سرآغاز تحقيقات برنج C4

آيا توليد برنچ سي چهار امكان پذير هست؟

در ميان گياهان زراعي نيشكر و ذرت، C4 هستند و توليد شاخ و برگ فراوان كرده و داراي مقاومت زيادي مي باشند. برنج يك گياه C3 بوده و از نقطه نظر زراعي ضعف‌هاي زيادي دارد. علاوه بر برنج، گندم، جو و يولاف نيز به گروه گياهان C3 تعلق دارند. پيش از اين، محققان تمام نيروي‌علمي خود را در كشاورزي برروي برنج دورگه ( هيبريد ) متمركز كرده بودند و در بعضي از كشورها عملكرد توليد برنج را تا 15 تن بر هكتارنيز گزارش داده بودند. كشورچين با توليد برنج هيبريد توانست ميزان محصول برنج خود را به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش دهد. اگرچه، عملكرد برنج در چين خيلي كم تر از مصر است اما اين كشور با استفاده از توليد بذر برنج هيبريد به دليل وسعت زياد زمين‌هاي برنج كاري خود به بزرگ ترين كشور توليد كننده برنج جهان صعودكرده و علاوه برآن، سطح زير كشت برنج خودرا به ميزان قابل توجه اي كاهش داده و آن‌هارا به كشت محصولات ديگر اختصاص داده است. درحال حاضر، كشور چين تكنولوژي برنج هيبريد را در انحصار خود دارد. درايران نيز از 22 سال پيش تحقيقات برنج هيبريد آغاز شده است و اولين بار مهندس محمد صالح محمد صالحي و محمد جواد معين پايه گذار اين برنامه بودند. آن‌ها پيش بيني كرده بودند، با اين روش مي توان به خودكفايي برنج دست يافت. چين با استفاده از افزايش عملكرد اين نوع برنج ديگر نيازي به توليد برج C4 ندارد. دردو دهه اخير دانشمندان تمام تلاش‌هاي خودرا براي دستيابي گياهان C4 به كارگرفته اند.از طرف ديگر، اغلب دانشگاه‌ها و مراگز تحقيقاتي كشورهاي در حال توسعه انتظار مي‌كشند نا پايان نامه‌ها و تزها و پروژه‌هاي تحقيقاتي خودرا در اين زمينه شروع كنند. آيا دانشمندان كشورهاي توسعه يافته به اين راز طبيعت دست خواهند يافت؟ ما به همه دانشمندان ارادت داريم، زيرا آن‌ها اهداف بزرگي در سر داشته اند، حتّي اگر قرن‌ها از مرگ دنيايي آن‌ها گذشته باشد و حتي اگر به دنيا هم نيامده باشند. دانشمندان كاري كه براي ما انجام مي‌هند عبارت است از حقايقي كه در طبيعت وجود دارد اما ما از ديدن آن‌ها عاجزيم. توليد اولين گياه C4 به ويژه برنج سي چهار كاري فوقالعاده پر زحمت بوده و اهميت آن خيلي بيش تر از همه كوشش‌هايي است كه انسان  در سراسرانقلاب به اصطلاح سبز انجام داده است. توليد برنج C4 به تئوري انقلابي جديدي نياز دارد و انجام آن با ابزارهاي قديمي امكان پذير نيست. درحالي كه، انقلاب سبز تنها كشف ساده‌اي از حقايق موجود در طبيعت و متّكي برتئوري زادشناسي مندلي بود. يعني زمينه‌هاي انجام آن قبلا فراهم بود. ملاحظه مي كنيم كه انقلاب سبز اصلا انقلاب نبود، بلكه تنها نام انقلاب را برخود داشت. ايجاد برنج C4 مانند ايجاد يك موجود زنده جديد درمسير تكاملي دارويني است. با مطالعه آناتومي گياهان  C4 در مي يابيم كه آن‌ها ار گياهان C3 مي توانند مشتق شده باشند. درحال حاضر، دركشوهاي مختلف آميزش‌هاي زيادي بين گياه برنج و گياهان C4 انجام شده است. از روش‌هاي ايجاد تغييرات بيوشيميايي و DNA نيز استفاده شده است. همه اين كوشش‌ها مانند اين است كه ما درخت هلو را براي توليد سيب تغيير بدهيم. اين غير ممكن است. به گفته داروين، ممكن است، درميان ميوه‌هاي يك درخت هلو فقط يك ميوه آن به صورت شليل ظاهر شود. به نظر من اين ميوه نمي‌تواند هرگز به صورت سيب محصول بدهد. اگر قرار باشد از گياه برنج C3 گياه C4 ساخته شود، بايستي در مسير تكاملي دارويني انجام شود. چه به طور تصادفي در طبيعت انجام شود و چه انسان شرايط تكاملي را براي آن در طبيعت فراهم كرده باشد. در هردوصورت براساس قانون تكامل دارويني استوار است. بنابراين، تئوري اين انقلاب بر پايه قانون داروين مي تواند تهيه شود. تئوري جديد، عمل جديد و پيروزي يك انقلاب نوين در زيست شناسي، نتيجه تبديل برنج سي سه به سي چهار خواهد بود. جاي تعجب است، بعضي با تزريق آنزيم به گياه برنج يا وارد كردن DNA به برنج C3 انتظارظاهرشدن گياه برنج C4 را دارند. بايد ببينيم، چگونه مي توان در آناتومي گياه تغيير ايجاد كرد و تغييراتي را به وجود آورد تا سلول‌هاي غلاف آوندي كلروفيل دارشده و بتوانند فتوسنتز كنند. ممكن است، برنج سي چهار ساخته شده، بيش‌تر مواد فتوسنتزي خودرا در در كلش خود ذخيره نمايد، درحالي كه ذخاير دانه هدف انسان است.

