و شانك (1962) فرمول سودمندي را براي تشخيص آن ها پيشنهاد كردند:

X = - K + 0.75Lt – 0.22Hr + 0.86Ph                   

به طوري كه:  K = غلظت محلول KCO3 كه درجه تأثير معيني را سبب مي شود، Lt = ضريب عددي آسيب ديدگي نشاء در صفر تا 1 درجه سانتي گراد، Hr = طول موي انتهايي، و Ph = واكنش رنگي با فنلي. هرين اظهار داشت، طبقه بندي نوع ژاپني توسط اوكا و همكار وي نوع جاوانيايي را نيز در بردارد. اين يك فرمول اختصاصي نيست. بنابراين، براي تشخيص اين دو گونه بومي به كار مي رود. موري شيما و اوكا (1981) پيشنهاد كردند، چهار صفت a ، b ، c و d فوق ذكر بهترين راه تشخيص ژاپني از جاوانيايي برپايه ويژگي هاي آماري شناخته شده اند. در اين جا اين چهار عامل شرح خواهد شد.

1 – واكنش رنگي برنج با فنل

اوكا گزارش كرد، كولتيوار هاي برنجي كه با فنل واكنش رنگي مثبت نشان مي دهند ( با منو فنل رنگ آبي) در هند، هندوچين، جنوب چين و جلكه هاي فرمز فراوان بودند. اغلب كولتيوارهاي برنج در جزاير سوندا، سلب، فيليپين، شمال چين، قسمت هاي كوهستاني فرمز و ژاپن ( شلتوك برنج) وامنش منفي داشت. موري ناگا وكوري ياما نيز واكنش رنگي با فنل در شش تيپ بومي برنج را مورد آزمايش قرار دادند. در تمام اين آزمايش ها، دانه هاي برنج زيرگونه هندي واكنش رنگي مثبت، ولي ژاپني و جاوانيايي با فنل واكنش رنگي نشان ندادند.

          اكسيداسيون فنل با دو واكنش شيميايي در اندام هاي زيستي همراه است. در واكنش اول، حلقه آروماتيك فنل مي تواند هيدروكسيله شود، و در واكنش دوم كاتشول ها يا كينول ها مي توانند به كينون هاي مشابه اكسيد گردند. تاكا هاشي و همزا (1983) اظهار داشتند، كولتيوارهايي كه واكنش فنل منفي را نشان مي دهند، درنتيجه فقدان آنزيم هيدروكسيلايون و يا كمبود الكترون دهندگي قادر به هيدروكسيله كردن بيش تر حلقه آروماتيكي نيستند. همچنين، آن ها ثابت كردند، واكنش رنگي با فنل در پوسته و برنج قهوه اي به طور مستقل به وسيله زمينه زادشناختي آن ناشي مي شود.

          در بذور F3 تلاقي بين كولتيوارهاي ژاپني با واكنش منفي فتل و برنج وحشي با واكنش مثبت، نمونه هايي كه در اثر واكنش فنل تفرقه دارند را مي توان ملاحظه كرد. تاكنون، تفاوتي در واكنش فنلي بين پوسته و برنج قهوه اي تشخيص داده نشده است. اگر عوامل زيست شيميايي و زادشناختي مربوط به واكنش رنگي با فنل شناسايي شوند، تفاوت اساسي بين ژاپني و هندي را مي توان درآينده روشن نمود.

2 – مقاومت به كلرات پتاسيم

زيرگونه هندي و ژاپني از نظر مقاومت به كلرات پتاسيم باهم فرق دارند. گياهان هندي در مسموميت با كلرات پتاسيم حساسيت بيش تري نسبت به ژاپني نشان مي دادند. بر طبق فرضيه ياما ساكي( 1929) به نظر رسيد، مقاومت به مسموميت به علت وجود مقداري مواد احياء كننده اي باشد كه KCO3 را به KClO احياء مي كند و براي گياهان سميت دارد، باشد.

          فرضيه ياما ساكي در باره مقاومت به مسموميت گونه هاي بومي برنج، ظاهرا اهميت ويژه اي در تشخيص تفاوت اساسي بين اينديكا و جاپونيكا مي باشد.

3 – كرك روي پوسته

وجود يا فقدان كرك بر روي پوسته برنج ( لما و پاله آ ) و برگ هاي كولتيوارها گزارش شده است. وجود كرك ظاهرا تأثيري در ميان محصول ندارد، ولي كولتيوارهاي كركدار، كرك هايي را آزاد مي كنند كه براي كشاورزان مزاهمت ايجاد مي نمايند. همان طور كه بي كركي توسط يك ژن منفرد مغلوب كنترل مي شود، انتخاب اين ويژگي از دورگ هايي كه شامل والدين با پوسته صافند، كارمشكلي نيست. از طرف ديگر، كرك روي پوسته به عنوان يكي از ويژگي هاي مؤثر تشخيص بين زيرگونه هاي هندي و ژاپني به كارمي رود. تراكم گونه هاي كركدار به پراكنش جغرافيايي جهاني برنج دارد. ما به خوبي دريافتيم، كرك ها نسبت به رطوبت يا تنش حرارتي محيط حساسيت دارد. اندازه كرك روي پوسته در گونه هاي بومي و انواع بومي فرق دارد. دانه هاي ژاپني و جاوايي داراي تراك كرك بيش تري اند، درحالي كه در دانه هاي هندي اندك است.

زمان و مكان منشأ برنج – 4 مترجم: فردوس عادلي مسبب

شش تيپ بومي اصلي برنج در آسيا

روابط شش تيپ بومي متعلق به گونه هاي بومي مختلف با منبع قابليت تركيب جنسي توسط موري ناگا مورد تحقيق قرار گرفت. قابليت تركيب جنسي بالايي را در اوس، امان، بورو و تجره نشان داد. هردو تيپ بومي بولو و ژاپني با امان و تجره توليد دورگ شديدا سترون را مي نمايند. اكوتيپ ژاپني با بولو و اوس دورگ هاي داراي قدرت باروري متوسطي را به وجود آوردند. موري ناگا نيز منشأ برنج ژاپني را با استفاده از برنج هيماليا و شش تيپ بومي فوق ذكر، مورد تحقيق قرار دارد. هشت واريته از هيماليا يك واريته از سيكيم و هفت واريته از دارجيلينگ جمع آوري شدند. آزمايش هاي او نشان داد، برنج هيماليا همانند تيپ هاي بومي ديگر توليد دورگ هاي تقريبا با درجه باروري متوسط را مي نمايند. او پيشنهاد كرد، مركز اوليه منشأ برنج زراعي مي تواند جنوب شرقي هيماليا باشد.

