او نمي‌دانست، چه كار مهمي انجام داده‌است. او رقم برنج جديدي را كشف كرده بود و هنوز هم خودش را از دانشمندان نخبه زمان نمي‌داند. چون يوسف اصلا سواد ندارد. اين كه من تاكنوم در بعضي از مقالات خودم نوشته ام كه گيلاني ها از هوش سرشاري برخوردار هستند، تكيه بر همين نكته است كه علي و يوسف هيچكدام سواد نداشتند، ژنتيك نمي‌دانستند. اما نتايج تحقيقاتي آن‌ها نه‌تنها در ايران بلكه در سراسر جهان انتشار مي‌يافت. اصلا مهم نيست من و شما كي هستيم؟ مهم اين است تا زماني كه زيست داريم روي محيط زيست اثر مناسبي برجاي بگذاريم. فرهنگ به سواد ربطي ندارد. فرهنگ يوسف هاشمي و علي كاظمي آنقدر توسعه يافته بود كه اثر بگذارد. بقيه را از وبلاگ لادمخ پرشين بلاگ در مورد ارقام برنج هاشمي و علي كاظمي پي گيري نماييد. تا از نخبگان درس ياد بگيريم و راه زندگي را بيابيم و اينقدر بي‌تفاوت نباشيم. با اين حال ما چهار كلمه از علم ياد گرفته‌ايم و اگرنه هيچي، فكر مي‌كنيم بايد ميليارها براي ازمايش‌هاي اكوفيزيولويكي صرف كنيم تا بتوانيم به خودكفائي برنج دست يابيم و آنگاه از وارد كننده برنج به صادركننده آن تبديل شويم. يال و كوپال بايد داشته باشيم.دفتر و دستك. همه اين‌ها را داشته باشيم، خواهيم توانست مثل يوسف و علي برنج 14 تني توليد كنيم. منظور نه علي و نه يوسف و نه برنج باشد، تو هستي هم‌وطن كه مي‌تواني جهاني را بسازي. در زير خاكستر و در چند ميلي متري دماغه باروت هم ميتوان محيط زيست را آنچنان ساخت كه خود مي‌خواهيم، خود دوست داريم، خود مي‌پسنديم و خود در مسير حق مي‌فهميم.