دانشمندان به راه‌هاي شروع تحقيقات برنج C4 نزديك شده اند

دانشمندان به راه‌هاي شروع تحقيقات برنج C4 نزديك شده اند

گزارش‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه تحقيقات برنج C4 باسرعت بيش‌تري درحال شكل گيري است. اين وبلاگ قبلا نوشته بود كه تنها راه توسعه تحقيقات برنج  براي توفيق در ساخت برنج C4 واضح كردن دقيق مسأله آموزش‌هاي دارويني و تعيين شرايط تكاملي برنج و گندم است. آيا برنج و گندم C4 قبلا وجود داشته اند و اكنون منقرض شده اند؟ اطلاعات دقيقي وجود ندارد تا اين حدث را اثبات نماييم اما تنها از روش‌هاي استنباطي از تئوري داروين مي‌توان دريافت كه در گذشته به دليل بالا بودن غلظت انيدريد كربنيك در جو در رقت پائين اكسيژن گياهان C4 ظاهر شده اند. ذرت از آن دوران تاكنون باقي مانده است اما آيا برنج C4 چطور؟ در مورد گندم و برنج اطلاعي در دست نيست. درحال حاضر ما جهان را رو به تكامل مي دانيم، درحالي كه چنين نيست و به شرايط جهاني قابل دسترسي ما بستگي دارد نه به سطح خيال و گمان‌هاي اثبات نشده ما. نور خورشيد رو به كاهش است به همين جهت بشر در تلاش است تا روش‌هايي را ابداع كند و بتواند بيش‌تر از آن استفاده نمايد. داروينيسم در تمام زمينه هاي مطالعاتي انسان رسوخ يافته است. البته هيچ ترسي از اين وجود ندارد كه كره زمين هم آنقدر سرد شود تا به دماي مريخ برسد و همه موجودات بدشان به قدري تجزيه گردد كه هيچ اثري از آن وجود نداشته باشد. زيرا طبق نظرات دارويني اين كار به تدريج و خيلي آهسته صورت مي گيرد به طوري كه كسي آن را احساس نخواهد كرد.

    بهتر است شرايطي را در آزمايشگاه ايجاد كنيم كه 250 سال پيش در دوره مزوزوئيك وجود داشته است. حال اين سوأل پيش مي آيد كه برنج را چگونه با آن شرايط تطبيق دهيم؟ 

وضعيت توليد برنج C4 همچنان در ابهام باقيمانده است

کوشش های زیادی در پیش برد انقلاب سبز واقعی همچنان ادامه دارد. در صورت پیروزی آن بسیاری از مناطق خشک می توانند تحت کشت برنج های جدید قرار گیرند. اما کیفیت محصول برنج دچار نقصان خواهد گردید. کلید حل معضل کیفیت برنج در دست دانشمندان و کشاورزان هندی قرار دارد.