 موري ناگا، معتقد بود كه زادمون هاي تركيبي از ناحيه هيماليا به قسمت هاي گوناگون آسيا پراكنده شده اند. همان طور كه دوب زانسكي در سال 1937 فرض كرده بود، آن ها تدريجا تمايز يافته و با عوامل بوم شناختي سازگار شدند. به اين ترتيب، موري ناگا نتيجه گرفت، برنج زراعي از كوه هاي هيماليا منشأ يافته است. برعكس، بعضي محققان معتقدند، منشأ برنج زراعي در باتلاقي در فلات قارّه هند، نظير جيپور يا جنوب چين جايي كه محيط بوم شناختي آن از كوه ها و رودخانه ها پوشيده شده، قرار داشته است.

زمان و مكان منشأ برنج - 3- فردوس عادلی مسبب

تمايز گونه هاي بومي برنج (اوريزا ساتيوا ال.)

نورين دو تاكاهاشي

مؤسسه تحقيقات كشاورزي- دانشگاه توهوكو- سندايي980- ژاپن

 

اهلي شدن برنج وحشي (اوريزا پرنيس مونچ) به برنج زراعي (اوريزا ساتيوا ال.) و وسعت انتشار آن سبب تمايز آن به نژادهاي جغرافيايي معروف شده است. سپس اين نژادها بيش تر تمايز يافته و تعداد زيادي كولتيوارهاي برنج را در سراسر جهان به وجود آوردند. چون دراين جا، تمايزيابي برنج مورد نظر است، براي درك مفهوم گونه هاي بومي و تيپ هاي بومي و اختصاصات و سازگاري هاي محيطي آن ها، توجه خاصّي مبذول خواهد گرديد. با توجه به سازش محيطي برنج، مقاومت به درجه حرارت پايين و تنش هاي آبي در اين مقاله به طور اصولي تشريح خواهد شد.

1 – تمايز تيپ هاي بومي

همان طور كه حدّ ستروني بين كولتيوارهاي برنج ژاپني و فرمزي توسط ايزو(1928) پيشنهاد گرديد، وجود دوگروه اوريزا ساتيواي ژاپني و هندي، محرّز گرديد. تمايز آن ها برپايه توزيع جغرافيايي و ويژگي هاي ريخت شناختي قرار دارد. كاتو (1930)، اين گروه ها را به صورت اوريزا ساتيوا يعني زيرگونه ژاپني كاتو و زيرگونه هندي كاتو، طبقه بندي كرد. ترائو و ميزوشيما (1939) پيشنهادكردند، كولتيوارهاي برنج در اثر وابستگي جنسي شان به دوگروه جداگانه مشخص شكل نگرفته اند، بلكه به طور تدريجي از نقطه اي به نقطه ديگري، يعني، گروه  II – b , I – b , I – aو III  تحوّل يافته اند. وجود اشكال واسطه F1 عقيم نيز توسط موري ناگا به اثبات رسيد.

          ماتسو (1952) نژادهاي جغرافيايي را در بيش از 1000 كولتيوار، با درنظر گرفتن 20 صفت ريخت شناختي كه ابعاد دانه را نيز شامل مي شد، بررسي كردند. او كولتيوارهاي برنج را به سه نوع مجزّا با علايم A ، B و C تقسيم بندي كرد. اين انواع گياهي عمدتا به ترتيب در ژاپن، جاوا و هند پراكنده اند: اغلب كولتيوارهاي ژاپني به نوع A ، حدود 90 درصد كولتيوارهاي جاوا به نوع B و بيش از 90 درصد كولتيوارهاي هندي به نوع C تعلق دارند. در چين نوع A بيش تر در شمال مركزي كشور پراكنده اند و نوع B در شمال پيدا شده اند. نوع C منحصرا در غرب و جنوب چين استقرار يافته اند.

          اوكا ( 1954) در باره تبارزايي كولتيوارهاي برنج مطالعاتي انجام داد. او رابطه دوازده ويژگي را كه در يكصد كولتيوار جمع آوري شده از كشورهاي آسيايي، مورد ارزيابي قرار داد و آن ها را به دوگروه بزرگ طبقه بندي نمود. آن هايي كه در گروه اول قرار داشتند، بدون ريشك ( دُم )، حساس به كلرات پتاسيم، حساس به درجه حرارت پايين، مقاوم به كم آبي و در واكنش رنگي با فنُل مثبت بودند، اغلب در فلات قاره آسيا، يعني هند، چين و هندوچين پراكنده بودند. گروه دوم داراي ريشك، مقاوم به كلرات پتاسيم و درجه حرارت پايين، ولي حساس به كم آبي و درواكنش رنگي با فنل منفي است. اين گروه عمدتا در جزاير غرب اقيانوس آرام، يعني ژاپن، جزاير سوندا، سله بز، فيليپين و نواحي كوهستاني فرموزا پركنده است.

          اوكا (1954 ) اولين گروه را در زمره نوع " فلات قاره اي " و دوم را نوع " جزيره اي " قرار داد. او گروه جزيره اي را مطابق خصوصيات آندوسپرم، طول اولين ميان گره و نسبت طول به عرض برنج قهوه اي ( دانه پوست كنده شده ) به دو زيرگروه جزيره اي گرمسيري و معتدل تقسيم كرد. اوكا، اين كولتيوارها ي مورد استفاده در آزمايش خود را به منظور جاذبه دورگه اي به دو گروه I  و II طبقه بندي كرد. گروه I  به طور واضح همانند " گروه قاره اي " و گروه II مانند گروه جزيره اي بودند.

          بنابراين، كولتيوارهاي برنج اوريزا ساتيوا ال. به  سه زيرگونه اساسي طبقه بندي مي شوند. موري ناگا( 1968) ابتدا پيشنهاد كرد، زيرگونه هاي كاتو اوريزا ساتيوا ال. ، هندي كاتو، و ژاپني كاتو، همان گونه هاي محلي اند كه توسط بوم شناساني به نام تورسون ( 1922 ، 1925 ) كلوزن ( 1939) آزمايش شده بود. موري ناگا گروه هاي محلي متعددي از برنج زراعي آسياي شرقي را طبقه بندي نمود: 1) گوني بومي امان ( زيرگونه هندي كاتو) شامل تيپ هاي بومي امان، برو و تجره، 2) گونه بومي اوس، 3) گونه بومي بولو و 4) گونه بومي ژاپني شامل تيپ هاي بومي ژاپني و نودا. به هرحال، اين طبقه بندي ممكن است بهتر و كامل تر باشد. استدلال تورسون به تبيين گونه هاي بومي، تيپ هاي بومي و اكوفن ها مي پردازد.        

پتانسيل تبديل برنج وحشي به انواع زراعي - فردوس عادلی مسبب

پتانسيل تبديل برنج وحشي به انواع زراعي

نويسنده: هيرو كو موريشيما

 

هنگامي كه گياهان وحشي توسط انسان كشت مي شوند، زراعت آن ها همانند يك عامل انتخابي عمل مي كند. فشار انتخابي در اثر زراعت يا آشفتن زيستگاه ها توسط انسان را "فشار زراعي" نامند. دانه پاشي و برداشت به عنوان نيروي انتخابي پرقدرتي شناخته شده كه به صورت زير موجب فشار زراعي مي گردد(اوكا و موري شيما، 1971). چندين جمعيت دورگه پرنيس – ساتيوا به دو قسمت تقيسم شدند، در يكي بذر برداشت شد و در بهار سال آينده پاشيده شد، در حالي كه در ديگري، بذور افشانده شده پس از اين كه بقاياي گياهان نسل اول نابود شده بود، رويش يافتند. پس از سه نسل، گياهان خود پاشي ظاهر شدند كه داراي ويژگي هاي گياهان وحشي، يعني، ميزان ريزش زياد بذر، ريشك بلند، زاويه محوري بزرگ، دوره خواب مناسب و غيره بودند. درحالي كه گياهان دست پاش متمايل به داشتن ويژگي هاي زراعي اند. در يك جمعيت دورگه ديگر پرنيس – ساتيوا، انتخاب در جهت درجه ريزش دانه بالا و پايين انجام شد. پس از چهار نسل، انتخاب كم تر مؤثر گردد و حساسيت هايي مشاهده شدند. جمعيت هايي كه براي ريزش دانه كم انتخاب شدند. توليد محصول بيش تري را نشان دادند، بساك هاي كوتاه تر و قدرت باززايي ضعيف تراز آن ها را براي ريزش شديد دانه انتخاب كردند. اين عمل روابط بين ژن هاي كنترل كننده صفات برنج وحشي را جلوه مي داد. ويژگي هاي زراعي نه تنها انتخابي نيستند بلكه نموّي نيز به شمار نمي روند. ممكن است، تمايز ژن هاي پايه اي اشكال وحشي و زراعي روي كرموزوم ها يكنواخت نباشند، ولي در چندين بلوك به صورت پيوسته قرار گيرتد.

        اولين برخورد انسان با گياهان وحشي را مي توان جمع آوري دانه آن ها براي تغذيه دانست. جمع آوري بذر اوريزا پرنيس درزمان حال نيز در بعضي نواحي هند، آفريقاي غربي و آمريكاي جنوبي رواج دارد. احتمالا، علت اولي اهلي شدن گياهان بايستي كشف شيوه هاي برداشت و دانه پاشي آن ها توسط انسان باشد. برداشت دانه در گياهان دانه نريز و بذرپاشي در گياهان با دانه غير فعال به صورت انتخاب نا آگاهانه يا خود به خودي مي تواند انجام يافته باشد. انتخاب نا آگاهانه گياهان مفيد مي تواند فنّي باشد كه انسان درمراحل بعدي تمدن آموخته است.

        ازقرار معلوم، در برنج ، اهلي شدن با اتوگامي همراه بوده است. در دو تجربه بالا، به نظر رسيد كه نشانويژگي هاي زراعي گياهان، درجه خودباروري بيش تر آن ها تسبت به گياهان وحشي با دارا شدن بساك هاي كوتاه شان و هموزيگوسيتي بالاي آن ها درمقايسه با گياهان پيشين باشد. شايد، كاهش درون آميزي و عوامل ديگر مربوط به افزايش طبيعي تمايل ميزان خودباروري در اثر اهلي سازي توانسته نمودار يافته باشد. كولتيوارهاي اوريزا ساتيوا بعدا به گروه هاي واريته اي گوناگوني كاملا تغيير و تمايزيافته اند. جهت اصلي تمايز واريته اي به دونوع ژاپني و هندي مي تواند باشد. سويه اوريزا پرنيس در نواحي گرمسيري آسيا تمايز كمي را نسبت به اين دونوع نشان نداد. آزمايش گياهان وحشي – زراعي حدواسط از نواحي جيپور جمع آوري شدند، نشان داد كه همراه با اهلي شدن گياهان وحشي، تمايز زيرگونه هاي هندي – ژاپني بايستي به تدريج وقوع يافته باشد. اين تمايز تدريجي، اشاره دارد كه اجداد وحشي اوريزا ساتيوا هنگام اهلي شدن، استعداد زادشناختي توليد دو زيرگونه اهلي هندي و ژاپني را داشته است.

        براي اثبات اين استعداد زادشناختي، يك سويه اوريزا پرنيس با كولتيوارهاي هندي و ژاپني به ترتيب آميزش داده شد و مشاهده گرديد كه تمام نتاج دورگه هاي حاصل نسبت به تمايز هندي – ژاپني خود بارورند. اين نتاج نشان داد كه آميزش گياهان وحشي × هندي، گياهان شبيه ژاپني  و از آميزش وحشي × ژاپني، گياهاني مشابه هندي مشتق شده اند. اساس زادشناختي اين استعداد، بدون انجام چنين آزمايشي، به صورت يك موضوع حدسي باقي مي ماند. مي توان گفت كه پديدار شدن تمايز هندي – ژاپني از انتخاب اهلي هاي بدوي با داشتن چنين استعدادي در شرايط آب و هوايي مختلف صورت گرفته است.