تفاوت برنج‌هاي C4 نسبت به انواع برنج‌هاي زراعي؟ تلاش براي خود كفايي برنج

تفاوت برنج‌هاي C4 نسبت به انواع برنج‌هاي زراعي؟

برنج‌هاي زراعتي ايران و جهان كه اكنون مورد بهره برداري قرار مي‌گرفته‌اند، در سلول‌هاي غلاف آوندي فاقد كلروفيل بوده و سه مرحله فتوسنتزي، شامل تركيب دي اكسيد كربن با آنزيم روبيسكو كربوكسيلاز و  احياء كربوكسيليك اسيد به تريوز فسفات و توليد مجدد روبيسكو از گليسرآلدئيد با مصرف NADPH و ATP  در سلول‌هاي ميانبرگ و سرانجام سنتز نشاسته در سيتوزول سلول‌هاي آن انجام مي شود. در سلول‌هاي ميانبرگ برگ‌ برنج هاي كنوني تنها آنزيم ريبولوز 1 ، 5 – بيس فسفات وجود دارد كه پذيرنده CO2  مي‌باشد. لازم به توضيح است كه واكنش‌هاي احياء دي‌اكسيد كربن يا چرخه احياء پنتوزفسفات در برنج زراعي كنوني در تاريكي انجام نمي‌شود بلكه تعدادي آنزيم نيازمند نور در آن باعث افزايش غلظت مواد حدواسطي مي‌شود كه چرخه احياء پنتوزفسفات را كاتاليز مي‌كند. دانستن اين موضوع براي كساني كه در حال اصلاح اقام جديد برنج هستند، بسيار ضروري است، زيرا آن‌ها باخيالي راحت مي‌توانند در شب دما را كاهش دهند. اما در روز كه فتوسنتز انجام مي‌شود، دما بايستي در دامنه 29-25 درجه سانتي گراد باشد. اين موضوع كه واكنش‌هاي تاريكي نادرست است و در ذهن بسياري از تحصيل‌كرده هاي دانشگاهي رواج دارد، عادي است اما براي كساني كه به فعاليت‌هاي فيزيولوژيكي برنج توجه دارند، اهميت زيادي دارد. در برنج‌هاي C4 كه بشر در تلاش براي ساختن آن كوشش مي‌كند، احتمالا بايستي چرخه احياء       CO2 مانند ساير گياهان C4 به عنوان مثال در ذرت و نيشكر در سلول‌هاي غلاف آوندي به كمك آنزيم فسفو انول پيرووات‌كربوكسيلاز (PEPc ) انجام شود كه سرانجام منجر به سنتز مالات يا آسپارتات مي‌گردد. مشخصات عمومي برنج C4 تا اين‌جا صرفا يك پيش‌بيني مربوط به احتمالات است كه به رياضيات بيش‌تر مربوط است تا اصلاح برنج. ما اكنون در يك دوران انقلابي بزرگ علمي قرار گرفته‌ايم كه سردمداران آن (رهبران پيشروآن) را دانشمندان رياضي تشكيل مي‌دهند. يقينا بعضي‌ها به من خرده خواهند گرفت كه انگشت روي جايي گذاشته ام كه..... رياضي دانان از فيزيولوژي و اكولوژي و زراعت اطلاعي ندارند. يك سال مي‌توانند هشت سال درس خواندن مارا جبران كنند. جبر احتمالات براي همين است كه يك انقلابي در توليد غذاي بشر در پيش است و آيا پيروزي آن امكان پذير هست يا خير؟ با تجربه اي كه بشر از گياهان زراعي C4 دارد، با توليد برنج C4 قطب برنج تغيير خواهد كرد، زيرا مناطق خشك و گرمسير به كشت برنج خواهد رفت كه اين نهايت آرزوي بشر است. اما بعيد به نظر مي‌رسد كه شباهتي به برنج كنوني يا ذرت و يا سورگوم و ارزن داشته باشد. از اين گذشته، كربوهيدرات‌هارا در كدام اندام ذخيره خواهد كرد؟ مانند نيشكر در ساقه يا مانند ذرت در بلال يا مانند سورگوم در خوشه و يا حتي مانند ارزن كه هيچ شباهتي به برنج ندارد. مؤسسه تحقيقات برنج بين المللي ويژگي‌هاي برنج C4 را اعلام كرده است‌كه از جبر احتمالات رياضي استنباط شده است. لازم به توضيح است كه اين مؤسسه در دو انقلاب گذشته نقشي نداشته است. زيرا انقلاب سبز اول توسط ژاپني‌ها و دومي توسط چيني‌ها انجام شده است. اما علارغم اطلاعيه هاي مؤسسه بين المللي برنج و سازمان خواروبار جهاني، به نظر مي‌رسد، هندي‌ها قدم‌هاي اوليه را برداشته باشند. اما ما فعلا مي‌توانيم به مطالعه گياهان ديگري كه آن‌هارا C4 تشخيص داده ايم ادامه دهيم و نتايج آن را با برنج زراعتي كنوني و برنج پيش بيني شده (C4 ) مقايسه كنيم تا شايد بتوانيم نتايج پيشرفت تحقيقات آينده برنج را درك كنيم.         

شواهد حاكي از اين است كه گياهان C4 در واحد تشعشع فعال فتوسنتزي دريافت شده، مقادير بيش‌تري از بيوماس‌را توليد مي‌كنند. اين عمل به علت دو عامل زير صورت مي‌گيرد: اول اين كه، گياهان C4 در دماي بالاتر از 30 درجه سانتي گراد داراي عملكرد كوانتوم بيش‌تر از C3 هستند ( در دماي پايين‌تر و افزايش فشار جزيي CO­­­­2 اتمسفري اين برتري C4 نسبت به C3 كاهش مي‌يابد). دوم اين‌كه، گياهان C4 داراي سرعت آسيميلاسيون CO­2‌ بزرگ‌تري بر واحد نيتروژن برگ هستند( اين برتري گياهان C4 با افزايش شاخص سطح برگ يا مقدار نيتروژن كانوپي كاهش مي‌يابد). ارزش پروتئين آنزيم‌هاي C4 بر واحد كلروفيل محاسبه شد و معلوم گرديد كه مشابه فتوسنتز گياهان ‍C3  است. با اين‌حال، سرعت آسيميلاسيون CO2 بر واحد نيتروژن در گياهان C4 بيش‌تر از C3 مي‌باشد، زيرا فشار جزئي بالا  در سلول‌هاي غلاف آوندي باعث عمل نزديك به حداكثري را در سرعت كاتاليزوري آنزيم روبيسكو و تفوّق تنفس نوري مي‌گردد. آناتومي برگ برنج با توجه به وضعيت متابوليسم C4 آزمايش شد. كلروپلاست‌هاي غلاف آوندي تنها يك جزء كوچكي از كلوپلاست‌هاي موجود در برگ برنج را تشكيل مي‌دهند. علاوه براين، با درنظر گرفتن اين كه سلول‌هاي مزوفيل بلافاصله در مجاور سلول‌هاي غلاف آوندي برگ‌هاي گياهان C4 قرار گرفته اند، سلول‌هاي مزوفيل متعددي بين آوند‌هاي برنج وجود دارند كه كارآيي چرخه C4 را درآن‌ها كاهش مي‌دهند. بنابراين براي مهندسي‌كردن ( طراحي كردن ) مسير C4 در برنج كاري مشقت‌بار و دشوار است. بنابراين، طبيعي است اسب‌هاي دانشمندان در سربالايي هم‌ديگر را گازبگيرند زيرا آن‌ها سرعت عمل را زياد خواهند كرد.

آيا برنج‌هاي C4 بيوماس بيش‌تري نسبت به نوع C3 توليد مي‌كند؟

بسياري از سازمان‌هاي تحقيقاتي در تلاشند، از طريق تغيير برنج C3 به C4عملكرد برنج را افزايش دهند. درصورت تحقق اين ايده خود كفايي برنج با رساندن عملكرد برنج به 14 تن در هكتار موفقيت جديدي خواهد بود.  