جداسازي و دورگ گيري (تفكيك و آميختگي)

        همان طور كه قبلا گفته شد، گياهان F1 اين گروه گياهي (AA) آشفتگي معني داري را در پيوستگي كروموزومي نشان نمي دهند. در دورگه چهارلاد (تتراپلوييد) بين اوريزا ساتيوا و اوريزا گلابريما پيوستگي برتر جزئي شناسايي شد. مرزهاي بارآوري كه تا اين جا در اين گروه گياهي ملاحظه شد، عدم دوام ياخته هاي تخم جوان F1، ضعيف بودن F1، عقيمي F1، عقيمي F2، و ضعيف بودن F2 يا نابودي آن ها بودند. اغلب، بين اين دودسته، دو يا چندين مرز شناخته مي شوند در حالي كه هريك از اين مرزها تاثير ناقصي دارند.

        پايه هاي زادشناختي اين مرزهاي بارآوري به طور مفصل تحليل شدند. اين سازگان هاي توارثي كنترل كننده ميرايي و ضعف كشنده هاي غالب كاملي بودند. عقيمي F1 بين سويه هاي وابسته اوريزا ساتيوا به طور ناجوري گامتوفيتي بود و به وسيله مجموعه كشنده هاي گامتي دوگانه كنترل مي گردند. نرعقيمي سيتوپلاسمي با اعاده كننده گامتوفيتي نيز شناخته شدند. عقيمي F2  و ضعيفي آن به وسيله ژن هاي عقيمي اسپروفيتي دوگانه و نيمه كشنده هاي مغلوب دوگانه كنترل مي شوند. بين اوريزا ساتيوا و اوريزا گلابريماف آلل هاي مولد " جاذبه اسپورو – گامتوفيتي يك جايگاه ژني " كه موجب عقيمي F1 مي گردند، كشف شد. همچنين چهار جايگاه ژني كه در اعمال ژني شان به مقدار كمي تفاوت دارند، شناسايي شدند. پس اين سازگان هاي ژني كنترل كننده مرزهاي توليد مثلي اغلب به جايگاه هاي دوگانه اي مربوط هستند كه جهش يافته هاي مغلوب در جايگاه هاي مختلف پس از دوبرابر شدن ژن هاي غالب، وقوع يافته اند. درحالي كه، آلل هاي كششي اسپوروگامتوفيتي مي توانند موجب بروز ژن جانشيني اختصاصي شوند.

        گونه هاي برنج زراعي، غالبا خودگرده افشانند، در حالي كه اجداد وحشي شان همان طور كه گفته شد، به طور جزئي تا كاملا دگر گرده افشانند. اگر چنين گياهان زراعي اي همبوم باشند، دورگه هاي طبيعي به آساني مي توانند توليد شوند. به نظر مي رسد كه، جهت اصلي جريان ژن، از گياهان زراعي به طرف وحشي باشد. در نواحي گرمسيري آسيا، اوريزا پرنيس معمولا، در اطراف مزارع برنج يافت مي شود. ممكن است گلدهي آن ها به طور هم زمان صورت گيرد. اكثرا، درگروه هاي دورگه بين اوريزا پرنيس و اوريزا ساتيوا تفاوت هاي زادشناختي فراواني مشاهده مي شود. اشتقاق آميزش هاي پرنيس – ساتيوا كه با زيستگاه هاي برهم خورده، سازگار شده، اغلب به عنوان برنج هرز در مزارع كشت مستقيم برنج مي رويند. در آفريقاي غربي به فراواني چهار گونه برنج مختلف، اغلب همبومند. در طول موانع توليد مثلي ( موانع آميزشي و عقيمي F1 )، بين گونه ها تداخل رخ مي دهد. در آمريكا نيز باوجود عقيمي F1، تداخل بين اوريز پرنيس و اوريزا ساتيوا رخ داده است. اگر چه اين مسأله بدون پاسخ مانده، اما، همواره موازنه اي بين آميختگي و تفكيك مي تواند وجود داشته باشد.

          هارلن (1966) نظر داد كه تخصص يابي گياهان زراعي بايستي ناشي از تكرار اجزايي از جمعيت كه سبب تمايز و آميختگي زادشناختي افزايش تغيير پذيريند، باشد. اين چرخه آميختگي و تمايز يابي در برنج به بررسي دقيق تري نياز دارد. به احتمال قوي مي توان گفت: برنج در سازگان زادشناختي خود به طور ضعيفي تامپوني مي شود و چرخه نسبتا كوتاهي دارد. دورگ گيري بين پرنيس و ساتيوا به طور يقين تغييردهنده هاي تازه اي را دخالت دهد و خزانه ژني را براي تمايز بيش تر در طول اهلي شدن فراهم نمايد. اين نقش برنج وحشي، ممكن بود درگروه هاي واريته اي هندي و ژاپني فرق داشته باشد. با بررسي گوناگوني آلوزيم در ميان سويه ها، معلوم شد كه سويه هاي پرنيس شديدا چند شكلي قابل مقايسه با واريته هاي ساتيوايند. در ميان 29 زادمون چها جايگاه ژني در هم آميخته در پرنيس آسيايي، 11 جايگاه كولتيوار هاي هندي شناسايي شدند. در حالي كه، فقط چهار تا از اين جايگاه هاي ژني كه با انواع زادمون هاي هندي فرق دارند، در كولتيوار هاي ژاپني يافت شدند. نود و سه درصد از انواع ژاپني ، يكي از اين چهار زادمون، به نظر رسيد كه درجه شركت برنج وحشي براي تمايز واريته اي در نوع هندي بزرگ تر از ژاپني بود. اين كاهش تمايل به تنوع با اهلي سازي يك نمونه آيزوزيمي كه در مقابل تمايل گوناگوني ويژگي شناخته شد. براي اين حقيقت چه علتي مي تواند آورده شود؟