راندمان مصرف تشعشع ( RUE)

          در ادبيات فتوسنتز C4 مباحثي طولاني و مداومي وجود دارد كه به دنبال كشف توانايي توليد بيش‌تر گياهان C4 نسبت به C3 مي‌باشد. آوان (1975) سرعت رشد ماكزيمم گياهان زراعي را تعيين كرد و معتقد گرديد كه سرعت رشد گياهان C4  نسبت به C3 مشابه هم هستند. مانتيس (1978) با اين نظر به مخالفت بر خاست و با آوردن دلايلي نيمي از اين نظر را رد كرد و سرعت رشد گياهان C4 را نسبت به C3 به ترتيب 52 به 5/36 گرم بر متر مربع بر روز اعلام كرد. مشاهدات افزايشي بيوماس نهايي در مقابل طول فصل رشد نشان داد كه براساس جذب اشعه خورشيدي گياهان C4 حدود 40 درصد بيش‌تر از C3 بيوماس توليد مي‌كنند. متعاقبا، اسنايدول (1991) با تجزيه و تحليل 34 گونه گياهي در 88 مكان اعلام كرد كه گونه‌هاي C4 در دوره‌هاي ساليانه محصول بيش‌تر از C3 توليد نمي‌كند. او معتقد گرديد كه نظرت پيشين درباره توانايي توليد بيش‌تر C4 نسبت به C3 به علت انتخاب احساس مشاهدات بوده است. اگرچه ، نتايج اسناديول، توسط دانشمندان ديگري مانند لانگ(1999) مورد ترديد قرار گرفته بود، اما به عرض‌هاي جغرافيايي پاييني اشاره داشت كه 10 گزارش از گياهان C4 با عملكرد بيش از 50 تن برهكتار در مقابل يك گزارش از گياهان C3 وجود داشت. لانگ (1999) پيشنهاد كرد، برتري گياهان  C4 در عرض‌هاي جغرافيايي پايين‌تر تحت تأثير عملكرد كوانتوم زيادتر قرار دارد، ولي براي توليد بيوماس به اطلاعات جزء آسيميلاسيون CO2 مصرف‌شده در تنفس و توزيع برگ‌ها نياز دارد.

          يكي ديگر از مشاهدات رشد گياهان زراعي توسط كي‌نيري و همكاران (1989) تهيه شده است. برداشت پي در پي بيوماس اندام‌هاي هوايي (برون خاكي) و تخمين رهگيري تراكمي تشعشع فعال فتوسنتزي (PAR) براي محاسبه راندمان مصرف نوري ذرت، سورگوم، گندم و برنج مورد استفاده قرار گرفت. جدول I ميانگين اين مقادير را براي هريك از گونه‌هاي نام‌برده شده در بالا، نشان مي‌دهد. متوسط دو گياه زراعي C4 داراي راندمان مصرف نور بيش‌تر از دوگياه رزاعتي C3 بود. با اين‌حال، سورگوم و كندم مقادير يكساني داشتند. كي‌نيري و همكاران (1989) دو مقدار متوسط 2.7 و 2.2 گرم برمگاژول را براي برنج به دست آوردند. اين پيشنهاد مجددا توسط ميشل و همكاران ( 1998) مورد بازبيني و بررسي قرار گرفت كه مقادير ميانگين 2.2 گرم بر مگاژول براي برنج به دست آمد.

          بنابراين، منطقي به نظر مي‌رسد كه در برنج راندمان مصرف نور پايين‌تر از گياهان C4 سورگوم و ذرت باشد. در ادامه بحث ما دو ويژگي زير را در باره راندمان مصرف نور كم در فتوسنتز گياهان C4 مورد بررسي قرار مي‌دهيم. اولين ويژگي مربوط به عملكرد كوانتوم يا مقدار CO2  تثبيت شده بر هر كوانتوم جذب شده است. در كانوپي يك گياه زراعي، عملكرد كوانتوم اهميت زيادي دارد. زيرا نور بين برگ‌ها طوري توزيع مي‌گردد كه اشعه رسيده به هر قطعه برگ براي اشباع نوري پايين بهتري صورت گيرد. سرعت آسيميلاسيون CO2 شديدا به عملكرد كوانتوم بستگي دارد. ما پاسخ عملكرد كوانتوم به CO2  و دما را در برگ‌هاي گياهان C3 و   C4با هم مقايسه كرديم. براي توضيح پخش نيتروژن بين پروتيين‌هاي گوناگون لازم در آسيميلاسيون CO2  و محاسبه سرعت آسيميلاسيون CO2  براي يك طرح C3 برابر با C4 از اطلاعات انتشار يافته استفاده كرديم.

جدول I – راندمان مصرف انرژي براي توليد بيوماس اندام‌هاي هوايي ( كي‌نيري 1989).