زمان و مكان منشأ برنج - 2- فردوس عادلی مسبب

زمان و مكان منشأ برنج - 2

نويسنده: هيرو كو موريشيما

2 – زادگاه برنج (اوريزا ساتيوا) – پيدايش گياه

همانطور كه گفته شد، اعتقاد براين بود كه اجداد وحشي، استعداد لازم در سازگان زادشناختي اش براي تمايز به دو زيرگونه اصلي، ژاپني و هندي ( چاپونيكا و اينديكا) دارا بوده اند. تمايز تدريجي آن به اهلي شدن انجاميده است. اين سوأل را مي توان مطرح كرد كه آيا محل اوليه اوريزا ساتيوا در يك يا چند نقطه بوده است. بر اساس بررسي هاي جامع اطلاعات به دست آمده از كشتكارهاي اجتماعات شكاري، هارلن (1975) فرضيه منشأ كشاورزي را پيشنهاد كرد. فرضيه مكان هاي اجتماعي اهلي سازي عاقلانه تر به نظر مي رسد. اگر برنج در دو يا چند محل مختلف به طور جداگانه اهلي شده باشد، بايد نتيجه گرفت كه تمايز هندي – ژاپني در درجاهاي گوناگوني به طور مشابه وقوع يافته باشد، يا اين كه، اهلي شدن نوع هندي در يك ناحيه و ژاپني در ناحيه ديگري در امتداد كولتيوارهاي نخستين رخ داده باشد. نظر به اختلاف انتشارشان، مواد محرّك تمايز اوليه را مي توان مربوط به عوامل محيطي دانست. فرضيه منشأ مجزّاي اين دو زيرگونه، همانطور كه چو (1948) اعتقاد داشت، جالب توجه بود، ولي مطابق اين فرضيه غيرقابل قبول است كه همه كولتيوارهاي بينابيني و ناقص تمايز يافته، حاصل تداخل بين اين دو زيرگونه باشند.

براساس، استعداد باروري زياد F1 بين كولتيوارهاي ناحيه هيماليا و كشورهاي ديگر، موري ناگا نتيجه گرفت كه كوهپايه هاي جنوب شرقي هيماليا مركز اوليه اهلي شدن برنج بوده است. واتاب و توشي ميزو(1974) و واتاب (1977) از مطالعات مختلف ريخت شناختي پوسته هاي برنج كشف شده در آجر هاي قديمي، مسيرهاي انتشار كولتيوارها را تخمين زدند كه همه اين مسيرها از محل معيني معيني در آسام تا يانان آغاز شده اند. چانگ بامرور نوشته هاي مختلف، منطقه وسيعي را در هيماليا واقع درآسياي جنوبي و دامنه كوه ها در آسياي جنوب شرقي و جنوب غربي چين، جاهايي كه اهلي شدن اوريزا ساتيوا رخ داده، را مشخص كرد. ناكا گارا و همكاران(1975) تفاوت در جورآنزيم هاي استراز( Isozyme ) تعدادي كولتيوارهاي جمع آوري شده از كشورهار مختلف آسيايي را درجه بندي كردند و معلوم شد كه كوناگوني جورآنزيمي در ناحيه هيماليا زياد است. ما نيز مجموعه كولتيوارهاي برنج را در نواحي گرمسيري كوهستاني آسيا، نپال، آسام و شمال تايلند مورد آزمايش قرارداديم، و نشان داد كه اين كولتيوارها لزوما به زيرگونه هاي هندي و ژاپني تمايز نيافته اند. هنگامي كه با يك عامل تشخيصي بررسي شدند، بينابيني هاي بسياري را نشان دادند كه نوتركيبي هاي ژني خصوصيات تشخيصي را دارا بودند. مطالعه جورآنزيم ها نشان داد كه برنج هاي تپه اي آسيا كمتراز مجموعه كل آسيا از نظر تفاوت هاي زادموني (ژنوتيپي) و آللي تنوع حاصل نكرده اند. اتحاد بين مجموعه هاي صفات و ناجورآنزيمي ( Allozyme) به ترتيب انواع هندي و ژاپني در برنج هاي تپه اي روشن نشد. درحال حاضر يك ناحيه روبه توسعه اي از پايه تپه هاي هيماليا، از دامنه هاي كوه تا خشكي هاي آسياي جنوب شرقي و جنوب غرب چين مراكز تنوع اوريزا ساتيوا است. بسياري از كولتيوارهاي اوليه كه به روشني تمايز نيافته اند، قابل انتشار هستند. تجمع و ابقاء تنوعات بايستي درجهت انتشار، دورگ گيري و تفكيك تحت شرايط آب و هوايي و نژادشناختي مختلف انجام گرفته باشند. به احتمال قوي، گوناگوني واريته اي و ناهمگني دروني جمعيت، تابع دوره طولاني جامعه كشاورزي بدوي اند. ولي مكان هاي تجمع گوناگوني و منشأ كولتيوارهاي ابتدايي از مسائل مورد بحث اند. براي تعيين مكان احتمالي اهلي شدن گياه زراعي، چه معيارهايي مورد نياز اند؟ يك شرط مهم ضروري، وجود گونه هاي وحشي اي است كه بتوانند از اجداد زادشناختي آن باشند. لازمه ديگر، وجود مدارك باستان شناسي دال بر اهلي شدن در آن ناحيه است. علاوه براين براي كولتيوارهاي بدوي بايستي آشيانه هاي بوم شناختي احتمالي وجود داشته باشد. اهلي شدن اوليه برنج، همان طور كه شرح داده شد، ممكن است از يك حد واسط پايا – يك ساله نوع اوريزا پرنيس اشتقاق يافته باشد. زيستگاه اين انواع حد واسط با شرايط آبي، نگهداري آب عميق در فصل بارندگي و مقدار رطوبت در فصل خشك، و با سطح قابل ملاحظه برهم زدن موازنه توسط انسان، اختصاصي شدند. چنين زيستگاه هايي درنواحي گرمسيري آسيا مي توانسته اند به وجود آيند.

همان طور كه به كوهپايه هاي هيماليا مربوط مي شود، درنواحي كوهستاني آن، زيستگاه هاي برنج وحشي مشاهده نشده است. در نپال، نواحي كوهستاني ترايي كه داراي شيپ هاي ملايم، زهكشي مناسب و خاك اسيدي اند، برنج وحشي يافت نشد. از طرف ديگر، در حاشيه مرداب هاي ترايي جمعيت هاي فراواني از برنج وحشي پيدا شدند. اين اثبات بر عدم وجود مكان هاي اهلي شدن برنج در نواحي تپه اي، اشاره اي نمي كند. در شمال تايلند، جمعيت هاي اوريزا پرنيس در دره هاي بين تپه هاپيدا شده اند. آن ها در مرداب هاي با آب راكد يا در داخل گودال ها توزيع شدند، ولي در مسير سيلاب هاي رودخانه ها نتوانستند انتشار يابند. در منطقه جيپور كه بلندي است، جمعيت هاي برنج وحشي در گودال ها پيدا شدند. نمونه مشابه اي از توزيع آن در جنوب چين توسط چن و همكاران(1980) گزارش شد. جمعيت هاي برنج وحشي در بلوكانتي، گوآن زهو، در حاشيه سه رودخانه كوچك انتشار يافته اند، كه هر كدام از يك استخر آب روي تپه پايين مي آيد، به طوري كه استخرها پر از برنج وحشي اند، و آن ها ممكن است به جاي منبع انتشار به كار رفته باشند. بسياري از مكان هاي زراعت نوسنگي كه اكنون كشف شده اند، روي زمين هاي هموار حاشيه رودخانه هاي كوچك قرار دارند. دلتاي رودخانه هاي بزرگ براي مردم اوليه قابل پذيرش نبودند. ظاهرا، به نظر مي رسد مناطق تپه اي نقش مهمي را در رابطه آدميان با برنج بازي كرده است. همه شواهد زيست شناختي نشان مي دهد، زادگاه اوريزا ساتيوا بايستي در نواحي بزرگ بين شرق  هند و جنوب چين باشد. درحال حاضر تعيين يك محل يا محل هاي اهلي شدن برنج به طور هدف دار امكان ندارد. تشخيص انگيزه انسان هميشه پيچيده بوده و هرگز ساده نبوده است و الگوي منحصر به فردي منشأ نباتات زراعي را توضيح نمي دهد.

درآينده، حد اقل به دوخط تحقيق نياز است. يكي مطالعه دقيق كشتكارهاي عصر نوسنگي درآسيا ست. ديگري جستجو براي جمعيت هاي اوريزا پرنيس كه مشابه اجداد اوليه است. اگرچه، واريته هاي گوناگون دراين گونه ها يافت مي شوند، فقط بخشي از آن ها در تكامل برنج زراعي دخالت داشته اند. اگر درجهت گونه هاي آنزيمي مختلف امتحان شود، جمعيت هاي اوريزا پرنيس داراي زادمون هاي همانند اوريزا ساتيوا مي توانند تشخيص داده شوند. علاوه براين، سازگان ژني كنترل عدم ريزش دانه، يكنواختي رويش دانه، بار آوري دانه، و اختصاصات ديگر اهلي كردن نياز به بررسي دارد. درك تكاملي سازگان هاي چند جايگاه ژني همسازشي موجد اين ژن ها مي تواند سررشته منشأ برنج را برما معلوم سازد.                  

زمان و مكان منشأ برنج - فردوس عادلی مسبب

زمان و مكان منشأ برنج

نويسنده: هيرو كو موريشيما

1 – ديدگاه باستان شناسي

توضيح مترجم: انسان موجودي خيالي و خود خواه است. هميشه در تلاش است، خودش را محور كائنات قرار دهد. اما نيروي عقل او به وي كمك مي كند تا از خود محوري خارج شود و جهان بيني علمي را جانشين تخيلات خرافي سازد. نويسنده اين مقاله ( هيرو كوموري شيما، مؤسسه ملي زادشناسي، مي سيما 411، ژاپن) تلاش مي كند، گامي دراين جهت بردارد. من نيز از خوانندگان وبلاگ خود مي خواهم واقع گرا باشند و مرا نيز دراين جهت ياري دهند.   

تا كنون اين سوأل كه برنج (اوريزا ساتيوا) كجا و در چه زماني اهلي شده، بحثي بي نتيجه بوده است. يك صد سال پيش دو كاندول (1882) منشأ برنج را در هند يا هندوچين اعلام كرد. واويلو (1926، 1951) كه تئوري مراكز ژني را كشف كرد، نشان داد، اهلي شدن برنج در هند روي داده است. نظريه وي توسط مؤلفان بعدي يعني راميه و قوز (1951) و سامپات و كونيداسوامي (1958) دنبال شد. اين ديدگاه برپايه شناسايي تفاوت هاي صفات عمده و روابط نزديك بوم شناختي بين برنج هاي وحشي و اهلي (زراعي) در نوع هندي استوار است. به هر حال، تعدادي از نويسندگان چيني از جمله هو(1969) چهارمين مجموعه امكان اهلي شدن برنج در چين را همان گونه كه بعدا گفته خواهد شد، اعلام كردند. لي (1970) نيز مانند سامپاس (1973) تمايل به در نظر گرفتن اهلي شدن برنج در هندوچين را داشت.

ديدگاه تاريخي – باستان شناسي را خلاصه كنيم: در نوع هندي، زيستگاه هاي طبيعي پنجاب پيش از تاخت و تاز آريايي ها داراي سطح تمدن بالايي بود (1500 تا 2000 سال پيش از ميلاد)، و آن ها برنج مصرف مي كردند. قديمي ترين كتاب مقدس به زبان سانسكريت، Rig- Veda ، اگر چه برنج را نام نمي برد، گندم و جو را توصيف نموده است. كتاب سانسكريت ديگري به نام Atharva Veda   ( دو هزار سال پيش از ميلاد) از برنج نام مي برد. آثار زراعت برنج در Gojarat , Rajastan , Pradesh , Uttar Pradesh , Madhya Pradesh , Bihar , Orissa ، بنگال غربي و ميسوري كشف شدند، در هزاره دوم پيش از تمدن شروع شده است (ويشنو – ميتر، 1977). ويلر (1966) بر اساس تاريخ راديو كربن محل هاراپان، جايي كه آثار برنج پيدا شده است، فرض كرد، برنج 17 قرن پيش از ميلاد از هند شرقي به هند غربي و شايد يك قرن بعد به هند مركزي برده شده باشد. از اين رو به طور يقين مي توان گفت: برنج از دو هزار سال پيش از ميلاد يا چند قرن زود تر از آن در هند شناخته شده است.