گياه زراعي

گرم بر مگاژول

 

ذرت

سورگوم

گندم

برنج

3.2±0.7(12)

2.8±0.4(14)

2.8±0.2(5)

2.2±0.2(3)

 

   

 عملكردكوانتوم

در تشعشعات پايين، سرعت آسيميلاسيون CO2 با افزايش تشعشع به طور خطي افزايش مي‌يابد و عملكرد كوانتوم شيب رابطه است. هنگامي كه تنفس نوري در اثر فشار جزئي بالاي CO2 و پايين O2 متوقف مي‌شود.

هدف پايان نامه دوره كارشناسي ارشد

پايان نامه نبايد به صورت يك آزمايش ساده اي كه معمولا در يك آزمايشگاه آكادميكي به اجرا در مي‌آيد، باشد. هر پايان نامه بايستي داراي ايده اي باشد و به سوالاتي پاسخ دهد. وقتي شما پايان نامه خيلي از بزرگان علم و انديشه را بازنگري كنيد، مشاهده مي‌كنيد كه يك آزمايش ساده اي بيش نيستند و مشابه يا كپي آن در ده‌ها طرح ديده مي‌شود و با علم آمار اندكي آرايش يافته است. اين موضوع مرا بر آن داشت تا با توجه به سابقه علمي خودم در تحقيقات برنج، يك كار پژوهشي وزيني را انجام دهيم. اگرچه انتقال مجدد ماده خشك ( تغييرات ماده ) عنوان اصلي پايان نامه است، اما لازم بود به طور هم‌زمان با آن موارد ديگري مانند منبع و مخزن، تغييرات ريشه نيز اجرا شود كه گزارش نشد. حتي انتقال مجدد نيز براي همه قسمت‌هاي گياه برنج به دو دليل محدوديت صفحات مقرر دانشگاه گيلان و اشكالات جزئي آن كه مربوط به محدوديت‌هاي امكاناتي موجود بود، گزارش نگرديده است. تغيير ماده براي تمام اندام‌هاي گياه به طور مجزا مانند هريك از ميانگره‌ها، گره‌ها، برگ‌ها به طور جداگانه، دانه‌ها ( عملكرد )، شاخه اصلي، شاخه‌هاي فرعي ( شاخه‌هاي به غير از شاخه اصلي گياه ) و ازهمه مهم‌تر ريشه، كاري بود كه براي اولين بار انجام مي‌گرديد زيرا تا آن زمان جريان ماده و انرژي فقط براي كل گياه بررسي مي‌شد. بيش از 760 متغير خواهد شد. كه بايستي به طور همزمان در يك آزمايش انجام شود. براي توسعه كشاورزي گياهان مختلف پس از مطالعه مورفولوژي حتما بايستي جريان ماده و انرژي به سبك اين طرح اجرا گردد. اما هرگز و به هيچ عنوان از كسي نخواهيد به تنهايي كاري را كه من انجان دادم انجام دهد، حداقل به 5 نفر نيروي كار آموزش ديده و علاقه‌مند در يك روند كاري مداوم و پشت سر هم نياز است. نتايج اين تحقيق به شما نشان خواهد داد كه جريان تغيير ماده به منظور تشكيل عملكرد چگونه است؟ قبل از اجراي اين پايان نامه كشاورزان عمليات زراعي را به منظور افزايش عملكرد بيگدار به آب مي‌زدند. زيرا فقط دانه را مي‌بينند نه تغييرات براي مثال ريشه را و اثرات محيطي مانند خاك، آبياري، هوا، خشكي، شوري و حتي عناصر غذايي گياه به غير از اين روش امكان‌پذير است. اين تحقيق فكر مادي را توسعه داده است. براي مثال ساقه گياه زراعي كدو به طول 8 متر داراي 5 گل ماده است، ممكن است همه آن‌ها به محصول برسد يا تنها يكي از آن ها. چرا؟ با برسي جريان ماده و انرژي مي‌توان به آن پاسخ داد. چرا در گياه آقطي يا شوند گيلكي همه گل‌ها به ميوه تبديل مي‌شوند؟ و سوالت بسياري ديگر. با معذرت از اين‌كه نتوانسته ام جداول پايان نامه را به درستي در وبلاگ قرار دهم. پير شده امو حوصله ندارم و كمي عقل خودم را هم ازدست داده ام. تشكر از شما.