  از طرف ديگر، شواهد باستان شناسي و مدارك تاريخي نشان مي دهند، كشت برنج در چين هزار سال زود تر از هند رواج داشته است (هو، 1969). زراعت هاي اصلي دوران نوسنگي درچين به زراعت هاي يانگ – شائو 3600 – 4100 سال قبل از ميلاد، ( اساسا در كنار رودخانه  ويي در استان شمال كوه هاي چينگ – لينگ) و لانگئ – شان ( حدود 2000 سال پيش از ميلاد، در سانتونگ و استان هاي شرقي ديگر) طبقه بندي مي شدند. آندرسون (1934) نقطه اي از يانگ – شائو واقع در غرب هونان، آثار پوسته برنج را كه روي قطعه اي از يك كوزه سفالي پيداشده بود، مورد مطالعه قرار داد كه مربوط به 3000 سال پيش از ميلاد بود. دانه هاي برنج كربنه شده مربوط به 4000 و 5000 سال پيش از ميلاد در سانگ – تزو، سينپو – هسين، گيانگسو، هو – مو – دو، يايائو – هسين، و شه كيانگ كشف شدند ( لي، 1970)، به نظر رسيد كه اين دانه ها از نوع شن (Shen) ( نوعي برنج هندي) باشند. بقاياي برنج ماقبل تاريخ حداقل در بيش از 9 نقطه در منطقه رودخانه هويي و درمركز و پايين حوزه رودخانه يانگ تزه كشف شدند، به دوره انتقالي از زراعت هاي يانگ – شائو به لانگ – شان در حدود 3000 سال پيش از ميلاد تعلق داشت. هو (1969) با استفاده از شواهد موجود اعلام كرد كه دلايلي مبني بر اين كه برنج، ابتدا در ناحيه رودخانه هان كشت مي شده است و سپس در هزاره پيش از ميلاد قبل از ورود به عصر نوسنگي مياني در بلندي هاي لوئس رواج يافت. در كشتزارهاي لانگ- شان، برنج به طور وسيعي كشت مي شده است.

درحال حاضر، توزيع او. پرنيس در چين ، به استان هاي جنوبي مانند: وانگ تونگ، وانگ سي، هونان و هاينان محدود است. ولي برنج وحشي شناور با دانه هاي گرد در تسائو، آنه ويي، و برنج وحشي نوع كنگ ( ژاپني) در تانگ – هايي – هسين و كيانگ سو رشد دارد. بنابراين، برنج وحشي در چين قبل از سال  1000ميلادي انتشار وسيعي داشته است. بر طبق نظر هو( 1969)، بر اساس رويدادهاي عمده محلي بين قرون سوم تا يازدهم ميلادي گزارش هاي متعددي وجود دارد. اين مكان ها كه گزارش شده اند، عبارتند از: شليانگ، كيانگسو، آنه وي، هاپي اي و استان هاي هوپي اي، شمالي ترين نقطه تسانگ – چو. در سخنان كاهنان شانگ ( 1600 – 1000 سال پيش از ميلاد) برنج وحشي " ني " ناميده مي شد. سپس براي آن كه تعدادي نام هاي مختلف با عنوان هاي پبشرفته تر، يعني، " لي " و " لو " به كار برده شد. به هرحال، نسبت دادن همه اين مدارك تاريخي به او. پرنيس، ممكن است ناروا باشد. زيرا زيزانيا آكوآتيكا كه در باتلاق هاي چين شمالي پراكنده است و دانه اش " ديوانه برنج" ناميده مي شود، ممكن است به همان روش جمع آوري برنج و وحشي آمريكايي ( ز. پالو تريس) توسط مردم انجام يافته باشد. اگر چه سوألات متعددي به قوت خود باقي مي ماند، مي توان تخمين زد كه جمعيت هاي برنج وحشي در دشت مركزي چين پراكنده شد، دراثر پيش رفت كشاورزي  متمركز در هزاره اخير رو به افول گذاشته است.

كشتكاري عصر نوسنگي در شمالي ترين نقطه تايلند و نواحي مجاور آن كشف شد، به عنوان زراعت ةوآبين هيان شناخته مي شود. تاريخ كربن فاصله زماني وسيعي از 11000 تا 5500 سال پيش از ميلاد را نشان مي دهد. مكن با اهميت غار جني در تايلند غربي به وسله گورمن مطالعه گرديد. وجود سفالينه و ابزارهاي سنگي در لايه هاي اوليه، اتصاد جامعه شكاري را نشان داد. لايه پاياني كه حدود 6000 سال پيش از ميلاد به وجود آمد، با زراعت برنج همراه بود. سفالينه هاي پوشيده، چاقوهاي سنگي مورد استفاده براي برداشت برنج، تيشه هاي مستطيلي شكل، بقاياي نشان دهنده پرورش خوك و جوامع گوناگون مواد گياهي وجود داشتند. نون نوك تا و بان چيانگ واقع در شمال شرقي تايلند، مكان هاي مهم ديگري حاكي از زراعت برنج را معلوم مي كند. گورمن (1977) معتقد شد، زراعت برنج در شمال شرقي تايلند پيش از 4500 سال قبل از ميلاد رواج داشته است. چانگ (1979)، دانه هاي برنج مدفون شده در نون نوك تا را درآورد و آزمايش كرد (3500 سال پيش از ميلاد) اعلام كرد، نتوانسته آن ها را از نوع برنج وحشي تشخيص دهد.

مي توان چنين استنباط كرد، مردم آغاز عصرنوسنگي اساسا داراي اجتماع شكاري بوده و ندرتا به زراعت گياهان معيني تكيه داشتند. برنج وحشي تفاوت هايي را در اندازه و شكل دانه نشان مي دهد، و تشخيص گياهان وحشي از اهلي ( زراعي) هميشه با ظاهر بيروني دانه هاي كربني شده يا نقش هاي آن ها برروي خاك رس امكان پذير نيست. استحكامات باستاني هنوز در چين و آسياي جنوب شرقي پابرجاست، ولي در نواحي گرمسيري مرطوب، گياهان باقي نمانده اند. بنابراين، هنوز نتيجه گيري قطعي درمورد آغاز رويش برنج خيلي زود است.

برنج كاري - 6  مترجم: فردوس عادلی مسبب

سن نشاء در زمان نشاء كاري

سن نشاء براي انتقال به زمين اصلي به دوره رشدي رقم برنج بستگي دارد. ارقام زودرس مانند حسني در سن 25 – 23 روزه براي كشت كنده مي شوند. در اين مرحله نشاء 5 – 4 برگ داشته و مي تواند فتوسنتز كند. در ارقام ديررس و متوسط رس، نشاء ها در سن 30 روزه به زمين اصلي انتقال مي يابند، بدون اين كه با كاهش محصول مواجه گردند. نشاء هاي بعضي از ارقام ديررس در زمان نشاء كاري بايستي 45 روز سن داشته باشد.

     انتقال نشاء هاي مسن تر، ميزان محصول را به شدت كاهش مي دهد. بسياري از برنج كاران گيلاني به نويسنده اين وبلاگ با اين كه بهترين مراقبت را از مزرعه به عمل مي آورده اند، اما محصول نقصان داشته است و علتش همين بود كه سن نشا در زمان نشاء كاري زياد بوده است. نشاء را يك روز پيش تر مي توان كند ولي براي ممانعت از خشكيدن بايستي در داخل آب نگهداري شود.

ضدعفوني خزانه

سطح خزانه را چندين بار با آب تازه شستشو مي دهند و سپس آبگيري كرده و محلول سم ديازينون را با آب پاش به طور يكنواخت مي پاشند. پس از يك شب آب را خالي كرده و دوباره آبگيري كرده و نشاء ها را جهت انتقال به زمين اصلي انتقال مي دهند.

افسانه هايي درباره منشأ برنج - متجم: فردوس عادلي مسبب

افسانه هايي درباره منشأ برنج

 

از كتاب تكنولوژي برنج – نوشته: R. A. Raju

 

هيچ خدمتي بالاتر از سيركردن شكم گرسنگان با برنج نيست. اين مطمعن ترين راه اجابت دعاي رحمت است.

 

افسانه هاي متعددي درباره منشأ برنج وجود دارد. برپايه نظر اسطوره شناسي هند، لرد ماها ويشنو زمين را به زني گرفت و در نتيجه مادر كه زمين باشد، حامله گرديد و برنج را زاييد. هنگامي كه مردم براي سير كردن شكم خود به درگاه خداوند دعا كردند، ويشنو برنج را به ساكنان زمين هديه كرد. بنابراين، برنج به عنوان هديه خدامند در پاسخ به دعاي بشر تقديم وي شده است.

برنج كاري - 5 مترجم: فردوس عادلی مسبب

باتلاقي كردن خاك شاليزار

عمل پيشكاول زني تنها براي تسطيح خاك نيست، بلكه براي مخلوط كردن خاك با آب از طريق بهم زني نيز مي باشد. برخلاف نشاء كاري گياهان ديم كه با سوراخ كردن خاك و قراردادن ريشه گياه در آن انجام مي شود، نشاء برنج با انگشتان دست در خاك باتلاقي شده خاك و آب فروبرده مي شود. هرچه مخلوط آب و خاك فاقد كلوخه هاي درشت باشد، براي نشاء كاري مناسب تر است. باتلاقي كردن مخلوط نادرست خاك و آب، تشكيل و رشد ريشه و سازش گياه با محيط جديد را به تأخير مي اندازد. علاوه براين كود ها در خاك يكنواخت پخش نخواهند شد. چرخ هاي آهني تيلر و تراكتور در باتلاقي كردن خاك بسيار مؤثرند. باتلاقي كردن به موقع براي فرا رسيدن زمان مناسب نشاء كاري اهميت زيادي دارد.

مترجم: باتلاقي كردن زياد از حد، قدرت مانور كارگر و ماشين را در مزرعه كاهش مي دهد. در زمين هاي باتلاقي فاقد زهكش ( آب جي گير) مناسب ، نبايد از پره هاي بزرگ باتلاقي استفاده كرد.

تراكم بذرپاشي در خزانه برنج

با توجه به اين كه، ارزش بذر زياد است و ممكن است قيمت آن نيز بالا باشد، مقادير درست آن را بايستي درخزانه پاشيد، تا از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد. براي تعيين مقدار صحيح بذر در سطح مورد نياز مي توان از فرمول زير كمك گرفت:

    

 

تعداد نشاء در هر كپّه × 100 × وزن هزار دانه بذر برنج (گرم)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                       فاصله نشاء كاري به توان دو

براي مثال در رقم خزر:

وزن هزار دانه = 23 گرم

فاصله نشاء كاري= 20 سانتي متر

تعداد نشاء در هر كپه = 6

                                            

                                             6 × 100 × 23

مقدار بذر لازم براي يك هكتار = ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ =  5/34 كيلو گرم

                                                 20 × 20

مترجم: اغلب برنج كاران مقادير 50 تا 70 كيلوگرم بذر را براي يك هكتار به كار مي برند. اولا مقداري از اين بذر در طول رشد نشاء در خزانه ازبين مي روند و دوما تعداد نشاء در هر كپه را بيش تر مي گيرند. محاسبه بالا براي حلتي ايده آل كه تمام دانه ها به نشاء هاي قوي تبديل شوند، طراحي شده است. اگر يكي از دانه ها ازبين برود، مقدار بذر لازم تغيير خواهد كرد.

          اگر تراكم بذر در خزانه بالا باشد، نشاء هاي بلند و ضعيفي توليد خواهند شد كه در آغاز انتقال به زمين اصلي ازبين مي روند و يا رشد آهسته اي خواهند داشت. اين نشاء ها در زمان كندن نبايد آسيب ببينند. چهار روز پيش از كندن نشاء ها، خزانه را آب گيري مي كنند. اگر خزانه خشك باشد، ريشه نشاء ها صدمه خواهند ديد.